گنجور

شمارهٔ ۴۴

 
امیر معزی
امیر معزی » غزلیات
 

جانا جفا نکردم هرگز به جای تو

کارم به جان رسید زجور و جفای تو

هرچند جز جفا نکنی تو به جای من

حقا که جز وفا نکنم من به جای تو

دل برده‌ای اگر ببری جان روا بود

زیرا که جان نخواهم جز از برای تو

ور صد هزار جان بودای دوست مرمرا

من وقف کرده‌ام به دعا و ثنای تو

من بی‌رضای تو نکنم عیش در بهشت

حاشا که دوزخ است مرا بی‌رضای تو

هر روز بر امید جمالت هزار بار

سجده‌کنم به‌ پیش سریر و سرای تو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام