گنجور

شمارهٔ ۴۲

 
امیر معزی
امیر معزی » غزلیات
 

بربود روزگار تو را از کنار من

وز تن ببرد داغ فراقت قرار من

جفت دگر کسی و غمان تو جفت من

یار دگر کسی و فراق تو یار من

تو شادمانه جای دگر بر مراد خویش

وینجا به جان رسیده زعشق تو کار من

تا از کنار من تو کرانه گرفته‌ای

بی‌خون دل نبود زمانی کنار من

هر جایگاه که روزی با تو نشسته‌ام

آن جایگه شدست‌ کنون غمگسار من



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

* برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با این شعر از نسخه‌های خطی اینجا را ببینید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدفر نوشته:

بیت آخر «هر جایگه مه روزی»

👆☹

پشتیبانی آهنگهای مرتبط از سایت اسپاتیفای