گنجور

شمارهٔ ۱۱

 
امیر معزی
امیر معزی » قطعات
 

جهان ‌گشاده ثنای تو را چو شیر دهان

زمانه بسته رضای تو را چو تیر کمر

غبار موکب تو کرده چشم گردون کور

صهیل مرکب تو کرده گوش گردون کر

فکند رمح تو هر ساعتی از آن مردم

ربود تیغ تو هر لحظه‌ای از آن لشکر

هزار جوشن و تن در میانهٔ جوشن

هزار مغفر و سر در میانه مغفر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام