جور تو گر عنان بجنباند
آسمان در رکاب او راند
به لب آمد هزار جان وقت است
که قبولت بسی بجنباند
گفتی آن وعده یاد میداری
هم بر آنم خدای میداند
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
جور تو گر عنان بجنباند
آسمان در رکاب او راند
به لب آمد هزار جان وقت است
که قبولت بسی بجنباند
گفتی آن وعده یاد میداری
هم بر آنم خدای میداند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تمجید از محبوبی میپردازد که تأثیر بسیار عمیقی بر روح و جان او دارد. او بیان میکند که اگر عشق محبوبش ظهور کند، تمام آسمانها به خدمت او درمیآیند و جانهای زیادی برای جلب رضایت او آمادهاند. شاعر همچنین به وعدههایی که از محبوب شنیده اشاره میکند و ابراز میکند که در انتظار تحقق آن وعدهها است. از این رو، حس انتظار و اشتیاق به عشق او در شعر به وضوح احساس میشود.
هوش مصنوعی: اگر بیعدالتی و ناعدالتی تو باعث شود که آسمان هم به جنبش درآید، آن وقت در کنار او حرکت خواهد کرد.
هوش مصنوعی: پرندگان به وفور در سرزمین ما آمدهاند و این زمان مناسبی است که تو را بخوانند و دلهای زیادی را به جنبش درآورند.
هوش مصنوعی: تو گفتی که آن وعده را به یاد میآوری و من نیز بر همین عهد هستم، خداوند میداند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خواجه جهان حیل بسی داند
وز غدر همی به جادویی ماند
گر تو به مثل به ابر بر باشی
زانجات به حیلهها فرو خواند
تا هر چه بداد مر تو را، خوش خوش
[...]
دل سکهٔ عشق مینگردانَد
جان خطبهٔ عافیت نمیخواند
یک رشتهٔ جان به صد گره دارم
صبرش گرهی گشاد نتواند
گفتی به مغان رو و به می بنشین
[...]
در روی تو دل به ما نمیمٰاند
در راه تو سر ز پا نمیمٰاند
برقع ز جمٰال اگر براندازی
یک خرقهٔ پارسا نمیمٰاند
گر جلوه چنین کنی تو، یک زاهد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.