گنجور

 
اثیر اخسیکتی

دهان تنگ آن دلبر نشان طبع من دارد

که در یک نقطه و همی جهانی در وطن دارد

گهرها در شکم دارد لب یاقوت فام او

وزاو سربسته هر نکته شکرها در شکن دارد

چنان خندد که پنداری صبا بر لؤلؤ شبنم

دهان لاله رعنا فرا روی چمن دارد

نهان چون چشمه خضر است هر کزوی کنف جوید

سر حسرت گرفته چون سکندر در کفن دارد

چون روح القدس معصوم است و زماروی می پوشد

چو حور العین هم جانست و یاقوتی بتن دارد

دمی کزوی صفت گوید چو احمد مهرلاجوید

لبی کزوی عصا جوید چو موسی داغ لن دارد

سخن های فراخ او که در عالم نمی گنجد

شگفت آید بدان تنگی که او جای سخن دارد

به مهمان خانه عصمت نمکدان ملائک را

کسی داند که گوش جان بدان شیرین دهن دارد

کجا رمزی در اندازد قتیلی چون حسین آرد

کجا زهری برافشاند شهیدی چون حسن دارد

خرد شارب همی خواند نشانی را که پنداری

سواد لاله بر عنوان درج یاسمن دارد

نشاط آهوان غمزه ی او خود عجب نبود

که گرد سبزه جان سبز از مشک ختن دارد

جهان را مژده میآرد بشعر آبدار من

بدین شادی دهانش چرخ پر در عدن دارد

همی گوید بحمدالله اثیر امروز در کیهان

طراوت نظم او دارد که بوی عشق من دارد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
نسیمی

گل صدبرگ من سنبل بر اطراف سمن دارد

رخ یار من از نسرین خطی بر نسترن دارد

عذارش گرچه از نسرین سواد مشک پیدا کرد

ز مشک سوده رخسارش غباری بر سمن دارد

به چین زلف پرچینش که کرده سنبلش صد ره

[...]

خیالی بخارایی

اگرچه دل نصیب از چشم شوخت مکر و فن دارد

دهان و ابرویت پیوسته باری نقش من دارد

دلم را عاقبت از شمع رخسار تو روشن شد

که خطّت هرچه دارد جمله بر وجه حَسَن دارد

شنیدم با دهان تو ز تنگی لاف زد پسته

[...]

صائب تبریزی

مرا فکر غریب آواره دایم از وطن دارد

که از نازک خیالان اینقدر درد سخن دارد؟

اگر نه روی گرم کارفرما در نظر باشد

که در شبها چراغی پیش دست کوهکن دارد؟

سفر کن تا چو یوسف شمع امیدت شود روشن

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
سلیم تهرانی

چه پروای گلستان و سر و برگ چمن دارد

چو غنچه آنکه گلشن در درون پیرهن دارد

چنان از حلقه ی زلف تو باد صبح مشکین است

که پنداری گذر بر ناف آهوی ختن دارد

اسیر عشق را بر زندگانی اعتمادی نیست

[...]

اسیر شهرستانی

نزاکت اینقدر نی برگ گل نی یاسمن دارد

به هر عضو تو خوبی یوسفی در پیرهن دارد

ز تاراج غمش راهی به دلها کرده ام پیدا

نگاهش سرگران از هر که گردد رو به من دارد؟

چمن پیرا به رنگی امتحانم می کند هر دم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه