جهان پیر باز از دست نیسان خرقه میپوشد
مبارک بادش ار بر دُردخواران زهد نفروشد
قبای سبزه میبینی صبا کسوت همیدوزد
ردای سرو میدانی چمن خلعت همیپوشد
شکوفه زیر لب بر ساغر خیری همیخندد
چو میبیند که اسباب طرب نرگس همینوشد
کشیده تیغ عصیان سرخ بید و شوخ میآید
به خنده گل همیگرید مگر خونش همیجوشد
نسیم از شاخ منبر میکند وز فاخته قاری
خدایش یار بادا، گر برای دین همیکوشد
زبان از نوحه بربندد سحرگه بلبل عاشق
اگر یک آه خونآلود این بیچاره بنیوشد
ولیکن ز آن همیترسم که بلبل چون فروماند
به درگاه شه آید و ز اثیر خسته بخروشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییهای طبیعت و حال و هوای آن در فصل بهار میپردازد. شاعر به زیبایی شکوفهها و سرسبزی گلها اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه این زیباییها سبب شادی و طرب در دلها میشوند. همچنین به تضاد میان زیبایی و غم نیز اشاره میکند؛ مثلاً بلبل عاشق که در حال نوحهخوانی است و ناله میکند، شاید به خاطر جدایی و رنج است. در کل، این شعر تجلیگاه ارتباط عمیق انسان با طبیعت و احساسات متضاد درونش است.
هوش مصنوعی: جهان کهن دوباره از نیسان لباس جدیدی به تن میکند. خوشا به حالش اگر در برابر زیادهخواهان خود را خالی نشان ندهد و از زهد واقعی محافظت کند.
هوش مصنوعی: نسیم بهاری، در حال دوختن لباس سبز برای درختان است و میتوانی ببینی که چطور گلها و گیاهان در باغها به زیبایی لباس میپوشند.
هوش مصنوعی: شکوفه به ساغر که حاوی شراب است، لبخند میزند و این را میبیند که ملکوتی و زیبایی، مانند نرگس، از آن مینوشد و از شادی آن لذت میبرد.
هوش مصنوعی: عصیان طبیعت سرخی و شوق دارد و در این میان، گل با خیالی شاداب دیده میشود که در عین حال، گویی از دلش غمی هم میجوشد و میگرید.
هوش مصنوعی: نسیم از شاخ منبر وزیده و قاری فاخته با صدای دلنشینش دعا میکند که خداوند یار او باشد، اگر او برای دین تلاش کند.
هوش مصنوعی: بلبل عاشق اگر در صبحگاهی یک آه پر از غم بکشد، دیگر زبانش به نوحهسرایی نخواهد گشود.
هوش مصنوعی: اما از این میترسم که بلبل وقتی به درگاه پادشاه بیافتد، از شدت خستگی و ناراحتی به فریاد درآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به بستان شو که شاخ از باد خلعتها همیپوشد
تقاضا کن که هر گلبن همی با حور میکوشد
نه چشم است آنکه بر صحرا جنان باغ کم بیند
نه گوش است آنکه در بستان سماع مرغ ننیوشد
کنون عابد کند مسیتی و جان و مال در بازد
[...]
نگارینا به صحرا رو که صحرا حله میپوشد
ز شادی ارغوان با گل شراب وصل مینوشد
به گل بلبل همی گوید که نرگس میکند شوخی
مگر نرگس نمیداند که خون لاله میجوشد
چه پندم میدهد سوسن که گرد عشق کمتر گرد
[...]
نگارینا به صحرا رو، که بستان حله میپوشد
به شادی ارغوان با گل شراب لعل مینوشد
به گل بلبل همی گوید که نرگس میکند شوخی
مگر نرگس نمیداند که خون لاله میجوشد؟
زبانم میدهد سوسن که گرد عشق کمتر گرد
[...]
بتی دارم که چشم مرحمت پیوسته می پوشد
به قول مدعی با قتل من هر لحظه می کوشد
چو بعد از مرگم آن نو خط بغیری باده می نوشد
ز خاکم سبزه می روید ز خونم لاله می جوشد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.