آنم که زین بر اسب تمنا نهادهام
تا لاجرم، چو باد سوار و پیادهام
افتادهام چو مشک بر آتش به جرم آنک
در بر هزار نافه خاطر گشادهام
لرزندهام ز جنبش هر باد و بر حقم
زیرا چو شمع مجلس شاهان ستادهام
مفلس شدم ز سیم، بماند این یک از هنر
صد کنج در خزانه خاطر نهادهام
زان کنج دست نقب زمان کوته است از آنک
سی سال شصت بار زکاتش بدادهام
منگر به خامشیم که بر سنگ تجربت
چون مشک سودهام، نه چو کافور سادهام
طوفان صاعقه است مرا، در جگر چو ابر
بر طارم فلک، نه گزاف ایستادهام
الحق، تَغابُنی است که با این همه نری
مَغبون کند، به شعبده ایام مادهام
دزدم برهنه کرد بدان سان که گوییا
این لحظه از مشیمه مادر بزادهام
ای آنکه، دست گیری افتاده رسم توست
وقت است، دست گیر که سخت اوفتادهام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر احساسات عمیق و دردهای شاعر را بیان میکند. شاعر در آن به تمنا و آرزوهایش اشاره میکند و تشبیهاتی زیبا به کار میبرد تا نشان دهد که چگونه در زندگی مانند باد در حال حرکت است. او به تجربیات تلخ و غمهایش میپردازد و از منازعات درونی و آرزوهای ناتمامش صحبت میکند. شاعر احساس میکند که بر اثر سختیها و چالشها، در حال فروپاشی است و به کمک و حمایتی نیاز دارد. در نهایت، او از شخصی که به او نزدیک است درخواست میکند تا او را در این شرایط بحرانی یاری کند.
هوش مصنوعی: من کسی هستم که آرزو را مانند سوار شدن بر اسب در دل دارم، تا جایی که در هر حال، چه سوار باشم چه پیاده، با شتاب و سرعت پیش میروم.
هوش مصنوعی: من مانند مشک در آتش به خاطر این هستم که در آغوش کسی هزاران زلف نرم و دلنشین را به یاد میآورم و به خاطر آن به سختی دچار عذاب شدهام.
هوش مصنوعی: من از حرکت هر نسیمی میترسم و این ترس بر حق است، زیرا مانند شمعی در مجلس شاهان ایستادهام.
هوش مصنوعی: از دارایی کم شدم، اما این یک چیز را از هنرهایم در ذهنم نگهداشتهام.
هوش مصنوعی: در آن گوشه یا مکان، زمان به سرعت میگذرد و از آنجا که من برای مدت طولانی، به مدت شصت بار زکات خود را پرداخت کردهام، به این نتیجه رسیدهام که زندگی خیلی کوتاه است.
هوش مصنوعی: نگاهت به سکوت من نباشد، زیرا که من مانند مشک که در سنگ کوبیده شدهام، تجربه و عمق دارم، نه مانند کافوری که ساده و بیتجربه است.
هوش مصنوعی: من همچون طوفانی و خشمگینام که درونم را از آتش صاعقه پر کرده و بر فراز آسمان چون ابری در طوفان ایستادهام، اما به هیچ عنوان بیهوده در اینجا نیستم.
هوش مصنوعی: راستی، این نادانی من است که با وجود تمام این قدرتها، با ترفندهای زمانه فریب میخورم و در کسب و کار زندگیام زیان میبینم.
هوش مصنوعی: مرا به گونهای عریان و بیپناه کرد که گویی در همین لحظه از رحم مادر متولد شدهام.
هوش مصنوعی: ای کسی که همیشه به کمک دیگران میشتابی، وقت آن است که به من نیز یاری رسانی، چرا که به شدت به زحمت افتادهام و نیازمند یاری تو هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صدرا اگرچه تو ز من آزاد و فارغی
داری خبر که بندهام و بندهزادهام
افتاده برگرفتن، از اقسام سروریست
برگیر پس مرا که بدین سان فتادهام
یکباره در مبند درِ لطف و مردمی
[...]
رحمی که بر در تو غریب اوفتادهام
در خون دل ز دست تو چون جام بادهام
دی باد صبح بوی تو آورد سوی من
امروز دل به سوی تو بر باد دادهام
از بهر نیمبوسه که بر پای تو دهم
[...]
من صید زخمخورده از پا فتادهام
رحمی، که بر سپردن جان، دل نهادهام
اظهار دوستی زبانی کند چو خصم
باور کنم محبتش، از بس که سادهام
از یمن عشق، دیدن رویم مبارک است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.