پایبوس آن بت سنگیندلِ یاقوتلب
آرزو دارم شبی تا روز و روزی تا به شب
مُردم از شوق لبش، تا کی ادب دارم نگاه؟
میروم گستاخ پیش و میکنم ترک ادب
کس مهل پیش منِ بیمار، ای همدم مباد
نام او ناگه برم بیاختیار از تاب تب
من که عمرم رفت بر باد و به جانان زندهام
ماندهام در روی او بیخود همی مانم عجب
روزی هر کس به قدر بخت باشد لاجرم
سنگ بیدادم زند نخلی کزو جویم رطب
خلق گویند آب حیوان عمر جاویدان دهد
باری ای آب بقا! کُشتی تو ما را در طلب
گر چه میگویند خلقی نام این مجنون به یار
خوش بود اهلی شنیدن تازی از لفظ عرب


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و شوق خود نسبت به محبوبی دلنواز اشاره میکند و از تمایلش برای نزدیکی به او سخن میگوید. او با ستایش زیبایی و دلربایی معشوق، ادب را ترک کرده و به عشق خود میبالد. احساساتی چون شوق، درد و دیوانگی در کلامش موج میزند و میگوید که عمرش در آرزوی وصال محبوب گذرانده شده است. شاعر به کنایه از جهانی پر از رویاها و آرزوها صحبت کرده و در نهایت، نام محبوبش را به شوق میبرد و به دنبال بقا و آب حیات میگردد.
هوش مصنوعی: میخواهم شبی به پای آن معشوق زیبا و دلسرد، که مانند یاقوت لبهایش جلوهگری میکند، برسم و لحظهای را در کنار او بگذرانم، از شب تا روز و از روز تا شب.
هوش مصنوعی: مردم به خاطر شوق و محبت به لبان او، تا چه اندازه باید خود را مهار کنم؟ من به جلو میروم، با جسارت و بیادبی.
هوش مصنوعی: هیچ کس به تو اجازه ندهد که به من نزدیک شوی، ای همدم. مبادا که ناگهان نام آن بیمار را ناخواسته بر زبان بیاورم و از شدت عشق بیاختیار شوم.
هوش مصنوعی: من که عمرم بیهوده گذشت و هنوز به یاد محبوبم زندهام، در کنار چهرهاش بیخود و شگفتزده باقی ماندهام.
هوش مصنوعی: هر فردی به اندازه شایستگی و سرنوشت خود، در زندگی به مشکلات و چالشها برمیخورد و در نهایت، چیزی به دست میآورد که در دنبالش بوده است؛ مانند درخت نخل که میوهاش را به ما میدهد.
هوش مصنوعی: مردم می گویند که آب حیات باعث عمر طولانی و جاودانه می شود. بنابراین، ای آب بقا، کشتی ما را در جستجوی خود نجات بده.
هوش مصنوعی: اگرچه برخی میگویند که نام این عاشق دیوانه به خاطر محبوبش زیباست، اما شنیدن زبان عربی برای اهالی خودشان شیرینتر است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دوست دارم کودک سیمینبرِ بیجاده لب
هر کجا زیشان یکی بینی مرا آنجا طلب
خاصه با روی سپید و پاک چون تابنده روز
خاصه با موی سیاه و تیره چون تاریک شب
هر که را زینگونه باشد ماهرویی مشکموی
[...]
بر من بیچاره گشت سال و ماه و روز و شب
کارها کردند بس نغز و عجب چون بلعجب
گشت بر من روز و شب چندانکه گشت از گشت او
موی من مانند روز و روی تو مانند شب
ای پسر گیتی زنی رعناست بس غرچه فریب
[...]
دارد آن وشی رخ و وشی برو وشی سلب
رادگاه غمزه چشم و زفت گاه بوسه لب
لؤلؤ لالا شرا از لاله نعمان صدف
لاله نعمانش را از عنبر سارا سلب
چشم او مخمور و من خوردم بجام مهر می
[...]
جام همچون کوکبست از بهر آن تابد به شب
لاله همرنگ میست از بهر آن دارد طرب
جام می خوردست بی حد ز آتش خندیدست لب
از طبیعت در بدن خونست قوت را سبب
ای که چون اندر بنان آری قصب هنگام نظم
صدر چرخ ثانی از فضل تو پندارم قصب
کوکب معنی تو در سیر آوری بر چرخ طبع
وانگه از نوک قصب روز اندر آمیزی به شب
در یکی بیتت معانی روشنی دارد چنانک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.