دفع غم دور از تو میل بادهام چون میشود
در دهان چون زهر تلخ و در جگر خون میشود
مست و خندان بر سر عاشق مران بهر خدا
کش عنان اختیار از دست بیرون میشود
همچو شمعم آتشی کز مهر رویت در گرفت
گریه آن را کی نشاند بلکه افزون میشود
آن همه پیکان که لیلی بر دل اغیار زد
یک به یک پیدا کنون از خاک مجنون میشود
کوکب بخت کرا تا خواهد امشب سوختن
آه اهلی کز دل سوزان به گردون میشود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزل به بیان احساس عمیق عشق و غم میپردازد. شاعر با اشاره به درد دوری معشوق، بادهای را تشبیه میکند که هم تلخ و هم سوزان است. او از مستی و شادابی عاشقانه میگوید و میخواهد که عشقش را از دست ندهد. عشق همچون شمعی است که در آتش محبت معشوق شعلهور شده و غم و گریه بر آن افزوده میشود. همچنین، شاعر به تلخی گزندهای که لیلی بر دل مجنون نشانده اشاره میکند و در انتها، از بخت خود مینالد که قرار است شب را در آتش عشق بسوزد. این غزل به زیبایی احساسات عاشقانه و تردیدها و دردهای آن را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: دوری از تو باعث میشود که غم و اندوه به سراغم بیاید. در چنین لحظاتی وقتی نوشیدنی مینوشم، مزهاش برایم ناخوشایند و تلخ است، انگار که زهر مینوشم و این حس درد و رنج به وجودم نفوذ میکند.
هوش مصنوعی: عاشق را با حالتی شاد و سرمست رها نکن، لطفاً به خاطر خدا زندگی و اختیار او را از دستش نگیرد.
هوش مصنوعی: من همچون شمعی هستم که از گرما و محبت چهره تو شعلهور شدهام. گریه و اشک نمیتواند این آتش را خاموش کند، بلکه تنها آن را بیشتر میکند.
هوش مصنوعی: تمام تیرهایی که لیلی به دل دیگران زده بود، حالا بهطور فردی از خاک مجنون ظاهر میشود.
هوش مصنوعی: ستاره بخت چه کسی امشب آرزو دارد که بسوزد، آهی که از دل سوزان به آسمان میرود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هردم از عشق تو حال من دگرگون میشود
وز غمت ای دلستان جان را جگر خون میشود
آن عجب نبود که شوریده شوم دیوانهوار
عاقل از عشق تو گر لیلیست مجنون میشود
دوستدار عاشقان تو هم از عشاق تست
[...]
هردم از شوق لب لعلت دلم خون میشود
صورت حالم ز خون دل دگرگون میشود
تا خطش سر زد ز رخ شد روز غم بر من دراز
موسمی کش روز میکاهد شب افزون میشود
گر حذر داری ز دود آه من حرفی بگو
[...]
از تجرد نور حکمت در دل افزون میشود
خُم چو خالی شد ز مِی ، جایِ فلاطون میشود
صبر بر بیحاصلی میبایدش چون سرو کرد
در ریاض آفرینش هرکه موزون میشود
می چو شد انگور، بیرون آید از زندان خُم
[...]
کارها در آب و خاک فقر وارون میشود
سرو اگر کارند اینجا، بید مجنون میشود!
گر چنین از شوق پابوس تو میبالد به خود
زلف آخر مصرع آن قد موزون میشود
گر خیال آن دهان از دل نیاید در نظر
[...]
خارج ابنای جنس است آنکه موزون میشود
قطره چون گردد گهر از بحر بیرون میشود
با همه افسردگی گر راه فکری واکنم
جیب ما خمخانهٔ جوش فلاطون میشود
شبنم و گل غیر رسوایی چه دارد زین چمن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.