آن سبز چو رنگش ز می ناب برآید
از سبزه تر لاله سیراب برآید
با تیره شب هجر بساز ای دل نومید
کامشب شب آن نیست که مهتاب برآید
زد دست اجل کوس رحیل و طمعم نیست
کاین بخت گران خواب من از خواب برآید
هر وقت نماز از ستم ابروی آن شوخ
فریاد زهر گوشه محراب برآید
زین دیده نمناک تو اهلی عجبی نیست
بعد از اجل از خاک تو گر آب برآید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حالتی از عشق و امید میپردازد. شاعر به زیبایی طبیعت اشاره میکند و از رنگ سبز و لالههایی که در نتیجه باران زنده میشوند، سخن میگوید. او دل خود را در شبهای تار هجران تسلی میدهد و بر این نکته تأکید میکند که امشب شب فرشتههای روشنایی نیست. شاعر از مرگ و مراحل آن میگوید و حسرت میخورد که بخت خوب او خوابیده است. همچنین به تأثیر عشق و زیبایی محبوبش بر او اشاره میکند و اینکه حتی در دل تاریکی و بعد از مرگ، یاد او باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: وقتی که رنگ سبز از شراب خالص به دست میآید، از سبزهای که آبیاری شده، گل لالهای زیبا و سرسبز نمایان میشود.
هوش مصنوعی: دل ناامید، باید با غم و تاریکی شب جدایی مدارا کند. امشب شبی نیست که ماه درآید و روشنی بخشد.
هوش مصنوعی: مرگ به ناگاه به صدا درآمد و من امیدی به بازگشت شانس و بخت خوبم ندارم، زیرا این بخت سنگین همچنان در خواب است و بیدار نمیشود.
هوش مصنوعی: هر بار که هنگام نماز، درد و اثر ستم ابروی آن معشوق زیبا به دل من میرسد، من در گوشه محراب با ناله و فریاد آن را ابراز میکنم.
هوش مصنوعی: از چشمان نمناک تو چیز عجیبی نیست که بعد از مرگ، از خاک تو آب جاری شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آه از دل جویای تو بیتاب برآید
غواص نفس سوخته از آب برآید
قانع به شکایت نگشاید لب خود را
زین زخم محال است که خوناب برآید
در روز چسان جلوه کند کرم شب افروز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.