افغان که درد ما بدوا کم نمی شود
تا بیش میشود غم ما کم نمی شود
پاکیزه دل چو آینه یی ای فرشته خوی
زان است کز رخ تو صفا کم نمی شود
آبش مگر ز چشمه خورشید داده اند
سرو ترا که نشو و نما کم نمی شود
از حد مبر جفا که وفایی که با من است
از صد هزار جور و جفا کم نمی شود
تا خود میانه گل و بلبل چه واقع است
کامد شد نسیم صبا کم نمی شود
اهلی نماند (هیچ) ز شاهان جم نشان
اما نشان اهل وفا کم نمی شود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ درد و رنجی است که با وجود گذشت زمان کاهش نمییابد. شاعر احساس میکند که غم و اندوهش همچنان باقیاست و نمیتواند به آسانی از بین برود. به تصویر کشیدن زیباییها (مانند چهرهای پاک و صفا) نیز نتوانستهاند احساسات منفی را کاهش دهند. شاعر به وفا و دلبستگی اشاره دارد و میگوید که با وجود تمام سختیها، این وفا همچنان پابرجاست و از بین نمیرود. در نهایت، شعر بر اهمیت وفا و محبت تأکید دارد و بیان میکند که حقیقتاً هیچ چیز نمیتواند این احساسات عمیق را کاهش دهد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معنا است که درد و رنج ما از ابتدا کم نشده و حتی با گذشت زمان بیشتر هم میشود. غم و اندوه ما هیچگاه کاهش نمییابد و همچنان ادامه دارد.
هوش مصنوعی: دل پاک و بیآلایش مانند آینهای است. ای فرشته، این دل به خاطر زیبایی و روشنی که از تو میگیرد، هرگز کدر نمیشود.
هوش مصنوعی: آیا آب سروی که تو هستی از چشمه خورشید سرچشمه گرفته است که همیشه در حال رشد و شکوفایی هستی و هیچگاه از رونق نمیافتی؟
هوش مصنوعی: رفتار نادرست و سختگیری را کنار بگذار، زیرا محبت و وفایی که نسبت به من وجود دارد هیچگاه کمتر از صد هزار ظلم و بیوفایی نخواهد شد.
هوش مصنوعی: در اینجا سخن از میانه گل و بلبل است، که در آنجا چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است. نسیم صبا آمد و نشان میدهد که زیبایی و طراوت در این فضا وجود دارد و هیچ چیز از آن کم نمیشود.
هوش مصنوعی: از شاهان جم دیگر نشانی نمانده است، اما نشانههای اهل وفا هیچگاه کم نمیشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خوبی بالتفات وفا کم نمی شود
بنمای رخ که از تو صفا کم نمی شود
صحبت بیاد و بوسه بپیغام تا بکی
این غایبانه بازی ما کم نمی شود
من بوی جان فرستم و تو نکهت عبیر
[...]
ای گریه ریزشی، که بلا کم نمی شود
سیلی که کرد جور و جفا، کم نمی شود
صحت در آرزوی دلم ماند و همچنان
از لطف او امید دوا کم نمی شود
نازم به حسن و عشق که از جام اتحاد
[...]
در کوی عشق درد وبلا کم نمی شود
از باغ خلد برگ ونوا کم نمی شود
موج از شکست روی نمی تابد از محیط
اخلاص ما به جور وجفا کم نمی شود
هر داغ حسرت تو کم از آفتاب نیست
[...]
چندان که از تو جور و جفا کم نمیشود
از ما نصیب مهر و وفا کم نمیشود
چون نخل شعله ریشه در آتش دواندهایم
ما را بهار نشو و نما کم نمیشود
با آنکه گریه هستی ما را به آب داد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.