عالم از سیل فنا گرچه خطرها دارد
هرکه در عالم مستی است چه پروا دارد
غم عالم بهل ایخواجه غم خویش بخور
ز آنکه عالم چه غم از ننک و بد ما دارد
ساقی مهوش و یک شیشه می و گوشه امن
هرکه افزود بر اینها سر غوغا دارد
چون کس امروز نداند که سر آرد یا نه
ابله است آنکه چو زاهد غم فردا دارد
اهلی دلشده چونشمع بسی سوخته است
تاکنون در نظر اهل دلان جا دارد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ناچیز بودن غمهای دنیوی و عدم نگرانی از خطرات فنا اشاره میکند. او بر این باور است که اگر کسی در حال خوشی و مستی به سر میبرد، نباید نگران حوادث باشد. همچنین، او به نادانی زاهدانی که به آینده اندیشیده و غم فردا را به دل دارند، میتازد و آنها را ابله مینامد. شاعر، خود را با دل سوختهای توصیف میکند که در نظر اهل دل هنوز جایگاهی دارد، و به این ترتیب بر اهمیت لذتهای دنیوی و عشق تاکید میکند.
هوش مصنوعی: عالم، با وجود خطرات زیادی که در برابر نابودی دارد، کسی که در حال لذت و خوشی است، به هیچ چیز اهمیت نمیدهد.
هوش مصنوعی: ای خواجه، غم دنیا را کنار بگذار و به غم خود بپرداز، چون دنیا هرگز از دردها و مشکلات ما ناراحت نیست.
هوش مصنوعی: ای ساقی زیبا، با یک شیشه شراب و در مکانی امن، هر که به این نعمتها بیفزاید، در دلش درگیری و شعف بسیاری وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر کسی امروز نمیداند که فردا چه پیش خواهد آمد، ابله است اگر مانند زاهدان تنها به فکر غم فردا باشد.
هوش مصنوعی: دل اهل عشق مانند شمعی است که خیلی سوخته و کمکم به نور خود ادامه میدهد، و هنوز هم در دل آنهایی که عاشق هستند، جایگاهی دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ترکم امروز مگر رای تماشا دارد
که برون آمده آهنگ بصحرا دارد
طره چون غالیه گرد سمنش حلقه زده
خه بنام ایزد یارب که چه سودا دارد
لعل شکر شکنش پرده مرجان سازد
[...]
گل ز خرگاه چمن روی به صحرا دارد
سر می خوردن آن خرگه مینا دارد
سبزه چون تازگی افزود به سر سبزی سال
گلبن فتح مَلک سرّ ثریا دارد
تاج بخش ملکان شاه جوانبخت جوان
[...]
باز گل جلوهکنان روی به صحرا دارد
نوجوان است سر عیش و تماشا دارد
خار در پهلو و پا در گل و خوش میخندد
لطف بین کین گل نورستهٔ رعنا دارد
آب هر لحظه چو داود زره میسازد
[...]
آنکه منزل چو مه از برج ثریا دارد
در سخا دست چو کان و دل دریا دارد
مفخر آل کیان خسرو عادل هوشنگ
که به اقبال سکندر دل دریا دارد
آن جهانگیر جوانبخت که در روز مصاف
[...]
هر که دل در هوس آن بت رعنا دارد
گو درآ زود که بر دیده من جا دارد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.