گنجور

 
ادیب الممالک

شماره ۱ - حمایل: ای آنکه ترا چو مه شمایل باشد - جانم به شمایل تو مایل باشد

شماره ۲: ای آنکه خوش است در فراقت مردن - در هجر تو چاره نیست جز غم خوردن

شماره ۳ - انگشتر: ای وصل تو از ملک سلیمان خوشتر - دادم ز برای تو یکی انگشتر

شماره ۴: انگشتر التفاتی ایدوست رسید - ایزد نکند از تو مرا قطع امید

شماره ۵ - گوشواره: زر در رهت از چهره نثار آوردم - گوهر ز دو چشم اشکبار آوردم

شماره ۶: تا از می عشق جرعه نوش تو شدم - حیران کمال و عقل و هوش تو شدم

شماره ۷ - دست بنده و خلخال: چون شد دل و جانم از نگاهی مستت - دل شد که چو دست بند بوسد دستت

شماره ۸: ای آنکه به هجران تو از جان سیرم - وز دوری رویت از جهان دلگیرم

شماره ۹ - سیب: ای قد تو در گلشن جان نخل امید - خطت چو بنفشه ای که در باغ دمید

شماره ۱۰: ای آنکه ترا پنجه شیری باشد - در جنگ غمت ساز دلیری باشد

شماره ۱۱ - بازوبند: ای آنکه قضا رنجه ز نیروی تو شد - خورشید فلک سنگ ترازوی تو شد

شماره ۱۲: ای آنکه بدرگاه غمت رو کردم - خونها به دل رقیب بدگو کردم

شماره ۱۳ - سوزن: ای یار عزیز و دلبر سیمین تن - دادم ز برایت ارمغانی سوزن

شماره ۱۴: ای آنکه دلت ز هجر غمناک شده - وز دست دلت ناله بر افلاک شده

شماره ۱۵ - پیراهن: پیراهنی از برگ سمن نازکتر - وز لاله سرخ و نسترن نازکتر

شماره ۱۶: چون پیراهن ز دست محبوب آید - زیبا و لطیف و دلکش و خوب آید

شماره ۱۷ - سرداری: ای آنکه باقلیم وفا سرداری - همواره خمار عشق در سر داری

شماره ۱۸: آن سرداری که لطف کرد آن دلبر - شد زینت اندامم و پیرایه بر

شماره ۱۹ - قبا: ای گشته قبای حسن بر قد تو راست - قدت سروی که گلشن جان آراست

شماره ۲۰: زین تازه قبا که دست رنج مه ماست - پیراهن دشمن به تن از غصه قباست

شماره ۲۱ - کلاه: ای آنکه باوج حسن تابنده مهی - باروی سفید و گیسوان سیهی

شماره ۲۲: این تازه کله که داده دلبر ماست - چون هدیه دست دوست شد، افسر ماست

شماره ۲۳ - کفش: از سیلی غم رخ بنفش آوردم - با دل سخن از مشت و درفش آوردم

شماره ۲۴: خصم تو براه خیر هرگز نرود - از کعبه کسی به دیر هرگز نرود

شماره ۲۵ - چادر: در خدمت دوست چادری آوردم - وز شدت شرم آب رخ خود بردم

شماره ۲۶: چادر چه عطا کرد به من دلبر من - افکند ز مهر سایه اندر سر من

شماره ۲۷ - روبنده: روبنده ز من بگیر گر می شنوی - از خلق بپوش چهره هر جا که روی

شماره ۲۸: تا در بر آن طره روبنده شدم - خاک قدمت با مژه روبنده شدم

شماره ۲۹ - کمربند: ای آنکه درون دیده جایت دادم - دل را به نثار خاک پایت دادم

شماره ۳۰: خواهم بشکر تنگ تو را بشکستن - خواهم کمرت را بمیان پیوستن

شماره ۳۱ - گل: بردیم بر دوست نثار از یک گل - هستیم اگر چه شرمسار از یک گل

شماره ۳۲: فرمود مرا نگار یاد از یک گل - بنمود دلم امیدوار از یک گل

شماره ۳۳ - بید مشک: بر دل ز غم رقیب رشکی دارم - وز دیده روان سیل سرشکی دارم

شماره ۳۴: ای دوست ز نوک خامه مشک آوردی - وز ابر مژه سیل سرشک آوردی

شماره ۳۵ - یاس: آرم همه شب ز جزع خونین الماس - دارم بتو امید وز هجر تو هراس

شماره ۳۶: ای یار عزیز و عاشق قدرشناس - سوی تو روانه کردم این دسته یاس

شماره ۳۷ - هندوانه: ای خال تو هندوانه اندر آتش - وی چشم تو ترکانه و رویت مهوش

شماره ۳۸: تا داد دو هندوانه آن لعبت مست - جان آمد و هندوانه بر خاک نشست

شماره ۳۹ - خربوزه: چون یار روان بسوی من خربزه داشت - از بوسه لعلم طلب جایزه داشت

شماره ۴۰ - نیلوفر: ای ترک بدیع و دلبر سیمین بر - دادم ز برایت ارمغان نیلوفر

شماره ۴۱: نیلوفر تازه داده بودی یارا - شرمنده ز لطف خود نمودی ما را

شماره ۴۲ - نرگس: در باغ سحر نرگس تر دیده گشود - با چشم تواش بنای هم چشمی بود

شماره ۴۳: زان نرگس تازه کز بر یار آمد - صد گونه ضیاء به چشم خون بار آمد

شماره ۴۴ - نارنج: ای غبغب تو برده گرو از نارنج - پیش تو برند دستها همچو ترنج

شماره ۴۵: چون تحفه کوی دوست نارنج بود - از خجلت او به دل مرا رنج بود

شماره ۴۶ - ترنج: تا یاد ترنج غبغبت افتادم - بهر تو ترنجی ای پریرخ دادم

شماره ۴۷: چون داد ترنجم آن پری پیکر مست - یک نکته پنهان به حقیقت پیوست

شماره ۴۸ - لیمو: ای گل خجل از طراوت بستانت - از چرخ گذشته نعره مستانت

شماره ۴۹: این لیموئی که تحفه انان شد - شیرین و لطیف و تازه همچون جان شد

شماره ۵۰ - نارنگی: ای دوست بنه شرح غم دلتنگی - آغاز نما حکایت یکرنگی

شماره ۵۱: این میوه که با روی تو همرنگستی - درمان دل عاشق دل تنگستی

شماره ۵۲ - سیب: ای قد تو در گلشن جان نخل امید - خطت چو بنفشه ای که در باغ دمید

شماره ۵۳: ای آنکه ترا پنجه شیری باشد - در جنگ غمت ساز دلیری باشد

شماره ۵۴ - انگور: ای دوست ز رخ بدیدگان نورم ده - وز غبغب خود شربت کافورم ده

شماره ۵۵: ای آنکه دلم ز عشق شیدا سازی - انگور دهی باده تمنا سازی

شماره ۵۶ - خرما: ای دوست اگر اهل وفا خواهی شد - وز مردم اخلاص و صفا خواهی شد

شماره ۵۷: ترسم که ازین محبت پنهانی - در کوچه رسوا زدگانم خواهی

شماره ۵۸ - گلاب: یک شیشه گلاب ارمغان دادم من - ای آنکه ز بندگیت آزادم من

شماره ۵۹: ای آنکه به عشق در دو عالم سمری - وز هر دو جهان به چشم من خوب‌تری

شماره ۶۰ - شراب: تا ساغر هجرت بشکستیم بتا - از دام غمت برون بجستیم بتا

شماره ۶۱: زین باده فرستادمت ای رشک پری - من باخبرم بسی که که تو بی خبری

شماره ۶۲ - عرق: ای گشته گل از رشک جمال تو ورق - وز شرم لبت شراب کرده است عرق

شماره ۶۳: ای لاله بخون ز چهر رنگین شما - آمد عرق از لطف جهان بین شما

شماره ۶۴ - قند: ای آنکه تو را همیشه در بر طلبم - وز لعل لبت هماره شکر طلبم

شماره ۶۵: از جهل بود قطره به عمان بردن - وز حمق شود زیره به کرمان بردن

شماره ۶۶ - چائی: این چای که بوی نافه چین دارد - چون زلف تو پای تا بپا چین دارد

شماره ۶۷: آن چای که داد همت والایت - بر یار خود از مهر فلک فرسایت

شماره ۶۸ - ترشی: ای آنکه ز پای تا بسر چون شکری - دادم ز برایت ترشی مختصری

شماره ۶۹: ای دوست مبر بر لب شیرین ترشی - مفروش به تلخکام چندین ترشی

شماره ۷۰ - گز: گز در بر آن جان جهان تحفه برم - یعنی که اگر شبی نیائی ببرم

شماره ۷۱: ای مست لب چون شکرت دختر رز - در عرصه عشق کرده آهنگ رجز

شماره ۷۲ - نقل: چون نقل من دلشده زار حزین - شد نقل مجالس بر شاه و مسکین

شماره ۷۳: ای آنکه یگانه در کمال و عقلی - دادی ز برای دوستانت نقلی

شماره ۷۴ - قرص: ای برده گرو عارضت از قرص قمر - این قرص بگیر و در صفاتش بنگر

شماره ۷۵: آن قرص که داده بودی ای کبک خرام - بردم به زبان همچو شکر بر بادام

شماره ۷۶ - شکار: ای دوست ببین بنده چه کاری کرده - در دشت شکار آشکاری کرده

شماره ۷۷: ای شیر رمیده ز آهوان مستت - تیری که زدی بران شکار از دستت

شماره ۷۸ - بره: ای آنکه دل عاشق گریان شما - چون بره و مرغ گشته بریان شما

شماره ۷۹: ای غمزه تو چو گرگ و چشم تو چو میش - میشت نکند ز چنگ گرگان تشویش

شماره ۸۰ - ماهی: ای آنکه رخت به دیدگان نور من است - عشق تو سرور جان مسرور من است

شماره ۸۱: ای آنکه بر آسمان خوبی ماهی - دادی ز برای دوستانت ماهی

شماره ۸۲ - چاقو: ای آنکه به کار عشق با عقل و هشی - چون حربه نداشتی که ما را بکشی

شماره ۸۳: لا حول و لا قوة الا بالله - چاقو داده است بر من آن غیرت ماه

شماره ۸۴ - تسبیح: ای کودک شیرین سخندان ملیح - دارم سخن کنایه مانند صریح

شماره ۸۵: ای آنکه برای من فرستی تسبیح - وانگاه کنی سوألکی خام و قبیح

شماره ۸۶ - تسبیح یسر: چون تحفه ناقابل ما یسر بود - مفهوم الانسان لفی خسر بود

شماره ۸۷: ای شاد ز تحفه تو دلهای غمین - یسر تو درخشنده تر از در ثمین

شماره ۸۸ - شانه: آن شانه که از فراق مویت موید - خواهد که دو زلف مشک بویت بوید

شماره ۸۹: موئی که فلک حریف نازش نشده است - این شانه هنوز دلنوازش نشده است