گنجور

 
 
عطار

چون کرد شراب شرک و غفلت مستت

عالم عالم، غرور در پیوستت

چندان که مپرس سرفرازی هستت

تاتن بنیوفتی که گیرد دستت

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
مولانا

مست است دو چشم از دو چشم مستت

دریاب که از دست شدم در دستت

تو هم به موافقت سری در جنبان

گر زانکه سر عاشق مستی هستت

فیض کاشانی

در عهد صبی کرد جهالت پستت

ایام شباب کرد غفلت مستت

چون پیر شدی رفت نشاط از دستت

کی صید کند مرغ سعادت شستت

واقف لاهوری

در دور کمانداری چشم مستت

پیکان خورده است عالمی از دستت

قربان شومت بگو که من از چه گناه

شرمندهٔ یک تیر نیم از شستت

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه