گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عطار

چون کرد شراب شرک و غفلت مستت

عالم عالم، غرور در پیوستت

چندان که مپرس سرفرازی هستت

تاتن بنیوفتی که گیرد دستت

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
مولانا

مست است دو چشم از دو چشم مستت

دریاب که از دست شدم در دستت

تو هم به موافقت سری در جنبان

گر زانکه سر عاشق هستی هستت

فیض کاشانی

در عهد صبی کرد جهالت پستت

ایام شباب کرد غفلت مستت

چون پیر شدی رفت نشاط از دستت

کی صید کند مرغ سعادت شستت

ادیب الممالک

چون شد دل و جانم از نگاهی مستت

دل شد که چو دست بند بوسد دستت

جان نیز بهم چشمی دل شد خلخال

وز چشم برون آمده شد پابستت

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه