ای ملکزاده راندم ابیاتی
امتثالا لا مرک العالی
انت رکنی و منتهی املی
بک علقت حبل آمالی
فاش گویم که در ولایت فضل
ما همه بنده ایم و تو والی
تالی شعر من توئی که ترا
نیست یک تن در این جهان تالی
گرچه از بهر ماست دیوانم
شد گرو در دکان بقالی
تو مده رایگان ز دست آنرا
که بود قدر و قیمتش عالی
صاحبادانی آنکه سیم و زر است
اصل شادی و بیخ خوشحالی
خاصه آن زر که در بساط قمار
شد نصیبت به پاچه و رمالی
گر از آن قسمتم دهی و چو سرو
در گلستان مکرمت بالی
دامنم پرکنی از آنچه کنی
کیسه ابلهان از آن خالی
آن زمان هر دو مشتهر گردیم
تو به رندی و من به رمالی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به تحسین و ستایش یک ملکزاده میپردازد و او را محوری برای آمال و آرزوهای خود میداند. او تأکید میکند که در سرزمین فضل، همه تابع این ملکزاده هستند و او را بینظیر میخواند. شاعر به دوگانگی در ارزشها اشاره میکند و میگوید که اگرچه شعرش برای ملکزاده است، اما او را در دنیای بازار و معاملات معمولی میبیند. در ادامه، به نقد مفاهیمی چون ثروت و شادی میپردازد و اظهار میکند که اگر ثروت به دست آید، باید با دقت به آن نگاه کرد. در آخر، به این نکته میرسد که هر دو به شهرت خواهند رسید، یکی به خاطر رندی و دیگری به خاطر رمالی.
هوش مصنوعی: ای فرزند ملک، من اشعار را به خاطر رعایت احترام و به خاطر مقام بلند تو بیان کردم.
هوش مصنوعی: تو پایه و اساس منی و تمامی امیدهای من به تو وابسته است.
هوش مصنوعی: به وضوح میگویم که در سرزمین علم و فضیلت، همه ما غلام و بندهایم و تو فرمانروا هستی.
هوش مصنوعی: تو بهترین و بینظیرترین کسی هستی که در این جهان وجود دارد و هیچ کس به پای تو نمیرسد.
هوش مصنوعی: با اینکه این دیوان شعر به خاطر ما نوشته شده، اما اکنون به خاطر آن در مغازه یک بقال قفل شده است.
هوش مصنوعی: هرگز آنچه با ارزش است را رایگان به کسی نده که لایق آن نیست و ارزشش را درک نمیکند.
هوش مصنوعی: خوشبختی و شادی واقعی در داشتن ثروت و دارایی نیست، بلکه در درک و داشتن شخصیت والایی است که به آدمی احساس رضایت و خوشحالی میدهد.
هوش مصنوعی: بهویژه آن ثروتی که از طریق قمار به دست آمد، در نهایت به پای تو و به دستان کسانی که فال و بختبازی میکنند، خُوَند میشود.
هوش مصنوعی: اگر تو نیز سهم مرا به من ببخشی و همچون سرو در باغ کرامتت، پر و بالم را به من بدهی...
هوش مصنوعی: به من رحم کن و از چیزهایی که تو خود انجام میدهی، دامانم را پر نکن، زیرا کیسه نادانان از این موارد خالی میماند.
هوش مصنوعی: در آن زمان هر دو شناخته خواهیم شد؛ تو به عنوان شخصی فریبنده و من به عنوان کسی که رازها را پیشبینی میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خالِ ما بود خصم او حالی
لیک از جمله خیرها خالی
از سر همدمی و همسالی
نشدی یک زمان ازو خالی
شیخ عالم، امام غزالی
آن جهان علوم را والی
تا حدی که نماند قو ّ الی
کو ز گفتن نگشت چون لالی
جسم چون زان لطیفه شد خالی
زیر خاکش نهان کنی حالی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.