آخر ای ایرانیان ای مردمان باشرف
از چه رو دادید اینسان ملک ایران را ز کف
مر نمی خواندید ایران را همی مام وطن
ای وطن خواهان چه شد آن حرفهای نشر و لف
خود ندانستیم رندانه چه بود این قیل و قال
در کجا شد آن متینگ وهای و هوی و کف و دف
اف بر آن نااهل مردم کز برای نفع خویش
ملک را کردند ویران عمر ملت را تلف
گرچه بد معلوم از اول کان بهایم سیرتان
صورتی بودند و بد مقصودشان آب و علف
مر نبودم من شما را مام و در دامان خویش
پرورش دادم شما را همچو در اندر صدف
آخر از سر معجرم بردند و خلخالم ز پای
در تماشای من آوردید دشمن صف بصف
جز شما مادرفروشان هیچ دیدستی کسی
مادر خود را فروشد در عوض گیرد خزف
شرمتان بادا که ننگ من شدید از آنکه نیست
هیچ عرقی در بدن از جنگجویان سلف
وین عجبتر ز آنکه چون هنگام فرصت در رسید
جای کیفر خواستن خواندید خود را بیطرف
عبرتی باید شما را از جوانان پروس
کز برای حفظ مادر سینه کردندی هدف
قصه فرعون و موسی را مگر ناخواندهاید
که حقش در وقت فرصت گفت فاذهب لا تخف



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ایرانیان خطاب میکند و نارضایتی خود را از رفتار آنها نسبت به وطن بیان میکند. او از اینکه مردم به راحتی ملک ایران را از دست دادهاند، ابراز تأسف میکند و از آنان میپرسد که چرا در برابر این خیانت سکوت کردهاند. شاعر به یادآوری گذشتهی پر افتخار ایرانیان میپردازد و از ویرانی کشور و از دست رفتن فرصتها سخن میگوید. در نهایت، او هشدار میدهد که تاریخ میتواند عبرتی برای آینده باشد و به داستان موسی و فرعون اشاره میکند تا اهمیت قیام و مبارزه برای حقوق را یادآور شود.
هوش مصنوعی: ای ایرانیان، ای کسانی که دارای شرافت هستید، چرا چنین بیمحابا سرزمین ایران را از دست دادید؟
هوش مصنوعی: شما ایران را فراموش کردهاید، ای خواستاران وطن! این چه شده که دیگر از آن صحبتهای زیبا و دلنشین خبری نیست؟
هوش مصنوعی: ما خود متوجه نشدیم که این سر و صدا و قیل و قال از کجا نشأت میگیرد و چه معنایی دارد. آن جمع و جلسهای که شلوغی و هیاهو داشت، کجا رفت؟
هوش مصنوعی: خدایا بر آن مردم بیلیاقت لعنت که به خاطر منافع شخصی خودشان، کشور را خراب کردند و عمر ملت را به هدر دادند.
هوش مصنوعی: اگرچه از ابتدا معلوم بود که این حیوانات به شکل خاصی هستند، ولی هدفشان تنها تأمین آب و علف بوده است.
هوش مصنوعی: من قبل از وجود شما، وجود نداشتم و شما را مثل مروارید در صدف بر روی دستان خود پرورش دادهام.
هوش مصنوعی: در نهایت، حجاب سر من را برداشتند و زنجیرهای پاهایم را به تماشای من آوردند، در حالی که دشمنان صف به صف ایستاده بودند.
هوش مصنوعی: هیچکس را جز شما ناهنجارانی ندیدم که مادر خود را به بهایی ناچیز بفروشند.
هوش مصنوعی: شرم بر شما باد که من به خاطر نداشتن هیچ نشانهای از شجاعت و دلیری در وجود جنگجویان پیشین، در حقیقت شرمندهام.
هوش مصنوعی: این عجیبتر است که وقتی زمان مناسب برای طلب حق و جزای خود فرا میرسد، خود را بیطرف و بدون خواسته معرفی میکنید.
هوش مصنوعی: شما باید از جوانان پرشور و سرزنده عبرت بگیرید که چگونه برای حفظ مادر خود، از جان و دل مایه گذاشتند.
هوش مصنوعی: آیا داستان فرعون و موسی را نشنیدهاید؟ زمانی که خداوند به موسی فرمان داد که به نزد فرعون برود و به او بگوید که نترسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای ز اخلاف تو تازه گشته آثار سلف
مملکت را چون تو نآمد از سلف هرگز خلف
زان خلف ماندی ز شاهان سلف ایام را
کز تو در فردوس آسودست ارواح سلف
پایگاه شرع را از احترام تو علو
[...]
آن خداوندی که فردوس است ازو شهر نسف
اهل حضرت راست از اقبال او جاه و شرف
بر خلایق ناید از وی جز مراعات و لطف
مردمی از خلق او زاید چو لؤلؤ از صدف
نیست جز وی در صف آزادگی دارای صف
[...]
آن خداوندی که عالی شد بدو نام شرف
از طرایف مدح او توزد همی نام طرف
تا نیابی بر او ضایع بود رنج طمع
تانگویی نام او مشکل بود نام شرف
خدمت درگاه او توقیع انعام نعیم
[...]
گر شود در عشق جانان جان شیرینم تلف
هر زمان افزون بود دل را بمهر او شعف
چشم من گر رسته دندانش را بیند بخواب
از خیال روی او گوهر شود همچون صدف
همچو چنگ از پیش بر نارم سر اندر بندگیش
[...]
نقد عمر زاهدان در توبه از می شد تلف
قل لهم ان ینتهوا یغفر لهم ما قد سلف
جرعه ای کز ساغر اهل صفا ریزد به خاک
خاک آن بر خون ارباب ریا دارد شرف
نکته عرفان مجو از خاطر آلودگان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.