|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تضادهای زندگی و احساسات انسانی اشاره میکند. او به دشمنانش مینگرد، در حالی که دوستانش را فراموش کرده است و نمیداند که او چه وضعیتی دارد. همچنین، شاعر به دلنگرانیهای خود درباره گریه کردن اشاره کرده و به زیبایی چشمان معشوقهاش میپردازد که همچون غزالی در حال پرچین و شکن است. حسرت و اندوه از ناپایداریها و عدماطمینان در زندگی به وضوح در این اشعار مشخص است.
هوش مصنوعی: او به دشمنش توجه دارد و به دوستانش کینه میورزد. هیچکس نتوانسته است بفهمد که او چه طرز فکر و رفتاری دارد.
هوش مصنوعی: کسی که در خاک میخوابد، بر روی تلی از خشت و گلی است و نمیداند که در کدام مکان به آرامش رسیده است. او اسیر زندگی است و نمیداند که سرش در کجا قرار دارد.
هوش مصنوعی: من باید احتیاط کنم که گریه نکنم، زیرا چشمانم همیشه به خاطر بچههایی که در آنها نقاشیهای رنگین و شاداب دارند، پر از اشک است.
هوش مصنوعی: چشمان تو مانند غزالی زیباست و مژههای پرچین و نرم تو، دلفریبی خاصی به آن بخشیده است. زیبایی چشمانت چنان است که هیچ چیز نمیتواند آن را تحت تاثیر قرار دهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بدان خدای که بر روی رقعه عظمت
کمیته بیدق حکمش هزار فرزین است
دو چاکرند همی صبح و شام بر در او
که آن یکی گهرافشان و این گهر چین است
سپهر زیر کف قهرمان قدرت اوست
[...]
چه گوهرست که کانش خُم دَهاقین است
به رنگ لالهٔ نَعمان و بوی نسرین است
به مجلس ملکان همنشین زیر و بم است
به بزم ناموران مونس ریاحین است
نه آینه است ولیکن درو بهدست بتان
[...]
ستیزه کن که ز خوبان ستیزه شیرینست
بهانه کن که بتان را بهانه آیینست
از آن لب شکرینت بهانههای دروغ
به جای فاتحه و کاف و ها و یاسین است
وفا طمع نکنم زانک جور خوبان را
[...]
اگر تجارت بحر و سفینه میخواهی
سفینهای که در او بحرها بود این است
سفینهایست که گر صد هزار از آن خواهی
کنار بحر هزارش روان به یک چین است
مرا دماغ ز بویت هنوز مشکین است
دهان من به حدیث لب تو شیرین است
به باغ میکشدم آرزوی دیدارت
چه جای برگ گل وارغوان و نسرین است
به وقت خنده نظر کردهام به دندانت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.