کس چرا در قتل چون من بی کسی حیران بود
کشتن چون من کسی بر چون تویی آسان بود
باز درد رشک را از هجر درمان میکنم
درد را بنگر چه باشد چون دوا هجران بود
یا تو پیش دیده یا اشک خونین در نظر
کاشکی این خانه یک دم خالی از طوفان بود
خانه ها از سیل ویران می شود، یارب چرا
خانه های چشم من بی سیل خون ویران بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساس تنهایی و عذاب ناشی از عشق و هجران صحبت میکند. او به این نکته اشاره میکند که کشتن عشقش برای کسی مانند خود او آسان است. در عین حال، او تلاش میکند درد ناشی از این جدایی را تسکین دهد و آرزوی آرامش و سکوت در خانهاش را دارد. شاعر همچنین به ویرانیای که از اشکهایش به وجود میآید، اشاره میکند و نگران این است که چطور خانهاش تنها با سیل اشکهایش ویران شده است.
هوش مصنوعی: هیچ کس به اندازه من در تنهایی و بی کسی، دچار حیرت و سردرگمی نشده است؛ زیرا کشتن کسی چون تو برای دیگران چندان دشوار نیست.
هوش مصنوعی: درد حسادت را از دوری کسی درمان میکنم، اما به درد خود نگاه کن که در حقیقت، چه چیزی است. این درد، نتیجهی دوری است.
هوش مصنوعی: یا تو در برابر چشمانم هستی یا اشکهایی که چون خون در چشمانم وجود دارد. ای کاش این خانه لحظهای از هیاهو و اضطراب خالی میبود.
هوش مصنوعی: خانهها در اثر سیل خراب میشوند، اما ای کاش میدانستی که چشمهای من بدون هیچ طوفانی، تنها از اشک و خون ویران شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا همی جولان زلفش گرد لالستان بود
عشق زلفش را بگرد هر دلی جولان بود
تا همی نا تافته تاب اوفتد در زلف او
تافته بودن دل عشاق را پیمان بود
مرمرا پیدا نیامد تا ندیدم زلف او
[...]
مهتر گو را چو حاتم کهتر و در بان بود
گر کسی گوید چنو باشد کسی نادان بود
آنکه این اندیشه او را باشد او را مرده دان
گو چنو باشد کسی گر کالبد چون جان بود
همچنین باشد به صورت لیکن اندر باب فضل
[...]
تا بجان در عقل باشد تا بتن در جان بود
جان و تن را از لب و جام و لب جانان بود
جان و تن را خود غذا می باشد و جانان بدانک
می غذای تن بود جانان غذای جان بود
گرچه تن باشد غمی با جام می باشد قوی
[...]
تا بنفشستان جانان گرد لالستان بود
عاشق از جانان بنفشستان و لالستان بود
تا دل عشاق را رویش همی آتش دهد
آب دادن دیدهٔ عشاق را پیمان بود
تاب زلفش تا همی پیدا بود بر عارضش
[...]
روی او ماهست اگر بر ماه مشک افشان بود
قد او سروست اگر بر سرو لالستان بود
گر روا باشد که لالستان بود بالای سرو
بر مه روشن روا باشد که مشک افشان بود
دل چو گوی و پشت چون چوگان بود عشاق را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.