بیگل روی تو بر ما جام صهبا آتش است
در نظر آب است اما در سویدا آتش است
دور از او تا جام بر لب مینهم میسوزدم
می که با او آب حیوان است تنها آتش است
جلوهٔ معشوق بر هرکس به قدر حال اوست
آنچه گل بینی تو بر بلبل سراپا آتش است
گریم و نالم به یاد لعل رخسارش، مرا
در فراقش کار گه با آب و گه با آتش است
گریه افزون میکند سوز دل صدپاره را
من نمیدانم که آب است اشک من یا آتش است
آه عالمسوز خواهم اشک خونین گو مباش
کی کند پروانه رغبت آب را تا آتش است
آب چشم و آتش دل هردو میسوزد مرا
ای خوشا پروانه کو را خصم تنها آتش است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عذاب و دردهای ناشی از فراق معشوق است. شاعر احساس میکند که عشق او مانند آتش سوزان است، در حالی که آب، که نماد زندگی و حیات است، در واقع به نظر میرسد اما در باطن آتش است. او در دوری معشوق با نوشیدن میسوزد و در آتش اشتیاقش غرق است. شاعر از گریه و درد ناشی از یاد معشوق میگوید و به تضاد میان آب و آتش در احساس خود اشاره میکند. او در نهایت به حالت پروانهای که جانش را برای آتش فدا میکند، اشاره میکند و به تضاد میان آتش دل و آب چشمش میپردازد. به طور کلی، شعر احساسی عمیق از عشق و زخمهای ناشی از دوری را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: بدون وجود گل و زینت چهرهات، نوشیدنیام مانند جام صهبا در نظر میآید. اما در واقع، به جای آب، آتش است که در دل دارد.
هوش مصنوعی: در فاصلهای که از او دارم، وقتی جام را به لب میزنم، تنها آتش میسوزاند و نمیتوانم از آبی که حیاتبخش است بهرهمند شوم.
هوش مصنوعی: هر کسی به اندازهٔ وضعیت خود زیبایی محبوبش را میبیند، مثل اینکه تو چه زیباییای را در گل مشاهده میکنی، در حالی که بلبل به خاطر عشقش به آن، تمام وجودش در آتش است.
هوش مصنوعی: میگریم و ناله میکنم به یاد زیبایی چهرهاش، در نبودش کارم با آب و آتش است.
هوش مصنوعی: گریه کردن باعث میشود درد و سوز دل به شدت بیشتری احساس شود. من نمیدانم اشکهایم بیشتر شبیه آب هستند یا مثل آتش میسوزند.
هوش مصنوعی: ای کاش که دلم به شدت داغ و سوزان است؛ اما مبادا که اشکهایم از شدت درد به خون بیفتد. پروانه هرگز به آب میلی نخواهد داشت تا زمانی که شعله آتش در دلش روشن باشد.
هوش مصنوعی: چشمم از اشک پر است و دل در آتش میسوزد. خوش به حال پروانه که دشمنش فقط آتش است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر شرر گر شعله هرجا گشت پیدا آتش است
چاره دل کن که با آتش مدارا آتش است
رشک مانع، شوق غالب، در تو یارب چون رسم
راه عاشق در میان هفت دریا آتش است
چون چراغ مرده از صحبت دلی آورده ام
[...]
جنگ آتش، آشتی آتش، مدارا آتش است
خوش سر و کاری از آن بدخو مرا با آتش است
باده خواهی باش تا از خم برون آرم، که من
آن چه در جام و سبو دارم، مهیا، آتش است
با که گویم سر این معنی که نور حسن دوست
[...]
از تو ما را آب در جوی تمنا آتش است
عشق بازی چون مزاج باده گویا آتش است
ای معلم کشتی ما مشکل آید بر کنار
کاندر اقلیمی که مائیم آب دریا آتش است
ساغر از می بادت ای ساقی مرا معذور دار
[...]
جان روشن را جهان در چشم بینا آتش است
شبنم بی تاب را گل در ته پا آتش است
چشمه تیغ است آب روشن این صیدگاه
لاله بی داغ این دامان صحرا آتش است
در بساط سخت جانان غیر درد و داغ نیست
[...]
لب ز کوثر تر نمیسازیم ما تا آتش است
درد ما آتشپرستان را مداوا آتش است
ما که میسوزیم خواه از وصل و خواه از هجر باش
سوختن کارست هرکس را تمنا آتش است
دور از آن در گریه دارم چون که میسوزد مرا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.