ای سعی نگون، زین دشت، در سر چه هوا داری
کز یک دو تپش با خاک چون آبله همواری
صد عشق و هوس داریم، صد دام و قفس داریم
تا نیم نفس داریم کم نیست گرفتاری
پوشیدن اسرارست ای شخص حباب اینجا
عریانی دیگر نیست گر جامه فرود آری
غمازی اگر ننگست باید مژه پوشیدن
بیرنگ نمیآید از آینه ستاری
در غیبت نیک و بد نقدست مکافاتت
آخر به چه روی است این کز پشت برون آری
آگاهی و جهل از ما تمییز نمیخواهد
بیچشمی مژگانیم کو خواب و چه بیداری
در مرکز تسلیم است اقبال بلندیها
سر بر فلکم اما از آبله دستاری
ما ذرهٔ موهومیم اما چه توان کردن
تشویش کمیها هم کم نیست ز بسیاری
فریاد ز افلاسم کاری نگشود آخر
بیناخنیام خون کرد از خجلت سرخاری
پرهیز میسر نیست از مخترع اوهام
چون چشم بتان عام است بیدادی و بیماری
بار نفس بیدل بر دوش دل افتادهست
دل این همه سنگین نیست وقتست که برداری



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان درد و رنجهای ناشی از عشق و زندگی میپردازد. او از وجود دام و قفسهایی که عشق و آرزوها بر او تحمیل کردهاند، سخن میگوید و به وضعیت انسانی اشاره میکند که در آن گرفتار شده است. همچنین به رازآلودگی وجود اشاره میکند و میگوید که عریانی در این دنیا وجود ندارد. شاعر با تفکر به این موضوع میپردازد که آگاهی و جهل در زندگی ما به هم مرتبطاند و از ناتوانیهای خود و تسلیم در برابر مشکلات سخن میگوید. در نهایت، او احساس میکند که بار سنگین دلش را نمیتواند به تنهایی تحمل کند و نیاز به رهایی دارد.
هوش مصنوعی: ای تلاش بیهوده، در این بیابان چه آرزویی داری، وقتی با تنها یک یا دو تپش قلب، دلت بداند که مانند خاکی نرم و هموار میشوی؟
هوش مصنوعی: ما بسیاری از عشقها و آرزوها داریم و همچنین درگیر مشکلات و موانع مختلف هستیم. تا زمانی که نفس میکشیم، این گرفتاریها کم نیست و ادامه دارد.
هوش مصنوعی: پوشیدن رازها به مانند حباب است، ای انسان. در اینجا دیگر نیازی به پنهانکاری نیست؛ اگر لباسهای خود را کنار بگذاری، دیگر عریانی وجود نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: اگر غمزدهای و این برایت ننگ دارد، باید چشمانت را بپوشانی، زیرا بینقاب ماندن برایت از آینهی عیبپوشی ممکن نیست.
هوش مصنوعی: در زمان غیبت، اعمال خوب و بد تو در حال بررسی است. عاقبت چه دلیلی دارد که این کار را انجام میدهی و از پشت سر به دیگران آسیب میزنی؟
هوش مصنوعی: آگاهی و ناآگاهی به راحتی از یکدیگر تفکیک نمیشوند. ما با بیخبری و ناآگاهی خود نمیتوانیم فهم درستی از خواب و بیداری داشته باشیم.
هوش مصنوعی: در مرکز تسلیم، خوش شانسی بلند مقامها را در آسمان میبیند، اما در عین حال به مشکلات و نقصها نیز اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ما در واقع ذرهای کوچک و بیاهمیت به نظر میرسیم، اما تاثیر ما هم در دلهرهها و نگرانیهای کوچک کم نیست، حتی اگر به تعداد زیاد هم نباشیم.
هوش مصنوعی: من در فریاد زدن از افلاسم به جایی نرسیدم، زیرا بدون کمک و قدرت کافی، فقط از عذاب و شرم خون گریه کردم.
هوش مصنوعی: اجتناب از ادعاها و افکار نادرست و خیالی دشوار است، زیرا مانند چشمان زیبای بتان، عمومی و فراگیر است و به همین دلیل ظلم و بیماری ایجاد میکند.
هوش مصنوعی: بار سنگینی از غم و درد بر دل بیدل نشسته است و این دل نمیتواند این همه سنگینی را تحمل کند. زمان آن رسیده که این بار سنگین را حذف کنیم و آزاد شویم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خواهم که بدانم من جانا که چه خوداری
تا از چه برآشوبی، یا از چه بیازاری
گر هیچ سخن گویم با تو ز شکر خوشتر
صد کینه به دل گیری، صد اشک فروباری
بدخو نبدی چونین، بدخوت که کرد آخر
[...]
ای جُسته جفاکاری جَسته ز وفاداری
بنمای وفاداری بگذار جفاکاری
آشفتهام از عشقت بیهوده چرا شیبی
آزردهام از هجرت بیهوده چه آزاری
سیماست مرا در جسم از حسرت و غم خوردن
[...]
شاهی که بدو نازد شاهی به جهانداری
خواهند به نور از وی اجرام فلک یاری
فرخنده (منوچهر) آن کش دهر برد فرمان
دارد صفت یزدان در قصد نکوکاری
بدخواه ورا خویشی با محنت و درویشی
[...]
ترسا بچهای شنگی زین نادره دلداری
زین خوش نمکی شوخی، زین طرفه جگرخواری
از پستهٔ خندانش هرجا که شکر ریزی
در چاه زنخدانش هر جا که نگونساری
از هر سخن تلخش ره یافته بی دینی
[...]
افتاد دل و جانم در فتنه طراری
سنگینک جنگینک سر بسته چو بیماری
آید سوی بیخوابی خواهد ز درش آبی
آب چه که میخواهد تا درفکند ناری
گوید که به اجرت ده این خانه مرا چندی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.