ترسا بچهای شنگی زین نادره دلداری
زین خوش نمکی شوخی، زین طرفه جگرخواری
از پستهٔ خندانش هرجا که شکر ریزی
در چاه زنخدانش هر جا که نگونساری
از هر سخن تلخش ره یافته بی دینی
وز هر شکن زلفش گمره شده دینداری
دیوانهٔ عشق او هرجا که خردمندی
دردی کش درد او هرجا که طلب کاری
آمد بر پیر ما می در سر و می در بر
پس در بر پیر ما بنشست چو هشیاری
گفتش که بگیر این می، این روی و ریا تا کی
گر نوش کنی یک می، از خود برهی باری
ای همچو یخ افسرده یک لحظه برم بنشین
تا در تو زند آتش ترسا بچه یک باری
بی خویش شو از هستی تا باز نمانی تو
ای چون تو به هر منزل واماندهٔ بسیاری
پیر از سر بی خویشی، می بستد و بیخود شد
در حال پدید آمد در سینهٔ او ناری
کاریش پدید آمد کان پیر نود ساله
بر جست و میان حالی بر بست به زناری
در خواب شد از مستی بیدار شد از هستی
از صومعه بیرون شد بنشست چو خماری
عطار ز کار او در مانده به صد حیرت
هرکس که چنین بیند حیرت بودش آری


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از عشق و جذابیتهای شگفتانگیز یک کودک ترسا سخن میگوید که دلها را میرباید و از درختان و باغها رنگ شکر میچکد. او شرح میدهد که چگونه محبت این کودک میتواند افراد را از دین و خرد دور کند و دیوانه عشقش کند. در ادامه، استاد پیر میآید که نشانی از مستی و بیخودی را ظاهر میسازد و به او میگوید تا از زحمتهای دنیا رها شود و به بیخودی برسد. این دیدار باعث بیداری استاد شده و حالتی حیرتآور برای عطار پدید میآورد که وضعیت او را به تفکر وا میدارد.
هوش مصنوعی: دلدار من یک جوان شاداب و بازیگوش است که به خاطر نادری و خاص بودنش توجه من را جلب کرده و به خاطر لطافت و شیرینیاش، دلی شاد و سرشار از شوق را برمیانگیزد.
هوش مصنوعی: هر جا که از لبهای خندان او شیرینی و شیرینیپاشی جاری است، در زیر گونهاش، به هر جا که غم و اندوه باشد، میرسد.
هوش مصنوعی: از هر کلمهٔ تلخ و ناگوار، بیایمانی و دوری از خدا را دریافت کردهام و از هر شکن زلف او، دینداری و ایمانم از دست رفته است.
هوش مصنوعی: عاشق دیوانهٔ او در هر جایی که خردمندی وجود دارد، به درد و رنج عشق او مبتلا شده و در هر جا که کسی به دنبال چیزی باشد، در غم او به سر میبرد.
هوش مصنوعی: به نزد پیر ما، هم شراب در سر دارد و هم در آغوش، و پس از آن، با هشیاری به نزد او نشسته است.
هوش مصنوعی: او (پیر) به شخصی (که میتواند دوست یا مرید باشد) میگوید که این شراب و ظاهر فریبنده (ریا) را بپذیر، اما تا کی میخواهی فقط به نوشیدن یک جرعه از این می (شراب) ادامه دهی و از خودت دور شوی؟
هوش مصنوعی: ای کسی که مانند یخ سرد و بیروح هستی، برای یک لحظه بر من نازل شو تا آتش عشق در تو شعلهور شود و ترس تو را برطرف کند، مانند زمانی که یک بار در دل آتش افتادهای.
هوش مصنوعی: از وجود خود آزاد شو و به حالت بیخودی برس تا در میان دنیای پر پیچ و خم، گرفتار نمانی، زیرا تو به تنهایی در هر مکان و زمانی از سایرین عقب ماندهای.
هوش مصنوعی: پیر به خاطر بیخود شدن از خود، به حالتی رسید که در وجودش احساس شعلهوری و شوق و عشق تازهای پدید آمد.
هوش مصنوعی: میان حال و بیخودیش، آن پیر که نود سال دارد، به ناگاه کاری صورت گرفت که او را به حرکت واداشت و در این حالت، به میگساری پناه برد.
هوش مصنوعی: او در حال مستی به خواب رفت و وقتی که بیدار شد، از هستی و وجود خود آگاه شد. سپس از صومعه خارج شد و مانند کسی که از خماری به هوش آمده است، نشسته است.
هوش مصنوعی: عطار از دیدن حال او در تعجب و شگفتی مانده است، زیرا هرکسی که چنین حالتی را ببیند، به یقین حیرتزده خواهد شد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خواهم که بدانم من جانا که چه خوداری
تا از چه برآشوبی، یا از چه بیازاری
گر هیچ سخن گویم با تو ز شکر خوشتر
صد کینه به دل گیری، صد اشک فروباری
بدخو نبدی چونین، بدخوت که کرد آخر
[...]
ای جُسته جفاکاری جَسته ز وفاداری
بنمای وفاداری بگذار جفاکاری
آشفتهام از عشقت بیهوده چرا شیبی
آزردهام از هجرت بیهوده چه آزاری
سیماست مرا در جسم از حسرت و غم خوردن
[...]
شاهی که بدو نازد شاهی به جهانداری
خواهند به نور از وی اجرام فلک یاری
فرخنده (منوچهر) آن کش دهر برد فرمان
دارد صفت یزدان در قصد نکوکاری
بدخواه ورا خویشی با محنت و درویشی
[...]
افتاد دل و جانم در فتنه طراری
سنگینک جنگینک سر بسته چو بیماری
آید سوی بیخوابی خواهد ز درش آبی
آب چه که میخواهد تا درفکند ناری
گوید که به اجرت ده این خانه مرا چندی
[...]
ترسا بچهای ناگه بر کف می گلناری
از صومعه باز آمد سرمست به عیاری
بنشست چو عیاران آن مونس غمخواران
از پسته خندان کرد آغاز شکر باری
افتاد ز عشق او در صومعه غوغایی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.