گفت لبم چون شکر ارزد گنج گهر
آه ندارم گهر گفت نداری بخر
از گهرم دام کن ور نبود وام کن
خانه غلط کردهای عاشق بیسیم و زر
آمدهای در قمار کیسه پرزر بیار
ور نه برو از کنار غصه و زحمت ببر
راه زنانیم ما جامه کنانیم ما
گر تو ز مایی درآ کاسه بزن کوزه خور
دام همه ما دریم مال همه ما خوریم
از همه ما خوشتریم کوری هر کور و کر
جامه خران دیگرند جامه دران دیگرند
جامه دران برکنند سبلت هر جامه خر
سبلت فرعون تن موسی جان برکند
تا همه تن جان شود هر سر مو جانور
در ره عشاق او روی معصفر شناس
گوهر عشق اشک دان اطلس خون جگر
قیمت روی چو زر چیست بگو لعل یار
قیمت اشک چو دُر چیست بگو آن نظر
بنده آن ساقیم تا به ابد باقیم
عالم ما برقرار عالمیان برگذر
هر کی بزاد او بمرد جان به موکل سپرد
عاشق از کس نزاد عشق ندارد پدر
گر تو از این رو نهای همچو قفا پس نشین
ور تو قفا نیستی پیش درآ چون سپر
چون سپر بیخبر پیش درآ و ببین
از نظر زخم دوست باخبران بیخبر


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف عشق و حال و هواهای عاشقانه میپردازد. او عشق را گرانبهای ترین گوهر میداند و به زیباییهای آن اشاره میکند. مولانا عاشقان را به گردهمایی و همدلی دعوت میکند و بر اهمیت ارتباط در عشق تاکید مینماید. او همچنین به ارزش اشک و درد عاشقی میپردازد و آن را از جنس طلا و گوهر میداند. در نهایت، شاعر بیان میکند که عشق حقیقی فرزند نمیخواهد و محفل عاشقان باید در کنار یکدیگر باشد.
هوش مصنوعی: میگوید لبهای من به اندازهی شیرینی شکر ارزشمند است، اما من جواهر ندارم که بخریم. پس جواهر هم ارزشی ندارد اگر من آن را ندارم.
هوش مصنوعی: اگر از سخنان من گوهری بیافری، آن را به دام انحصار خویش درآور و اگر این امکان نیست، با من و عشق من درگیر نشو، چرا که تو در این عشق فقط به دنبال مال و ثروت هستی.
هوش مصنوعی: اگر به این بازی (قمار) آمدهای، باید کیسهای پر از طلا بیاوری. در غیر اینصورت، بهتر است از کنار بروی و غصه و زحمت را برای خودت نگهداری.
هوش مصنوعی: ما در حالتی هستیم که قدم برمیداریم و به دنبال خوبیها و خوشیها هستیم. اگر تو هم از کسانی هستی که میخواهی به جمع ما بپیوندی، باید خود را آماده کنی و با ما در این سفر شریک شوی.
هوش مصنوعی: ما همگی در دامهای خود گیر کردهایم و از مال یکدیگر استفاده میکنیم. از همهٔ ما لذت میبریم، اما هر کسی که ناآگاه و بیخبر است، در این وضعیت نابیناست.
هوش مصنوعی: جامههای الاغها با لباسهای کسانی که زیبا هستند فرق دارد. لباس کسانی که به معنای واقعی انسان هستند باید برداشته شود تا با هر لباسی که دارند، زیبا و انسانی شوند.
هوش مصنوعی: موی فرعون که به تن موسی تعلق دارد، به خاطر جان او بریده میشود تا همهٔ وجود او به جان تبدیل گردد و هر تار موی جان ورزیدهای نیز موجودی پرمعنا و باارزش شود.
هوش مصنوعی: در راه عاشقان او، صورت معصوم را بشناس، چونکه عشق را مانند جواهر میدانی و اشک را مثل پارچه لطیف و خون جگر را به حساب بیاور.
هوش مصنوعی: چهرهٔ معشوق چقدر ارزش دارد؟ بگو قیمت آن از طلا بیشتر است. و قطرات اشک من از کجا میتواند به ارزش دُر و جواهر برسد؟ بگو آن نگاه معشوق چه ارزشی دارد؟
هوش مصنوعی: من به مانند یک ساقی هستم که تا ابد باقی خواهم ماند و در این حال، جهان ما پایدار است در حالی که دیگران در حال عبور و گذر هستند.
هوش مصنوعی: هر کسی که به دنیا میآید، در نهایت میمیرد و جانش را به فرشتهای که موکل اوست میسپارد. اما عاشق، از کسی زاده نمیشود و عشق، پدر یا خاستگاه مشخصی ندارد.
هوش مصنوعی: اگر تو از این طرف نیستی، مانند کسی که پشت به میدان نشسته، دور بمان. اما اگر مثل کسی که در میدان نیستی، پیش بیا، مانند سپری در دفاع.
هوش مصنوعی: اگر مانند سپر بیخبر به جلو بیایی و ببینی که چه زخمهایی از دوست به کسانی که مطلع نیستند وارد شده، در حقیقت آگاهی به درد و رنج عشق را پیدا خواهی کرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
در قدح مشکبوی باده بیار ای غلام
وز لب یاقوت رنگ بوسه بده ای پسر
گلبن اندیشه را بُن ِبکَن و سر بزن
تات به باغ نشاط تازهگل آید به بر
آن چو لب لعل دوست ابینا وین چو سر زلف یار
[...]
اسب قناعت بتاز پیش سپاه قدر
عدل خداوند را ساز ز فضلش سپر
پرده مستان نواخت زخمه باد سحر
باده ده ای عشق تو همچو سحر پرده در
دایره بزم را نقطه چو از خال تست
ساغر تا خط بیار سر ز خط ما مبر
مردمیی کن به شرط از پی ما پیش از آنک
[...]
ای به رخ همچو گل مایه شمس و قمر
وای به لب همچو مل گوهر شهد و شکر
دیده به چشم جفا درد من از هیچ کم
کرده به روی نکو کار من از بد بتر
خسته خشم تو عقل از نظر ناتمام
[...]
چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر
چونک ببردی دلی باز مرانش ز در
چشم تو چون رهزند ره زده را ره نما
زلفت اگر سر کشد عشوه هندو مخر
عشق بود گلستان پرورش از وی ستان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.