بیهنر را دیدن صاحب هنر
نیش بر جان میزند چون کژدمی
هر که نامردم بود عذرش بنه
گر به چشمش درنیاید مردمی
راست میخواهی به چشم خارپشت
خار پشتی خوشترست از قاقمی
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
بیهنر را دیدن صاحب هنر
نیش بر جان میزند چون کژدمی
هر که نامردم بود عذرش بنه
گر به چشمش درنیاید مردمی
راست میخواهی به چشم خارپشت
خار پشتی خوشترست از قاقمی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ تأثیر منفی افرادی است که بیهنر هستند و در مقابل هنرمندان، حسادتی عمیق دارند. شاعر با تشبیه این افراد به کژدم، از خصلتهای زشت آنان میگوید که به جای تقدیر و ستایش، به تخریب و آزار میپردازند. در ادامه، بر این نکته تأکید میشود که کسانی که بیصفت و ناپسند هستند، هر عذری برای خود خواهند داشت، حتی اگر در نظر دیگران فاقد ارزش باشند. شاعر بهطور ضمنی به این نتیجه میرسد که باید به هنرمندان و افراد بافضیلت ارزش داد و از ضعفهای دیگران چشمپوشی کرد.
هوش مصنوعی: دیدن افراد بیاستعداد و بیهنر برای افراد با هنر و توانمندی، همچون نیش زدن کژدم به آنها دردناک و آزاردهنده است.
هوش مصنوعی: هر کس که دارای اخلاق نیک نیست، بهانهاش را قبول نکن، حتی اگر به نظرش رفتار نیکو در چشمش نیاید.
هوش مصنوعی: اگر به دنبال حقیقت هستی، داشتن یک خارپشت با پوست زیبا و دلنشین بهتر از داشتن قاقمی است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
گر تو خوانی ناکس خویشم دمی
هیچ کس در گرد من نرسد همی
چند گویی من بگیرم عالمی
این جهان را پر کنم از خود همی
خوش ترست از آبِ حیوان خاکِ می
زندگی زهرست بی تریاکِ می
روحِ راحِ خُلد می آید از او
راحتِ روح است بویِ پاکِ می
دیر شد تا عقلِ روشن بین به عشق
[...]
پرتو او داده مارا خرمی
ورنه چند و چیست اصل آدمی
چرخ کی گردد به کام ما دمی
تا زداید از دل تنگم غمی
تا نهد بر جان مجروحم ز لطف
از شب وصل نگارم مرهمی
باشدم هر دم غمی بر دل ز هجر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.