گنجور

حاشیه‌ها

میر نور الدین علوی در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۸ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۴۶ دربارهٔ ابن حسام خوسفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:

در مصرع اول (یُذَکِّرُنِی) صحیح است

اعرابگذاری برخی کلمات دیگر هم اشتباه است

حامد فرجی در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۰۸ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » خیام فیلسوف:

از دوستانی که منتقد نوشتۀ هدایت هستند، انتظار می‌رود آنچه او  دربارۀ خیام نوشته را با ذکر مصداق نقد کنند!. وارد کردن ایراداتی از قبیل "باید عارف بود تا خیام را شناخت" و یا "مضحک" دانستن نوشتۀ هدایت بیشتر سبب گمراهی خوانندگان می‌شود.

Amir Solat در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۵۸ دربارهٔ جامی » بهارستان » دیباچه:

عالییییی 

 

omid در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۵۶ در پاسخ به عنقاء مغرب دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۳:

از کجا متوجه شدین منظورش علی ابن ابی طالب هست؟دلیل منطقی بیار دوست عزیز

محمد نصری در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۵۲ دربارهٔ جامی » بهارستان » روضهٔ هشتم (در حکایات حیوانات) » بخش ۱۹:

درود برشما 

منظور از دراز گوش اینجا خرگوش هست یا الاغ ؟؟؟

عبدالرضا ناظمی در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۵:

علی باقری٢٣:٤٩ - ١٣٩٩/٠٥/٠٥خدا خوانان قال:
دکتر شفیعی کدکنی در مورد واژه ی " خدا خوانان قال" می نویسد : ( ( یعنی آنان که به زبان و قول خدا را می خوانند. بی آنکه حضور قلبی در دعای آنان باشد. قال در فارسی معنی اسمی دارد ولی در اصل عربی از قالَ ( = گفت ) مفرد مذکر غایب فعل ماضی از قول گرفته شده است در مقابل آن" حال" رواج دارد که با ضمیر و دل سروکار دارد و نه با زبان و قول . ) )


( ( ای خداوندان مال! الاعتبار الاعتبار!
ای خداخوانان قال! الاعتذار الاعتذار! ) )
( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، دکتر شفیعی کدکنی، زمستان ۱۳۸۳، ص 322. )

عبدالرضا ناظمی در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۳۱ در پاسخ به مهدی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۵:

درود احسنت به این نکته دانی

 

علی عموشاهی در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۷:

گمان کنم مولانا جلال لاغر بوده و معشوقه‌اش چاق و تپلی (و شاید قندی چون گفته ای "بت همچون شکرم").

 

ببینید چی سروده:

 

داروی "فربهی" ز تو، یافت زمین و آسمان

 

تربیتی نما مرا، از بر خود، که "لاغرم"

سجاد تقوی sajadtx۱۹۹۰@gmail.com در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۴۳ در پاسخ به سجاد تقوی sajadtx1990@gmail.com دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۰:

یا 

مفعول مفاعلن مفاعیل فعل

سجاد تقوی sajadtx۱۹۹۰@gmail.com در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۳۹ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۰:

آیا وزنش

مفعول مفاعلن مفاعلن فعلن 

در دی ده/ به جا ی خوا/ ب آ ب اس/ ت م را

نیست؟

omid mehrdad در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۵۰ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۲۱ - تمثیل در بیان رابطهٔ شریعت و طریقت و حقیقت:

دگر باره شود مانند پرگار

بر آن کاری که اول بود بر کار

 چقدر زیبا و واقعیت زندگی. حیرت زده شدم واقعاً بیانش در واژه ها نمی گنجه  " خدایا شکرت"

رضا رحیم در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷۴:

وقتی احساس پوچی میکنم با خواندن این غزل ، جانم سرشار از هستی و بودن میشود .

امیر ایرانی در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۰۱ در پاسخ به سروش دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۲ - نعت پیغمبر اکرم (ص):

منظور زیارت حرم حضرت رسول(ص) ، مدینه النبی ، است

آسمان آزاد در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۵۹ در پاسخ به سیدعلی ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۸:

در معنی بیت دوم مانند غزل 14 (گفتم ای سلطان خوبان - بیت 6) اشتباه معنی کردید. در همان غزل توضیح دادم. اینجا هم موهای تازه رسته شده که به رنگ سیاهی کمرنگ یا سبزه میزنه به مورچه شبیه شده و نسخه ای که به جای موران «حوران» آورده اشتباه است. به همان دلیلی که در غزل 14 گفتم. این تعبیر و تصویر در اشعار شاعران دیگر هم هست. 

دکتر حسن منعم در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۵۵ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:

با سلام و درود فراوان بر استاد عزیز آقا رضای دوست داشتنی 

ضمن قدر دانی کردن از معانی بسیار لطیف و چشم گیرتان 

در بیت می‌نماید عکس مِی در رنگِ روی مَهوش اَت
همچوبرگِ ارغوان بر صفحه ی نسرین غریب

در این بخش چند موضوع مورد تاکید حضرت حافظ است

اول می نماید یعنی نمایان است مشهود است

دوم عکس می  یعنی بازتابی از می

سوم در رنگ رو یعنی رنگ رخساره ات

و چهارم مهوش یعنی مانند ماه

مصرع اول شاید بتوان استنباط کرد که معشوق مست و شراب خورده و خوی کرده میرود به چمن 

و چون مست شده رنگ رخسارش نشانی از مستیش را به همراه دارد و بازتاب مستی او در چهره اش مشهود است 

یعنی تو شراب خوده ای و در چهره ماه گون زیبایت مشخص شده و نمایان گردیده است 

سپاس از همراهان

دکتر حسن منعم در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۳۶ در پاسخ به آشنا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:

درود و سلام فراوان 

با توجه به ابیات بالا و ما بعد به نظر نمیرسه که این استنباط شما درست باشه 

چرا که تا همین چندی پیش یعنی حدود صد سال پیش هنوز دختران دست به صورتشان نمیزدند، صورتشان را اصلاح نمیکردند و موهای صورتشان گواهی بر دوشیزه بودنشان بوده 

پس فکر میکنم این بیت و معنای آن با تعبیر زیبای استاد عزیز آقا رضای عزیز بیشتر همخوانی داشته باشد 

 

آسمان آزاد در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۲۳ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:

با درود به آقا رضا که همیشه شرح خوب و روانی دارند و به راستی که بهره فراوانی به خوانندگان می بخشد. اما با احترام باید بگویم که در مورد واژۀ «مور» با شما موافق نیستم. چرا که «مور» در «مورخط» نمیتواند به معنی تموج یا موج زدن باشد.گرچه به همین معنی در لغتنامه دهخدا آمده است اما موهای ظریف رسته شده در اطراف صورت موج نمی زند. در همان لغت نامه دهخدا «مور» کنایه از کوچک و ظریف و ضعیف نیز آمده است. البته شما هم به «ظریف» اشاره کردید، همان کفایت میکرد (گرچه اشتباه است اما از معنی موج زدن بهتره)  اما موج زدن اصلا شایسته و درخور برای این معنی نیست.

البته بنده همان معنی اصلی یعنی معنی «مورچه» را باور دارم. شاهدش این بیت خود حضرت حافظ:

«سبزپوشان خطت بر گرد لب  //   همچو مورانند گرد سلسبیل» .

( این را هم میخواهید موج زدن معنی کنی؟؟!!) یعنی خود حافظ به وضوح گفته و این تعبیر و تصویر در قدیم معمول بود. 

شاهدی دیگر از حکایت شماره 10 گلستان سعدی باب عشق و جوانی که باز هم به وضوح معنی را گفته: 

در عنفوان جوانی چنان که افتد و دانی با شاهدی سری و سرّی داشتم ............

....... گر صبر کنی ور نکنی موی بناگوش

این دولت ایام نکویی به سر آید

گر دست به جان داشتمی همچو تو بر ریش

نگذاشتمی تا به قیامت که بر آید

سؤال کردم و گفتم جمال روی تو را

چه شد که مورچه بر گرد ماه جوشیده‌ست؟

جواب داد ندانم چه بود رویم را

مگر به ماتم حسنم سیاه پوشیده‌ست. 

بنابراین درست نیست بدون تحقیق دیگران (آن استاد دانشگاه ) را به سخره بگیری!!! 

نردشیر در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۴۳ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۴۳:

چه شعر جالبیه

ضیا احمدی در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۵۷ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۵:

هرچند نگارش «سدّ» در مصرع اول بیت ششم را صحیح می‌دانم ولی دیکته‌ی «صد» نیز با مفهوم سایر ابیات چندان مخالفتی ندارد؛ اولی یک قطره‌ای از باده‌ی عشق را مانع دریای زهر ارزیابی می‌کند و دومی بالعکس، آن را معادل صد دریای زهر!...

از نظرات دوستان فرهیخته استفاده می‌کنم.

 

عبدالعزیز میرخزیمه در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۰۱ در پاسخ به ساعد دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶۰:

با سپاس در برنامه 753 گنج حضور هم این غزل را استاد شهبازی شرح داده اند

۱
۷۵۳
۷۵۴
۷۵۵
۷۵۶
۷۵۷
۵۶۹۲