گنجور

حاشیه‌ها

مصطفی خدایگان در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۵۰ در پاسخ به محمد دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵۴:

جناب محمد درود. خیلی خلاصه نظرم رو عرض کنم این بیت در مورد قیاس خالق و مخلوق است؛ مخلوق همواره تصور می‌کند خیلی مهم و بزرگ است اما وقتی به خود می‌آید و عظمت خالق می‌بیند، آن همه ادعا و منم منم فروکش می‌کند.

Psychal Knight در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۹:

درود

به نظر من با اینکه در بیت اول به پسرشون سلطان ولد میگن که بره و استراحت کنه ولی مخاطب کلی شعر به احتمال زیاد شمس تبریزیه که تا آخرین لحظه عمرشون هم در حسرت وصال بودن و دارن به شمس میگن که اگر میخواهی بیا و ببخشا و اگر میخواهی برو جفا کن و به شمس میگن که از من فرار کن تا در بلا نیوفتی ولی ممکن هم هست تحت عنوان وصیت نامه به پسرشون یا دیگران بگن که در زندگی ره سلامت رو انتخاب کنید ولی قطعا اون درد که غیر از مردن دوایی نداره یا دردیه غیر از مردن که دوا نداره{معنی بیت هرچی که باشه در هر صورت اون درد تا زمان حیات دوا نداره} به نظرم اون درد چیزی جز عشق شمس نمیتونه باشه خود من با فرض این که نَوَد درصد اشعار و مخصوصاً اشعار عاشقانه همه خطاب به شمس هستن این غزلو خوندم 

خود من به طرز عجیبی در وضعیت مولانا هستم در عشقی که وصال درش ممکن نیست و با نگاه یک عاشق این غزل رو تفسیر میکنم ممکن هم هست این غزل چون آخرین غزل ایشون بوده حالت وصیت نامه برای پسرشون و دیگران داشته باشه ایده ای ندارم

ولی بازم برام غیر ممکنه که [با توجه به معانی این غزل] که این غزل مخاطبش شمس نباشه

در هر صورت من خودم ترجیح میدم خطاب به خیره کش سنگ دلم این غزلو بخونم

اصلا خیره کشی که دلش همانند سنگ خاراست جز شمس چه کسی می‌تونه باشه؟؟

وقتی گفتن موج سودا، من تو غزل های دیگشون سودا رو به معنی عشق دیدم همیشه احتمالا اینجاهم منظور عشق شمسه. و وقتی گفتن شب تا به روز تنها مشخصا منظورشون تنهایی روحی و دوری از شمس بوده وگرنه سلطان ولد که تو اون وضعیت تنهاشون نمیذاشت

بیت ۵و ۶ هم مشخصا درمورد معشوق که شمس باشه هست بیت ۲ و ۳ و ۴ و ۷ هم به احتمال زیاد درباره شمسه

پس من حدس میزنم به احتمال زیاد این غزل کلا مخاطبش شمسه البته به جز مصرع اول که همون باعث شک و تردیدم شده. باز اساتید بهتر میدونن من صرفا نظرمو گفتم با تشکر

 

*Nasha در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۵۷ در پاسخ به دوست دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:

شاخ تر شاخی است که انعطاف می ‍‍پذیرد و تازگی خود را از دست نمی دهد.

احد در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۶۵:

سلام

ابیات نهم و دهم اشاره دارد به آن بیت از غزل معروف

«مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک

                   دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم»

sohbat parki در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۴۹ در پاسخ به سامان دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴:

همگان بر این باورند که حافظ بزرگمردی دهری بوده...ممنون

 

sohbat parki در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۴۶ در پاسخ به کوروش ایرانی اصل دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴:

تعبری عالمانه ...ممنوم

 

قاسم دلاور در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۴۵ در پاسخ به حسین دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۷۴:

به به عالی بود.

agareza sad در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱:

شاهکار حضرت حافظ و شاهکار آواز خسروی آواز شجریان بزرگ 

حمید در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۱۸ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۰:

چرا تفسیر به رای میکنید همان بیت اول :

کسی که پرده برانداخته و اونی که مست از خانه بیرون آمده یک فاعل هستند ، اونوقت شما تفسیرمیکنید که اونکه پرده برانداخته منظور خداوند است ؟؛ بعد اونی که مست است انسان ؟ 

بیتهای بعد که به معشوق به اصطلاح شما بد و بیراه میگه و دو رو خطابش میکنه میشه خداوند باشه ؟

مهدی در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۶:

این شعررا «گروه سیریا» با لهجه‌ٔ بوشهری خوانده‌اند:

پیوند به وبگاه بیرونی

حمید در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۱۲ در پاسخ به رضا ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۰:

آقای رضا ساقی مثل همیشه گل کاشتید ، من گنجور را به عشق تفاسیر حقیقی و کامل شما دنیال می کنم دست مریزاد ، ای کاش کتابی در شرح ابیات حافظ انتشار می دادید .

حمید در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۵۷ در پاسخ به آرش جباری دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۰:

یعنی میخوای بگی حافظ منظوری نداشته و فقط میخواسته یه سری کلمات رو آهنگین پشت سرهم با آواز آهنگین یادگار بزاره ؟ هیچ شاعری بدون منظور شعر نمیگه 

حمید در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۵۳ در پاسخ به mehrbod دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۰:

تفسیر صحیح ، مناسب و به دور از جعلیات وعالی بود 

حسین قدسی در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۱۳ دربارهٔ ایرج میرزا » اشعار دیگر » شمارهٔ ۱ - من گرفتم تو نگیر:

اصولاً کسی بر این کامنت ها نظارت می‌کند؟؟؟؟

nabavar در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۴۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱:

غزلی زیبا از دفتر ” عشق و مستی “


تاج سلطانی
گفت با من زندگی ماتم سرایی بیش نیست 
 جز شرنگ تلخ در کام و دل پر ریش نیست
بخت نا فرجام در میدان چو چوگان میزند

گوی ناچاری ِ غم جز ناله و زاریش نیست
آتش حسرت چو در دل ترکتا زی میکند

مرغ خوشخوان ِ زبان، دیگر دُرّ افشانیش نیست
رنگ و بوی گل نیارد آتش شوقی به دل 

تا که بحر سینه و امواج ِ توفانی ش نیست
ساقی ِ گردون به کامت زهر میریزد مدام

این عجب کز جور خود روی پشیمانیش نیست
در زمین ِ جان دگر بذری نمی پاشد ، مگر؟

چرخ مینا را هوای کشت و دهقانی ش نیست ؟
گفتمش نازکتر آ ، هِی مشت برسندان مکوب

این جهان را مختصر نقش هیولایی ش نیست
رسم درویشی ست با افسون گردون ساختن

آسمان را هم نصیبی غیر حیرانی ش نیست
گر همه کار جهان همگام آلام تو نیست

گر نشانی از ضمیر و راز ِ پنهانی ش نیست
گُرز تکفیرت مگردان ، تا که بر سر کوبی اش

این طبیعت را بجز انوار رحمانی ش نیست

در تن آسانی کجا عشق آیدت بر لوح دل ؟

نامرادی ها چو مُهری روی پیشانی ش نیست 
پیرُوِ پیرِ خرد را زندگی پیچ و خم است

غرقه در دریا نگشته ، درّ شهواری ش نیست
زندگی زیبا ست با پستی بلندی ها ی آن
گو ” نیا “ را آرزوی تاج سلطانی ش نیست

ابوتراب. عبودی در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۵۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰:

با سلام و ادب احترام محضر استادان ارجمند و عزیزان جان.

به شیخ اجل حضرت سعدی رحمة الله علیه..

از ابوتراب عبودی.

 

    به سعدی ز ما صد هزاران سلام

چه خوش گفت آن شیخ شیرین کلام

بنی آدم اعضای یکدیگرند

که در آفرینش ز یک گوهرند

کنون سعدیا سر ز تربت بر آر

ببین !  واژگونه شده این شعار

بنی آدم اعضای یک پیکرند

پـی غارت و قتل یکدیگرند

اروپا و غرب صهیون نابکار

بشر را نموده کنون شرمسار

ز رزم دلیران فرو مانده اند

به کودک کشی روی آورده اند

ز بیدادِ صهیون و غـربِ پلیـد

به غزه زن و کودکش شد شهید

هزاران زن و کودک بی گناه

همه إرباً إربا شــدنـــد  آه  آه

بـــر افعال نا بخـردان ننگ بـاد

به صهیون و بر آمریکا مرگ باد

ز انـــدرزِ نیکوی تـو سعدیا

به مصداق مصراعِ در انتها

کسی کو ندارد غم مردمی

نشاید که نامش نهند آدمی

 

رقص آتش و خون ،چاپ دوم،

با احترام،ابوتراب عبودی

فرهود در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۲۴ در پاسخ به مریم بکوک دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۰ - آگاهی خسرو از رفتن شیرین نزد فرهاد و کشتن فرهاد به مکر:

در صفحه ۲۳۷ توضیحاتی وجود دارد شاید کمک کند.

لینک 

 

جاوید مدرس اول رافض در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۲۲ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸:

کونلوم گئجه گوندوز گئزیری دلبریله
گوز خطینی آبینی چئکیب کوثریله
دوشموش او زنخ چاهینه چوخ قانلی اورک
آخیر او زنخ چاهین، حوروپ عنبریله

رافض

 

جاوید مدرس اول رافض در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶:

سئن بدر اولاراخ گونش سئنه بنده اولوپ
تا بنده اولوپ سئنه او تابنده اولوپ
ای مه سئنون او شعاع رویون اودونا
گون یاندی الوولا، ماه تابنده اولوپ
رافض

جاوید مدرس اول رافض در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۱۷ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴:

او آی کی قدی سرو چماندیر ایدل
لب غنچه دی قاشلاری کماندیر ایدل
پیشکش اونا بیر چرقدی وئردیم دئدیکی
وصل ایسته ئیسن؟ جَرمَه سی جاندیر ایدل
رافض

۱
۷۵۰
۷۵۱
۷۵۲
۷۵۳
۷۵۴
۵۶۹۲