گنجور

حاشیه‌ها

جهن یزداد در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷۳ - در صفت بغداد و مدح ملک الامرا قطب الدین مودود شاه:

 

بجای باش و ز سامان روزگار مگرد
شکیب دار و ز فرمان ایزدی مگذر.

پرگل غفاری در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۲۴ در پاسخ به کتایون فرهادی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶ - بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند:

سلام استاد عزیز .خانم فرهادی از شما برای این تفسیر زیبا تشکر میکنم واقعا لذت بردم 

shahin در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۰۴ در پاسخ به مهدی نمازیان دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲۶ - فرمودن والی آن مرد را کی این خاربن را کی نشانده‌ای بر سر راه بر کن:

درود

در مورد آتش جهنم و نور و نار که بحثش رو فرمودید، اینگونه به نظر من رسید که منظور از نار و آتش و تاریکی، حسرت هایی هست که در جهنم گریبان فرد رو میگیره (بنظر یوم الحسرت هم به همون اشاره داره) که چگونه میتونست بهتر و با اگاهی بیشتری زندگی کنه و بجای برداشت و تفسیر درست از شرایط و حضور در جریان زندگی، با مقاومت و عدم لطافت باعث بوجود آمدن رنج و نارضایتی برای خود و بقیه و حتی کل هستی شده.

اما نوری که در جهنم ازش صحبت میشه همون آگاهی ای هست که معیار و میزان و قیاس حسرت ما خواهد بود و بوسیله اون نور و آگاهی مقایسه میکنیم که چقدر میتونستیم بهتر و زیباتر و روان و جاری تر زندگی کنیم. مثل یک برگه آزمون همراه با جواب های درست و برگه امتحانی که ما پر کردیم! آگاهی ای که در یک دست ما قرار داره و عملکرد ما که در دست دیگره و قیاس این دو میشه جلز و ولز ما در جهنم که باعث ذوب شدن و آب شدن کارما و لایه های اضافه ای که دور روح الهی مارو گرفته برای بهم پیوستن و یکی شدن ما و منبع یا وجود یا خدا یا خود الله خواهد شد. وحدت و پیوست روح الله و الله. وقتی نور این آگاهی به ما میتابه، حسرت های ما در این نور و آگاهی حل میشه و ما به مقام رضا و راضیه المرضیه میرسیم و بهشت در وحدت که همان جنتی است وارد میشیم. البته قبلش به جنات که بهشت در کثرته هم سری میزنیم و الست و... 

 طلب خیر

امید در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۵۰ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۵ - تمثیل در بیان سر پنهانی حق در عین پیدایی:

تناسخ زان جهت شد کفر و باطل

که آن از تنگ‌چشمی گشت حاصل

این قسمت شعر خیلی زیباست . یکی از دلایلی اصلی که میگن تناسخ وجود داره این هست که  چون بی عدالتی وجود داره انسان پس از مرگ دوباره در قالب یک جسم دیگه بدنیا میاد تا به کمال و اینا برسه . ولی همینطور که شعر میگه این تفکر از روی حسادت بوجود اومده که الان من که اینطوری بدنیا اومدم چرا مثل فلانی اونجوری بدنیا نیومدم اگه میومدم خیلی بهتر بود . تفکر و ساختار دینی که پایه و اساسش از روی حسادت باشه چه ارزشی داره ؟ شناخت انسان از خدا بستگی به دانایی و درک خودش داره وقتی که انسان درونش حس حسادت وجود داشته باشه تصویر همین حس رو روی مفهوم خدا بوجود میاره و فکر میکنه چون من اگر اینطوری به دنیا اومدم و فلانی از من وضعش بهتره پس خدا هم بر اساس همین حس حسادت من عمل میکنه پس تناسخ بوجود میاره که مشکل رو از ریشه حل کنه !! ولی چیزی که هست اینه که اگه انسان نتونه به این حس حسادت با وجود بی عدالتی ( یا حداقل بی عدالتی ظاهری ) غلبه کنه پس دیگه اصلا چرا بوجود اومده ؟! مگه دلیل اصلی که شیطان با همه دشمن شد همین حسادت نبود ؟

امید در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۲۸ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۴ - جواب:

خود شعر میگه تفکر رو رها کن که راه دور و دراز هست و با منطق نمیشه وجود خدا رو فهمید . حالا بعضی ها برای تفسیر شعر مثنوی هفتاد من نوشتن و اکثر تفکرات خودشون رو به شعر متصل کردن و نوشته هاشون خودش یک کتاب دیگه میخواد که تفسیر کنه چی نوشتن

کوزه در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۲۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۱ - سرآغاز:

ادیمِ زمین، سفرهٔ عام اوست بر ...

خوان یغما.

کوزه در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۱۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۱ - سرآغاز:

ولیکن خداوندِ بالا و پست به ...

در بیت های گذشته ۱۰ حکیم نام بردند و در این بیت نام خدا را

کوروش در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۶۶:

چو بدان پیر روی بخت جوانت گوید

 

سرخر معده سگ رو که همان را شایی

 

یعنی چه ؟

 

 

 

الف رسته در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۴۶ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۹۶ - مکرر کردن عاذلان پند را بر آن مهمان آن مسجد مهمان کش:

تاسانیدن: خفه کردن

از بیت پیشین بخوانید:

که مردم از روی دشمنی، به بهانهٔ مسجد بگویند، او آدم سالمی بوده، رفته تو مسجد خفته، و یک ظالمی او را در مسجد خفه کرده است

 

 

ظالمی او را 

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۵۵ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۴۱ - نقش تو:

دیده از تاب ، چه بسیار ز شب‌ها ، که گشود

کوروش در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۴۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۹۶ - مکرر کردن عاذلان پند را بر آن مهمان آن مسجد مهمان کش:

که بتاسانید او را ظالمی

 

بر بهانهٔ مسجد او بد سالمی

 

یعنی چه ؟

 

 

 

کوروش در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۹۵ - گفتن شیطان قریش را کی به جنگ احمد آیید کی من یاریها کنم وقبیلهٔ خود را بیاری خوانم و وقت ملاقات صفین گریختن:

جنبیکم لکم اعدی عدو

در سینه شما دشمن تربن دشمنانتان وجود دارد

H Hj در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۴:

هیچ دلی نشان دهد؟هیچ کسی گمان برد؟

کاین دل من ز آتش عشق کسی چه می‌شود؟

آه، از مولانا.

 

 

 

H Hj در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۸ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۱:

گروه جامی زیبا خوندنش.

کاش بشه که لینک های یوتیوب رو هم بشه براتون اضافه کرد. قطعه همه اسرار،

پیوند به وبگاه بیرونی

رازق در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۷:

ترجمه به ترکی از عبدالباقی گلپینارلی

 

Nerdesiniz a Tanrı şehitleri
A Kerbelâ çölünün belâsını arayanlar


Nerdesiniz a tez canlı âşıklar
A havadaki kuşlardan da daha tez uçanlar


Nerdesiniz a gökyüzünün padişahları
A gök kapılarını açmayı bilenler


Nerdesiniz a candan da kurtulanlar, mekândan da
Akla, nerdesin diyen bulunabilir mi hiç


Nerdesiniz a zindanın kapısını kıranlar
Borçluları hapisten kurtaranlar


Nerdesiniz a hazinenin kapısını açanlar
Nerdesiniz a yoksulun varı yoğu olanlar


O denizdesiniz ki şu âlem, köpüğüdür o denizin
Yüzmeyi çok önceden bilirsiniz zaten


Dünyadaki şekiller, o denizin köpükleridir
Tertemiz kişilerdensen geç köpükten, geç


Gönlüm coştu, köpürdü de şu söz şekli meydana çıktı işte
Bizdensen şekli bırak, gönüle yürümeye bak


A Tebrizli Şems, doğ doğudan
Çünkü her ışığın aslının aslına asılsın sen

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۵۶ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۴۰ - نقاش تقدیر:

پیشِ تشریفِ رسایِ کرَمِ دستِ ازل،

آشنا محی‌الدین در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۴:

خوش باش ک ظالم راه نبرد به منزل.

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۷۱:

سرِ آزاده و پُر شور  ، شَر آرد برخیز،

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۷۱:

شیرِ حق داورِ دین ، آنکه به مَه ناز کنیم،

الف رسته در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۲۴ در پاسخ به سپهر نواب زاده دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۱۲۲ - رفتن نریمان به شهر فغنشور:

دز = دژ = قلعه

۱
۶۲۰
۶۲۱
۶۲۲
۶۲۳
۶۲۴
۵۶۵۸