Abdul Ahad Fardeen در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۴۳:
چون غنچه اگر جمع شوم گل بکنارم
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۶:
همچو سعدی کس نمی بیند به اعجاز سخن
شاعری زیبا کلام و ساحری سحر آفرین
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۵:
ز خوبی وطراوت شعر سعدی
ژمین بگرفت آنک وقت پروین
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۴:
چوشعر تو سعدی به جمله آفاق
که دید دلاویز و دلبروگلگون؟
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۳:
هر نفسی بی گمان چرخ بگوید به ناز
مرغ غزل خوان من سعدی خوش گوی من
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۲:
گر دلت بگرفت یارا شعری از سعدی بخوان
کن دوای جسم وجان از شربت شیرین من
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۵ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۱:
نیست به روی ودر سخن چون صنم وتو سعدیا
در حد ودر جمال او در حدودر کمال من
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۵ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۹:
سزای تو سعدی سریر سخن
ندیده جهان کس هماورد من
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۵ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۸:
روی او چون شعر سعدی آبروی عالم است
گر نظر دارم به رویش دیگر عیب من مکن
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۵ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۷:
ای یار بخوان زشعر سعدی
شعر همه را دگر رها کن
مبارکه عابدپور در ۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۵ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۴۰ در پاسخ به مبارکه عابدپور دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۸۳:
بیت آخر معنیش میشه کسی که پر حرفی می کنه اگه حرف حق هم بزنن حمل بر سخن بی سر و ته یا محال و نشدنی می کنند به زبان عامیانه کسی که پر گویی کنه می گن چرت وپرت می گه و محل به حرفش نمیزارن
مبارکه عابدپور در ۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۵ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۳۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۸۳:
در کتاب پیش روی من بیت آخر به جای مزاج،فراخ سخن به معنی پر گوی پرحرف اومده
گرچه بر حق بود فراخ سخن
حمل دعویش بر محال کنند
همایون در ۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۵ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵۹:
هرچند خاصیت نوشته و شعر آنست که خواننده شخصیت مستقل و گوینده نیز شخصیت جدایی از خود متن دارند و هرگونه تفسیر میتوان از آن داشت
غزل پیش از پختگی جلالدین و ملاقات شمس سروده شده است و از یگانگی و مستی بهرهای ندارد و از شخصیت غایبی میگوید که گویی پشت این جهان است و با شاعر شوخی دارد و در دهان او میکوبد اگر کلامی از روی مستی بگوید
قمر پشت میغ و باغ و خرابه و گل و گل عذار و اینکه شعر مرا در بند کرد و شکار فرار کرد و دزدی مرا فریفت و دزد را گم کردم هرچند دوران مهارت شعری شاعر را میرساند اما سرشار از آشفتگی روانی و خود شیفتگی است
سید حسین اخوان بهابادی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۵ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۲۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۴۷:
گر دُرد،طلب، رهبر این قافله بودی
کی پای ترا، پرده خواب، آبله بودی؟
دُرد:درد ( dord ) ته مانده شراب است. و آن آخر راه سالک است که مستی آن چون از وحدت وجود است با مستی هیچ چیز دیگر قابل مقایسه نیست.
آبله: تاول------------------
پای ابله ماندن(در دیکشنری آنلاین آبادیس) پیشنهاد کاربران:کاربر:برکه
سخن پوشیده و کنایه است از عاجز و ناتوان بودن.
کنایه از صفت است و در اینجا باید با هوشیاری از صفتی به صفت دیگر برسیم.
کاربر:مـجـتـبـی عـیـوض صـحـرا
تحمّل رنج بسیار کشیدن، کنایه از خسته و فرسوده و درمانده شدن
شفیعی ش در ۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۵ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:
درود
به عقیده بنده سعدی در دیوانش فقط و فقط از عشق الهی سخن گفته و عشق زمینی در کار نیست.
البته که عشق زمینی هم نوع متعالیش با ارزشه.
کوروش در ۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۵ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۰۵ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۸۳ - جواب گفتن مسلمان آنچ دید به یارانش جهود و ترسا و حسرت خوردن ایشان:
خود هنر آن دان !
کوروش در ۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۵ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۰۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۸۳ - جواب گفتن مسلمان آنچ دید به یارانش جهود و ترسا و حسرت خوردن ایشان:
خود هنر آن دارد که دید آتش عیان
نه کپ دل علی النار الدخان
وزن این بیت مشکل داره ؟
بهزاد فرخ زاده در ۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۵ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۵۷ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۸ - چالیش عقل با نفس هم چون تنازع مجنون با ناقه میل مجنون سوی حره میل ناقه واپس سوی کره چنانک گفت مجنون هوا ناقتی خلفی و قدامی الهوی و انی و ایاها لمختلفان:
میگه برای سیر الی الله باید همچین اشتیاقی داشته باشی و خودت رو از شتری که به سمت هوا و هوس میره بندازی پایین گرچه این راه سخته و ممکنه پات بشکنه و باید پاتو ببندی و غلتان غلتان مثل گوی به سمت خدا حرکت کنی و این جذب مد نظر هست نه هر جذبی.
که این اشتیاق و جذب، راه و رسم رو حضرت محمد هستش
بهزاد فرخ زاده در ۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۵ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۵۲ در پاسخ به فرهاد حیدری دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۸ - چالیش عقل با نفس هم چون تنازع مجنون با ناقه میل مجنون سوی حره میل ناقه واپس سوی کره چنانک گفت مجنون هوا ناقتی خلفی و قدامی الهوی و انی و ایاها لمختلفان:
درود بر شما بسیار عالی و زیبا و کامل توضیح دادید و فوق العاده خوب بود. یه توضیح کوچیک و مختصر در مورد کلمه ی وطن در وصف شتر اون دهی هست که شتر بچه اش اونجاست و در مورد مجنون واژه ی وطن همون نیستانی هست که روح از اونجا ببریده شده و وطن روح در نزد خداست در فضای عدم و نیستی
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۶: