اشکان مشاهیری در ۱ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۱۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:
سلام و درود
H Hj در ۱ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۱۷ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵:
از معدود تبریکات سال نویی ه که دوست دارمش.
امیر طهرانی در ۱ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۳۰ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۳۵۶:
جنون!
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۱۴ دربارهٔ یغمای جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۳:
نه ملامت کِشم از کرده ، توان کرد رفوئی
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۱۳ دربارهٔ یغمای جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۳:
گر به دستی زده ام چاک ، گریبانِ سلامت،
سعید جعفری در ۱ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸۳:
عقل و خرد فقیر تو
پرورشش زی شیر تو
میگه خدایا؛ عقل و خرد ما نیازمند تو هست پس از وجود خودت بپرورانش (مثل نیاز کودک به مادر)...
چون نشود ز تیر تو
آنکه بدو کمان دهی
چون نشود یعنی چگونه نشود... استفهام انکاریه...
میگه حالا که تو از وجود خودت به ما عقل و خرد دادی، ما از وجود خودت پرورش پیدا کردیم؛
حالا کسی که وجودش از تو باشه، عقلش از تو پرورش پیدا کرده باشه (کمان) مگر میشه از فطرت تو نباشه یا مگر میشه راه درستی رو که تو می خوای نره... مگر میشه گمراه بشه...
سحر در ۱ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۰۲ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵:
🌹
سحر در ۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۹ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳:
🌹
کوروش در ۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۴۳ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۱ - قصهٔ آن دباغ کی در بازار عطاران از بوی عطر و مشک بیهوش و رنجور شد:
سپاسگزارم من متن رو از گنجور کپی کردم
پارسا در ۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۱۶ در پاسخ به بهروز پیلتن دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۲ - فی نعت سید المرسلین علیه الصلوة و السلام:
سلام.
ابتدا میگویید گمان میکنم چنین و چنان است بعد دقیقا پایینش میگویید جعل و تحریف تا کی؟! و بعد بفرمایید بر چه اساس؟ دقیقا فعولن فعولن فعلون فعل چه سکتهای دارد؟ با شیوایی دیگر ابیات مرتبط نیست چه معیاری دارد؟ در کدام نسخه این بیت وجود نداره؟
فاطمه زمانی در ۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۴۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۱۹ - حکایت دهقان در لشکر سلطان:
مهدا جان من که ضعف کردم برات (◍•ᴗ•◍)
رضا از کرمان در ۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۱۶ در پاسخ به شاهین موفق نژاد دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایتِ شمارهٔ ۴۲:
سلام
یعنی اینکه خودش بتواند با زور بازو وضربه مشت سر فیلی را بشکافد در قدیم یکی از کارهایی که نشان از پهلوانی افراد بوده این است که با کوفتن ضربه مشت بر سر حیواناتی مثل گاو یا الاغ حیوان زبان بسته را هلاک میکردند در اینجا سعدی خواسته کمی هم اغراق کرده باشه وگفته فیل
در همین دوره ماهم مثلا مبتکر سبک کیوکوشین کاراته ، آقای کانچو ماسوتاسا اویاما با یگ گاو بخت برگشته نبرد کرد وبا ضربه مشت یا بقول کاراته کاران زوکی حیوان را از پا در میاره که خوشبختانه فیلم آن صحنه در گوگل قابل سرچه وسندی بر حاشیه بنده
شاد باشی عزیزم
شاهین موفق نژاد در ۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۲۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایتِ شمارهٔ ۴۲:
اگر خود بر درد پیشانی پیل
یعنی چی؟ هیچ جا نتونستم معنی این مصراع را پیدا کنم
رضا از کرمان در ۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۱۲ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵ - قصد خیانت کردن عاشق و بانگ بر زدن معشوق بر وی:
سلام آقا کوروش
قسمت شده که غالبا من پاسخگوی شما باشم چه کنم که سوال درست بی پاسخ را بر نمیتابم ، هربار که پاسخی در مقابل حاشیه شما مینویسم یاد رمان خرمگس میام چون در آنجا کارکتر اصلی که نامش را فراموش کردم چون در جوانی این رمان را خوندم ، در دونقش ظاهر شده بود ودر مطبوعات از سوی کلیسا مطلب مینوشت آنگاه خودش با هویت دوم نقدش میکرد گفتم این حاشیه های شما وپاسخ های بنده شاید برای دیگران این شبهه را ایجاد کنه ولی هیچ اشکالی نیست ما اینجاییم که آنچه نمیدانیم بیاموزیم واگر میدانیم به دیگران بیاموزیم از تو ممنونم که با سوالات خود بنده را به کنکاش وا میداری و من هم می اموزم
لد = دشمن کینه توز دشمن سر سخت جمع الد ( لدود )
معشوقه به عاشق میگه این ادب وتربیت تو بود که نشان دادی بقیه را خودت میدانی ای دشمن من
علیرضا محمدزاده در ۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۰۹ در پاسخ به انور بایرام دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۵۱ - بیان آنک حق تعالی هرچه داد و آفرید از سماوات و ارضین و اعیان و اعراض همه به استدعاء حاجت آفرید؛ خود را محتاج چیزی باید کردن تا بدهد؛ کی «امن یجیب المضطر اذا دعاه»؛ اضطرار، گواه استحقاق است:
بخواه تا به تو داده شود در عین آرامش کوتاه مدتی که میدهد عقیدهای مهلک است!
به امید از میان رفتن خرافات از ایرانمان
رضا از کرمان در ۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۰۴ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۶ - قصهٔ آن صوفی کی زن خود را بیگانهای بگرفت:
سلام
خداوند از روی ستاری ولطف به بندگان ممکنه گناه اونها را آشکار نکنه ولی بدلیل متصف بودن به صفت عدالت آنها را کیفر میکنه
بازگیرد در مفهوم عامیانه یعنی یقه کردن
رضا از کرمان در ۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۰۱ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۶ - قصهٔ آن صوفی کی زن خود را بیگانهای بگرفت:
سلام
یعنی آن کم عقل نمیدانست که کوزه را که در جوی برای برداشتن آب فرو میکنند همواره سالم بیرون نمیآید وبعضا ممکن است در اثر برخورد با سنگی بشکند درسته خداوند ستار العیوبه ولی قهار هم هست
نباید که ما را شود کار سست
سبو ناید از آب، دایم درست ( نظامی)
رضا از کرمان در ۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۵۴ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۶ - قصهٔ آن صوفی کی زن خود را بیگانهای بگرفت:
شکار چیان وقت شکار کفتار، خود را به نادانی زده وبه دنبال کفتار میگردند ومیگویند کجاست کفتار و تو که در حال گناهی به این رفتار صیاد مغرور نشو
البته جایی من این رسم شکار کفتار را ندیدم ولی معنی بیت این میشه
شاد باشی
رضا از کرمان در ۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۴۹ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۶ - قصهٔ آن صوفی کی زن خود را بیگانهای بگرفت:
سلام
قبلش داره میگه که زن صوفی جایی برای پنهان کردن مرد کفاش فاسق را نداشت وآن خانه مانند صحرای محشر شده بود که نه گودالی ونه پشتهای ونه گریزگاهی برای اختفا در آن نیست وخداوند توصیف این جای حرج (سختی) رادر سوره طه آیه ۱۰۵ الی ۱۰۷ بدین مضمون آورده از تو ای رسول از کوه ها میپرسند بگو پروردگارم آنها را سخت در هم میکوبد و آن را به صورت زمینی هموار در آورد بطوری که در آن نه پستی بینی نه بلندی
عوج =گودی یا کجی
محمد خراسانی در ۱ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۳۶ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵۹: