گنجور

حاشیه‌ها

ر.غ در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۲۰ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۵:

شیر رز را گروهی اهلِ دل.. با سلام لطفا شیر را به شیره تغییر دهید

 

سام در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۵۳ در پاسخ به رامین عباسی دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:

متاسفانه  جوابی که نوشتی اصلا" ارتباطی با نوشته من نداشت .بنظر میاد که احساس کردی که  قدرت خداوند دست کم کرفته شده یا شاید بی احترامی صورت گرفته . سالها گذشته  من به تازگی نظر شمار را دیدم ولی فرصت مغتنمی است که دیگران  دچار اشتباه نشوند. 

رسد آدمی به جایی که به جز خدا( را )  نبیند  اگر قرار باشد که  طبق نظر شما به این بیت  نگاه کنیم  پس در این مصراع  انسان فانی  فاعل ‌و و خداوند قادر مطلق با تمام عظمتش مفعول جمله است که  انسان به غایت کمال رسیده به جایی میرسد  که فقط خدا را میبند . 

ولی عقیده من براین است که رسد آدمی به جایی که  آنجا را جز خدا (قائم به ذات و فاعل ) نبیند . یعنی فقط خداوند است که  قادر به دیدن اوج تعالی یک انسان میباشد . هیچ موجودی اعم از فرشته و جن و هرچه هست . از دیدن و درک آن جا( مکان ) عاجزند.  حتی نه در کسری از ثانیه . کن فیکون

خسرو ترقی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۳۴ دربارهٔ ایرانشان » کوش‌نامه » بخش ۱۰ - نیرنگ کوش با رومیان:

ارزیز به معنی قلع است

پیداست که برای مهر و موم کردن ازقلع بهره می جسته اند

میم شادمانی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۲۶ در پاسخ به جاوید مدرس اول رافض دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:

احسنت 🌹

Amir Kavan در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۰۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۴:

به یزدان که او داد دیهیم و فرّ
اگر نه میانش ببرم به ارّ 

Amir Kavan در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۰۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۴:

ه یزدان که او داد دیهیم و فرّ
اگر نه میانش ببرم به ارّ .

 .نه من بیش دارم ز جمشید فرّ
که ببرید بیور میانش به ارّ.

نمونه دیگری در شعر فردوسی برزگوار که:  ار: می تواند وسیله برنده ای باشد

Amir Kavan در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۵۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۴:

چو خستو نیاید میانش به ار

ببرید و این دانم آیین و فر 

لطفا معنی کلمه: به ار: را  بگویید .ایا به معنی یک سلاح مثل اره می تواند باشد که بعد ازان ببرید امده. لطفا این معنی را با شعر های دیگری که فردوسی سروده مطابقت دهید و معنی را به فرمایید. من قانع نمی شوم اگر بفرمایید ار به منی اگر است

کوروش در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۱۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۶۲ - بیان آنک عارف را غذاییست از نور حق کی ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی و قوله الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین ای فی الجوع یصل طعام‌الله:

تا نیاید وحش تو غره مباش

 

تو بدان گلگونهٔ طال بقاش

 

یعنی چه

کوروش در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۱۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۶۲ - بیان آنک عارف را غذاییست از نور حق کی ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی و قوله الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین ای فی الجوع یصل طعام‌الله:

اهل آن عالم چو آن عالم ز بر

 

تا ابد در عهد و پیمان مستمر

 

منظور از (بر) چیست

مسعود نژادحاجی فیروزکوهی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۳۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۹۷ - جواب گفتن خر روباه را:

این بیت مرتبط با مقام صبر و جایگاه والای آن در کلیه شئون زندگیست از جمله کسب رزق و بر این اساس روایت کردیده « الصبرُ مفتاح الفرَج » با صبر و شکیبایی گشایش ها محقق خواهد بود از سویی حضرت مولانا مسئله رزق و روزی را مرتبط با توکل به حضرت حق دانسته چنین می سراید:

هین توکل کن ملرزان پا و دست / رزق تو از تو زِ تو عاشق ترست

فی الواقع وصف رزاقیت پروردگار لا ینتاهی و بدون مرز است و بذ همه مخلوقات تجلی می یابد و روزی همچون عاشقی مجنون به دنبال ما می آید و در پی روزی دویدن انسان پیامی ست از ناحیه «من جعلی»که باید نادیده اش گرفت.

خسرو ترقی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۴۶ دربارهٔ ایرانشان » کوش‌نامه » بخش ۸ - در مدح پادشاه اسلام:

نام این بخش مدح ملکشاه سلجوقی است و تقدیم نامه بدوی

هادی اسدی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۳۶ دربارهٔ سعدی » مجالس پنجگانه » شمارهٔ ۴ - مجلس چهارم:

چقدر این مجالس پنجگانه ی حضرت سعدی زیباست هرروز هم میخونم بازم برام لذت بخشه. ممنون از سایت خوب شما🙏🌹

 

 

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۱۹ دربارهٔ نورعلیشاه » دیوان اشعار » غزلیات » بخش اول » شمارهٔ ۲۰۶:

تا کنم تازه دگر شیوه منصوری ...

درود بر شما 

  در مصرع دوم جان بسر دار کنم صحیح است لطفاً اصلاح بفرمایید. 

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۱۷ دربارهٔ نورعلیشاه » دیوان اشعار » غزلیات » بخش اول » شمارهٔ ۲۰۵:

پرتو حسن او بدل دیدم عاشق مست بیریا گشتم

درود

  نوشتن بیریا  بدین صورت صحیح نیست  لطفاً اصلاح بفرمایید .

عیچکس ابن هیچکس در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۴۸:

مولوی در اشعار دیگرش نیز این موضوع را در قالب داستان فردی که به دیدار معشوقش میرود و چون در میزند ندا می آید کیست؟ میگوید منم. میگوید برو . و سالی میگردد تا پخته میشود و باز میگردد. تا میگوید تویی تو و در گشاد میشود.

اشاره لطیف است به اینکه سالها در خانه را میزدیم غافل از انکه از درون در میکوفتیم.

در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموش و او در فغان و در غوغاست

عیچکس ابن هیچکس در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۲۹ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۸:

ان الله یهدی من یشا و یهدی من یشا

الله ولی الذین آمنو یخرجهم من الضلمات الی انور والذین کفرو اولیا هم اطاغوت یخرجونهم من النور الی الضلمات ....

اول اوست و اخر اوست

 

 

عیچکس ابن هیچکس در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۲۰ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۷:

خواجه اشارت به روز الست دارد که با معشوق یکی بوده است . همان نیستان مولویست که تا از آن دور افتاده است بر سوز و گداز است که ازآتش ان بر دود است. و اگر در دو دنیا دوباره به ان وحدت دست یابد خود را سودمند میداند و اهل فلاح . و در انجا اگر رسد که خویش را در او یابد آرزوی فنای در او را دارد.

برمک در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:


بکوی باده فروشان هر آنکه ره دانست
بجز کشیدن می کارها تبه دانست
 کسی که مهر تو ای سرو  کج کله دانست
نشست شاهی و آیین بارگه دانست
همیشه کار جهان نزد او بهنجارست
هر انکه شیوه و هنجار ان نگه دانست
چنین ستیز و ستم چرخ از کجا آموخت
مگر که شیوه آن چشم دل سیه دانست
نه هرکه افسر خود کج نهاد و تند نشست
روند شاهی و آیین بارگه دانست
نوشته اند به بنداد آریانشاهی
که داد میهنشاهی همیشه شه دانست
نشست تخت کیانی نه جای سالوس است
که جانشینی کورش کبوجیه دانست
برون ز  میهن آزادگان بهشتی نیست
وگرنه پیر مغان راه ان فره دانست
زلعل مغبچگان انکسی بنوشد می
که کارهای دگر سربسر گنه دانست
یلان یلان برود تا در بهشت آزاد
هرانکه شیوه رادی ببزمگه دانست
دلم ز مهر تو ای دیدگان شیواتیر
چنان گریست که کیوان شنید و مه دانست
چو غنچه با لب خندان به باغ جا دارد
هرانکه شیوه رندان بی کله دانست
بیار باده و با یاد شاه ایران نوش
که فر خسروی و داد و رست و ره دانست
به تاجداری ان شاه پهلوی نازم
که مهر میهن و سرداری سپه دانست

فره= بسیار

 

برمک در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۱۴ در پاسخ به لسان الغیب دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:

پنهانی ساغر زدن حافظ را نه تنها محتسب که پادشه نیز انرا دانست

جاوید عزیزی مهر در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۴ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل بیست و سوم - هرکس این عمارت را به نیّتی می‌کند:

درودها...منسوب به صامت بروجردی است،

۱
۵۶۷
۵۶۸
۵۶۹
۵۷۰
۵۷۱
۵۶۸۸