گنجور

حاشیه‌ها

محمدرضا هادی پور در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۰۹ دربارهٔ میرداماد » دیوان اشراق » رباعیات » شمارهٔ ۳۰۷:

این رباعی گویا با رباعی شماره 282 از دیوان اشعار خاقانی یکی است.

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۸۲

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۰۰ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۶:

نشکافت که فرهاد حزین سنگ بریده است

navied madosa در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۴۱ در پاسخ به امیرحسین صباغی دربارهٔ فردوسی » هجونامه (منتسب):

تورا گر محمد بود پیش رو به دین کهن گویم از دین نو. 

درپاسخ نامه سعد وقاص  جای تعریف نکرده. 

 

احد احمدی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۰۶ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۴۴ - نومید شدن انبیا از قبول و پذیرای منکران قوله حتی اذا استیاس الرسل:

همانطور که همیشه مثال هایی آورده می شود که منظور شاعر انتقال داده بشه این جا هم تیزی دندان و سوزش معده هم همین طور هست. تیزی دندان به درنده بودن و دیریدن اشاره داره و حمله ور شده که این بیان به سمت طمع و زیاده خواهی سوق داره. سوزش معده هم از حوس کردن و طمع کردن دل خواه بودن یک خوراک اشاره داره که به طبع وقتی به یک جماعت کا سرنوشتی بر آن ها گذشته و وعده هایی به آن ها داده می شود به طبع آن ها هم دچار خیالات و تفکراتی می شوند که باعث می شود تصمیمات مذ نظر خودشان را بگیرند. 

احد احمدی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۴۴ در پاسخ به بهكام بختيارى دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۴۴ - نومید شدن انبیا از قبول و پذیرای منکران قوله حتی اذا استیاس الرسل:

مراتب کاملا درست هست که در دایره دانش بنده نیست ولی اینجا اشاره به گسترش گندیدگی و سرایت اون به بخش های پایین تر داره یا از بخش های اصلی به بخش های فرعی داره. و بهتره موضوع گنیدیگی را به انبیا اشائه ندهیم زیرا هم زیبا نیست هم موضوع کلا چیز دیگری است و ربطی به تقدس انبیا و مراتب آن بزرگان ندارد. 

 

احد احمدی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۴۰ در پاسخ به میم الف دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۴۴ - نومید شدن انبیا از قبول و پذیرای منکران قوله حتی اذا استیاس الرسل:

خیلی خوبه که شما اینقدر دقیق هستید و ممنون از توضیحات شما. اما نباید ایننقدر سخت نگاه کرد مشخصا وقتی کل ابیات رو می خونید معنی مشخص هست و با توجه به مصرع اول همان گندیده شدن سر ماهی درست خواهد بود. همین حالا نیز در ژاپن به این موضوع به همین شکل نگاه می کنن و این هم جزوی از نگرش آنهاست. 

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۵۱ در پاسخ به حمید دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:

سلام حمید جان 

  شما از کدوم بیت این برداشت را داشتی ؟

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۴۵ دربارهٔ عبید زاکانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

سلام  جناب ارزانی 

باز هم موضوع تضاد بین عقل معاش آدمی با عشق الهی در وادی عاشقی است 

هنگامی که آدمی پا در طریق عاشقی میگذارد اول عقل است که به او نهیب میزنه وهشدار میده  چرا چون با معیار های اون مطابقت نداره 

خرد دور بین یعنی عقل آدمی که سرگشتگی  آینده عاشق را میبیند حالتی که با دیگران متفاوته واین از منظر عقل اشتباهه واون به روال عادی زندگی عادت داره  ،خرق عادت براش یک تابو است  دیوانه میکند مرا  بنظرم میشه گفت من را از راه بدر میبره به من فرصت عاشقی نمیده 

شاد باشی عزیز

میلاد خواجه خانی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۶:۳۱ در پاسخ به حمید سامانی دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۴:

دوست عزیز اینجا فاعل سبزه هست و کلمه همه همون هم هست که برای وزن شعر همه نوشته شده...فرداهمه ینی فردا هم

احمد شکوهی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۰۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶۶ - قصهٔ هدهد و سلیمان در بیان آنک چون قضا آید چشمهای روشن بسته شود:

بیت آخر از قلم افتاده و البته بجای نیکو رفیق باید نوشت شو‌ ما را رفیق

عملا نمیتونه اینجور بی معنی تموم بشه و باید بیت آخر بهش اضاف بشه

پس سلیمان گفت شو ما را رفیق

در بیابانهای بی آب عمیق

تا بیابی بهر لشکر آب را

در سفر سقّا شوی اصحاب را

راشد ظاهر rashidahmadzahir@gmail.com در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۰۶ - غالب شدن حیلهٔ روباه بر استعصام و تعفف خر و کشیدن روبه خر را سوی شیر به بیشه:

3 بیت آخر بعد از بیت ها 20 نیست. کلا 24 هست. 

سام رضایی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۱۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۱ - سر آغاز:

جناب سعدی به معنای واقعی استاد سخن هستند.

رضا صدر در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۴۲ دربارهٔ میرزاده عشقی » دیوان اشعار » هزلیات » شمارهٔ ۱ - آبروی دولت:

در بیت هفتم اون سه نقطه اسم چه کسیه؟ از نظر وزن و تا حدودی محتوا (بر اساس اطلاعات تاریخی محدود من) می‌تونه مثلاً «رضا خان» باشه ولی البته مطمئن نیستم.

لوح محفوظ در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » حکایت بط » عقیدهٔ دیوانه‌ای درباره دو عالم:

با سلام به نظر بنده هم ,«بر آب» صحیح است در بیت آخر, چرا که منظور از آب اینجا آداب و رسوم عبادی هست و زاهد تکیه اش بر همین رسوم عبادی  هست که از قضا سست و بی بنیان هست چرا که این خود یک حجاب دیگر بر روی حقیقت است و آدمی را از رسیدن به اصل خودباز می دارد چنانچه اگر ادب بر آداب ترجیح نداشته باشد.

محسن فتحی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۴:

درود بر همه عزیزان 

سوالی دارم که در خوانش احمد شاملو بیتی هست که در شعر نیست 

زخم زلفت به نامیزد کنون مجموعه دلهاست 

از آن باور نمی دارم که انگیز پریشانی 

در مورد این بیت و معنیش اگر توضیحی بدید ممنون میشم 

افسانه چراغی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۱۶ در پاسخ به مامیترا دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۸۵ - حکایت هندو کی با یار خود جنگ می‌کرد بر کاری و خبر نداشت کی او هم بدان مبتلاست:

زهر، او نوشید؛ تو خور قند او

شخص دیگری اشتباه کرد و به چاه افتاد؛ مثل این که کسی زهر خورده باشد. باید برای تو درس عبرت شود و پند بگیری و آن اشتباه را تکرار نکنی. پند گرفتن مثل خوردن قند، شیرین است.

آسمان آبی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۵۱ دربارهٔ امیر معزی » رباعیات » شمارهٔ ۱۵۲:

بنظر می‌رسد مسند درست باشد

برگ بی برگی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۴۲ در پاسخ به مهرداد ت دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۱:

درود بر شما گرامی مهرداد، تشکر از مهرِ بی دریغتان 

A Arzani در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۱۷ دربارهٔ عبید زاکانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

من منظور بیت 5 را متوجه نشدم.

خوانش صحیح این بیت چگونه است؟

لطفا راهنمایی کنید.

۱
۵۶۱
۵۶۲
۵۶۳
۵۶۴
۵۶۵
۵۶۸۸