گنجور

حاشیه‌ها

شایان در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۴۴ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۴۲۳:

درود فراوان دوست عزیز
بله فرمایش شما کاملا صحیح است و سروده حاضر دقیقا راجع به واقعه مذکور می باشد.
منظور بنده از کلمه احتمالا بیشتر نشان دادن این بود که شاید کمتر بتوان نسبت به صحت چیزی با قاطعیت کامل صحبت کرد.

حیدر معماری نسب در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

سلام
من رشته ام ادبیات نبوده ولی از کودکی شعر رو خوب میفهمیدیم و تا حدودی هم علاقه دارم.
در مصرع دوم بیت دوم:
و آنک سوگندِ من و توبه‌ام اشکست کجاست
به نظرم این کلمه "اشکست" نادرسته، به نظرم کلمه "بشکست" درست باشه با توجه هم به کلمات قبلی و هم وزن شعر
البته پا تو کفش بزرگان ادب کردم
حتما اساتید اهل فن اگر خطا گفتم تصحیح خواهند کرد.
با تشکر از سایت خوب گنجور

بهروز پیلتن در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۳۱ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۶۸ - صفت معراج صاحبدلی، که از دو نون قاب قوسین، یک دائره میم محبت بنگاشت:

جانم فدای چهار یار با وفای پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و اصحابه وسلم 

ابوبکر و عمر عثمان و حیدر رضوان الله تعالی علیهم اجمعین 

مرتضی در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۰۰ در پاسخ به احسان الف دربارهٔ رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین » بخش ۱۴۴ - مجذوب تبریزی:

سلام منظور شاعر در این بیت مبهم این است که تو با لین همه ادعا که داری پس چرا هر سال عمرت پایان می یابد و دوباره متولد میشوی. کسی که هر ساله فنا بر او حادث شود شایسته غرور نیست.

«نی ام» به معنی نی هستم است

پریشان در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۱۱ در پاسخ به جمشید حقایقی دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۶:

می ای که در اشعار خیام است همان می انگوری‌ست اما برخی جاها مجاز از لذت های دنیا و شادی های آن است.

فرود کایدیmis در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶۵:

گر بَرِ قافی تو را چون اسیا 

ارم اندر چرخ و گردانت کنم

فرهود در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۵۷ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الزاهد وابن عرس » بخش ۳:

شهد‌: عسل

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۰۹ دربارهٔ صفایی جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۳:

دامن از اشکِ دیده آب گرفت،

siyara beik در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۵۷ در پاسخ به محسن دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵:

درود، این جمله از کدوم کتاب ایشونه؟

زادان فرخ در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۳۵ در پاسخ به Hossein Mansouripour دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰:

دیده ام میجُست یعنی جستجو میکرد

زادان فرخ در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۲۰ در پاسخ به فایز بهزادی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰:

شما چه مستندی دارید که بر پایه اش استاد شجریان را متهم میکنید؟ دیده مگر پا یا دست است که بجهد؟! ادعای بی پایه و اتهام زدن بر پایه آن کاریست بس ناپسند

یوسف شیردلپور در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۲۵ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶:

وای که چقدر این شعر وغزل زیباست پرمعنای، وچقدر آشناست در عاشقی که این شعر را درک کند انگار بیت به بیتش را درتمام مراتب و مراحل زندگی ام مرور کرده وجستم و پی می‌آید هردم روح شاعرش شاد  نامش بلند باد استاد شجریان  اجرای خصوصی شهید عشق

روستای تیاقلهک جنگهای هیرکانی شمال واین اجرای بی نظیر 💛💛🥰🥰💐🖐️✋

پریشان در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۳۰ در پاسخ به حبیب شاکر دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۳:

درود. بسیار زیبا بود. 

Adelkorandi در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۰۳ در پاسخ به دکتر صحافیان دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۷ - بیان آنک الله گفتن نیازمند عین لبیک گفتن حق است:

درود بر شما اگر برای خواسته ای الله نمیگفت چه نیازی به لبیک داشت دکتر جان

حاجت آوردش ز غفلت سوی من

آن کشیدش مو کشان در کوی من

ممنون از سایت خوبتون 

حبیب شاکر در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۲۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۸:

سلام بر همراهان معزز 

ای لب زده بر لبان ساغر هر دم 

دانی شود از نوش تو عمر خم کم؟

بی درد منوش باده کاین آب حیات 

باشد به هزار درد کاری مرهم 

سپاس از همه دوستان

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۳۰ دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » مدح حضرت علی (ع):

 سلام 

در فصل نهم بخش  چهارم موضوع  وحی از نظر مولانا مطرح گردیده که در تکمیل عرایضم در حاشیه قبلی شاید مفید فایده باشد .

 مولانا » فیه ما فیه » فصل نهم - پروانه گفت که مولانا بهاءالدین پیش از آنک خداوندگار روی نماید

 شاد باشید

پریشان در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۰۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴:

ویژگی خاصی که اشعار خیام دارند، اینست که تمام افراد، با هراعتقاد و هرسنی و قومیت و.. میتوانند برداشت های خودشون رو انجام بدند، یکی که جزو قشر مذهبیست، برداشت مذهبی و قشر غیرمذهبی هم برداشتی زمینی اصطلاحا می کنند. به هرحال در نهایت حکیم مارا به زندگی خوش و خوشحالی دعوت می کنه. 

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۵۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۴۴ - قصه آنکس کی در یاری بکوفت از درون گفت کیست آن گفت منم گفت چون تو توی در نمی‌گشایم هیچ کس را از یاران نمی‌شناسم کی او من باشد برو:

سلام 

  بیت چهارم وپنجم  در بعضی نسخ اینگونه آمده که با موضوع کاملا درسنخیت است:

چون تویی تو هنوز ازتو نرفت 

سوختن باید تورا  در نار تفت 

رفت آن مسکین وسالی در سفر

در فراق دوست سوزید از جگر 

عباس جنت در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۵۳:

تعال یعنی بیا.

چگونه برنپرد جان چو از جناب جلال / خطاب لطف چو شکر به جان رسد که تعال

در آب چون نجهد زود ماهی از خشکی / چو بانگ موج به گوشش رسد ز بحر زلال

چرا ز صید نپرد به سوی سلطان باز / چو بشنود خبر ارجعی ز طبل و دوال

وقتی اجل تو را صدا زد فورا برو

صف نعال = کفش کَن، پایین مجلس

 

 

حسن خوش فکر در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:

بیت۱: عشق کو تا گرم سازد این دلِ رنجور را/در حریمِ سینه افروزد چراغِ طور را.

معنی: همانگونه که درختی آتشین در کوه طور راهنمای موسی علیه السلام شد، عشق نیز در دل انسان که مانند کوه طور است مشعل هدایت روشن می سازد و انسان بی عشق را که همچون موسای پیش از چله نشینی است را به انسانی عاشق یا موسای بعد از چله نشینی مبدل می سازد. یعنی همانگونه که درخت آتشین موسی را به جایگاه وحی و برتری راهنمایی کرد، عشق نیز انسان را به جایگاه برتری هدایت می کند.

بیت۲:حیرتی دارم که با این نشأه سرشارِ عشق/دار چون بر دوشِ خود دارد سرِ منصور را.

معنی: از این متعجبم که چوبه دار با این اثرگذاری عمیق عشق در اطرافیان شخص عاشق، در لحظه به دار کشیدن منصور حلاج چگونه از خود بیخود نگشت؟ چگونه دار، در لحظاتی که سر منصور را بر شانه چوبی نگاه داشته بود، از این لحظه که اوج عاشقی و کشته شدن در راه معشوق بود، سر خویش را بر جای خود نگاه داشت و از مستی این لحظات سرش بر جای خویش ثابت بود و تاب نمی خورد.

بیت۳:چند از هر کوکبی نیشی به چشمِ من خورد؟/وقت شد کآتش زنم این خانهٔ زنبور را.

معنی:

بیت۴: ای مسیحا از علاجم دست کوته‌کن که نیست/صندلی از لای خُم بهتر سَرِ مخمور را.

معنی: ای درمانگر و طبیب من، تو هرچند مسیحا دم و محیطی اموات باشی، نمی توانی خمار و درد سر مرا درمان کنی. بدان که به مرضی مبتلایم که حتی با اعجاز خود نیز نمی توانی درمانم کنی. تنها داروی سردرد سر مست من (که می تواند مانند چوب صندل که اضطراب و تشویش روانی را از بین می برد) کوزه شراب است.

بیت۵: چون ز دل آمد غبارِ خطِ مشکینِ ترا؟/کز نظر پنهان کند دلخوش‌کنِ صد مور را.

معنی:

۱
۵۶۱
۵۶۲
۵۶۳
۵۶۴
۵۶۵
۵۶۵۸