گنجور

حاشیه‌ها

برمک در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۳۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵۰ - مقالت شانزدهم در چابک‌روی:

در بخش نکوهش رشکبران چنین امده که به گمان من راست است - دشمن پی جان است و نه غم جان

 

دشمن دانا که پیِ جان بوَد

بهتر از آن دوست که نادان بود

 

 

بس که بباید دل و جان تافتن

تا گهری تاج نشان یافتن

نیما در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۵۴ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۲:

ممنونم از شما و روشن سازی کامل و درست و دقیقتون... بدون این نظر من قادر به درک این شعر نبودم 

آنا رضوان در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۷ - در فقر و گوشه نشینی و گله از سفر:

حال و دل هر دو یک نه بر خطر است

 اگر حال دل( بر) دویک نه بر خطر است باشد به این معنی است که : دویک آوردن در نرد ضعیف ترین بازی است. اما حال خاقانی از دویک هم بدتر است و باخت کامل است

علی الیاسی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۲۳ دربارهٔ قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۱:

عالییی

nabavar در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۳۸ در پاسخ به فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد بزه‌گر » بخش ۵:

فاطمه بانو

با درودی و سلامی

همی برشکافید پرشان به تیر

بدین سان زند مرد نخچیرگیر

به یک سوزن این زان فزون‌تر نبود

همان تیر زین تیر برتر نبود

برفت و بدید آنک بد نامدار

به یک موی‌بر بود زخم سوار

برداشت من ازین ابیات :   پرهای آنها را با تیر شکافت، که چنین است رسم شکارچیان ماهر.

تمام تیر هایی که انداخت « در هدفگیری » حتا یک سوزن هم فاصله نداشتند یعنی تیر دوم دقیقاً همان جا فرود آمد که تیر اول. هیچکدام با دیگری از نظر نقطه ی فرود تفاوتی نداشت.

و بیت سوم : تیر انداز نامداری رفت و تجسس کرد و دید  زخمهای تیر انداز همه  در یک محل  خورده بود.« مویی زده بود»

شاد زی پایدار

فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۱۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد بزه‌گر » بخش ۸:

چو بیدادگر شد شبان با رَمَه

بدو  بازگردد  بدیها  همه

عبدالملکی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۱۵ در پاسخ به طاهری دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » مفردات » شمارهٔ ۱۱:

دورود

 

مصرع دوم:

 

چارشنبه بخور از بین میره

 

حداقل برای اینجانب مشخص نیست این بیت چه معنایی دارد

 

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۲:

چون شعر شکر فشان سعدی

هرگز سخن دری ندیدم

محمدمتین عبدالهی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۳۴ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۰:

سپاس عراقی 

سپاس‌‌‌...

امید معینی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۲۲ دربارهٔ مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۳۱:

در مصراع چهارم «چاه» باید به «جاه» تغییر کند.

سحر در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۱۹ در پاسخ به زهرا گلشن دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۵:

دقیقا من هم همیشه اسم ایشون رو جستجو می کنم و تفسیرهاشون رو میخونم :)

امید معینی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۵۳ دربارهٔ مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۸۴:

در مصراع چهارم، «بیمارترم» باید به «بیدارترم» تغییر کند.

عباس صادقی زرینی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۳۰ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷:

با من بودی منت نمیدانستم

یا من بودی منت نمیدانستم

رفتم چو من از میان ، تو را دانستم

تا من بودی! منت نمیدانستم 

ملامحسن داماد ملاصدرا ست و شعرهایش بیشتر جنبه فلسفی دارد 

در این رباعی هم بحثش ادامه همان نگاه فلسفی ست

اگر اینگونه بخوانیم قابل فهم تراست 

با من بودی من نمی دیدمت / خود من بودی من نمی دیدمت / تا اینکه این من از میانه برخاست / چون تا من بود نمیگذاشت تو را ببینم 

 

 

سیروس م در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۵۶ دربارهٔ ایرج میرزا » قطعه‌ها » شمارهٔ ۳۶ - تصویر زن:

درود. در بیت :

غفلت شده بود، خلق وحشی

چون شیر درنده می‌جهیدند

.. والخ

بجای "و" بنظر میرسه که ویرگول، یا مکث ملیح بقول شعرا، معنی رو درست می‌کنه.

چون گویا در کتاب اصلی هم با واو نوشته شده ولی معنی با واو درست در نمیاد. البته بنظر من

nabavar در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۵۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۱۵ - حکایت روزه در حال طفولیت:

دگر دستها تا به مرفق بشوی

ز تسبیح و ذکر آنچه دانی بگوی

دگر مسح سر، بعد از آن غسل پای

همین است و ختمش به نام خدای

این دو بیت  نشان  سنی بودن سعدی ست

چون سُنیان از مچ دست تا آرنج را می شویند و پاها را غسل میدهند« کاملاً می شویند» ولی شیعیان از آرنج، رو به مچ میشویند  و پا را  مسح  می کشند.

گویا در سرمای زمستان و یخبندان حوض شستشوی پا زجر آور بوده و شیعیان به مسح کشیدن رضایت داده اند.

 

nabavar در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۲۷ در پاسخ به سید حسین اخوان بهابادی دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۱۵ - حکایت روزه در حال طفولیت:

جناب پهبادی

درم = مرا  در

به طفلی درم یعنی در طفلیِ «کودکیِ» من

در، اینجا به معنای زمان است و میم به معنای من و مرا

توضیح بیشتر می خواهید به دیده ی منت

زروان سخندان در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۰۶ در پاسخ به زروان سخندان دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۱:

و شاید منظور از سینه ها همان بستر دریا باشد. 

هفت اب نیز منظور هفت دریا می باشد. 

یعنی اینکه سینه ات را همچون بستر هفت دریا که همیشه با اب دریا در حال شست و شو هستند بشوی. 

چون در مصرع بعد نیز مولوی میگوید

وانگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو. 

یعنی همانطور که *سینه ها و هفت اب دربرابر کینه هاست*، *شراب عشق نیز دربرابر پیمانه* به موازات آن است. 

یعنی سینه ها و پیمانه، هر دو در حکم ظرف یا جایگاه هستند. 

سید حسین اخوان بهابادی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۰۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۱۵ - حکایت روزه در حال طفولیت:

به طفلی درم رغبت روزه خاستن

ندانستمی چپ کدام است و راست (سعدی)

به طفلی دَرَم، دَرَم یعنی چه؟ آیا دَرَم یعنی، در هستم؟ لطفاً خود کلمه دَرَم را معنی کنید.مفهوم به طفلی دَرَم را نمی خواهم بدانم. فقط کلمه دَرَم که چگونه درست شده است و به چه معناست؟

زروان سخندان در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۶:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۱:

*رو سینه را چون سینه‌ها هفت آب شو از کینه‌ها*

در باب تفسیر این مصرع توضیحاتی باید عرض کنم

دوستان در تفاسیر قبلی اشاره داشتند که هفت اب اشاره به هفت بار شستن  برای طهارت ‌ظرف دارد که باید اشاره کنم سه بار شست و شو با آب قلیل  صحیح است. 

و به نظرم هفت آب اشاره به هفت دریا دارد. و بحث طهارت اسلامی مطرح نیست. و به نوعی هفت آب شستن کنایه از پاکسازی کامل و عمیق است. به بیان تحت اللفظی یعنی با تمام اب های هستی بشوی کینه را. 

درمورد *سینه ها* نیز در قدیم سنگ‌هایی برای شستشو و کیسه کشیدن بدن استفاده می‌شدند و "سنگ سینه" نامیده می‌شدند.

شاید  هم به  جایگاهی در حمام‌های قدیمی اشاره دارد ، سکوهایی وجود داشت که به آن‌ها "سینه" می‌گفتند و مردم روی آن‌ها می‌نشستند.

شعر توصیه می‌کند که انسان باید خود را از کینه و نفرت پاک کند، درست مانند شستشوی کامل جسم در حمام.

نبی پلویی امیرآبادی در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸۳:

ملای رم یا خون آشامی مهین مرتبه ،؟؟؟مولوی ؟یا اژدهای پری سیما  چه بنامیمش تا توانیم دریابیم این همه شگفتی و زیبایی و دریایی از خردورزی عارفانه و عاشقانه و دیندارانه و سلوکانه ...براستی مولانا کیست ؟؟عاشق است یا معشوق ..عابد است یا معبود ...من می‌گویم او پیامبری بود با هفتصد من کتاب اما آنقدر ابهت داشت که نیامد به مانند دیگر ادیان سیاست اندازی کند ...و چه بسا اگر با شمس آشنا نمیشد .... دم شما گرم شمس عزیز 

۱
۵۵۱
۵۵۲
۵۵۳
۵۵۴
۵۵۵
۵۷۲۵