Morteza Astami در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲:
باسلام
از نظر بنده همه دوستان درست میگفتن.حافظ عزیز شعری گفته که هزاران معنی میشه از اون برداشت کرد.
یوسف شیردلپور در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵:
گر تو را خاطر ما نیست خیالت بفرست
تا شبی محرم اسرارنهانم باشد،،،
به به، به به👌👌👍 روحت شاد سعدی جان
وچه خوشابصعادتت که قرنها بعد تو خاک پاکتان را ارج مینهیم و استادانی مانند استاد شجریان شعر وغزلت را
دراجرای برگ سبز 261 باهمراهی استادان ورزنده حسن ناهید
با نوای آسمانی شان بگوش فلک رسانیدند همه کائنات را به وجد آورد دست مریزاد 💗💗💞💞💐💐💯💯💛💛💚
.فصیحی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۲۲ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹:
سلام وعرض ادب بسبار سپاس ایا منبع یا اثری دارید تا به شرحیات شما از غزلهای حافظ دسترسی داشته باشیم؟
افسانه چراغی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴۹:
یا در غزلی دیگر میفرماید:
ای که میان جان من تلقین شعرم میکنی/ گر تن زنم، خامُش کنم، ترسم که فرمان بشکنم
افسانه چراغی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴۹:
من کجا؟ شعر از کجا؟ لیکن به من در میدمد
مولانا معتقد است که شعر از درونش میجوشد و در حالت هشیاری شعری نمیگوید اما در حالت سرمستی و ازخود بیخودی شعر بر زبانش جاری میشود:
تو مپندار که من شعر به خود میگویم/ تا که هشیارم و بیدار، یکی دم نزنم
Hasan Kiazand در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۷:
درود.
خاطرم هست روزی از دبیر ادبیات پرسیدم درباره عبید زاکانی بزرگ
که استاد شخصی که کلی هزلیات یا هجویات داره لایق ستایش و ادیب شمرده شدن هست؟
جوابشون این بود که به حدی اتفاقات اون دوران تلخ و به قدری فساد زیاد بوده که جز با زبانی تند و عریان نمیشد بیانش کرد شدت فساد رو ...جوابشون منطقی بود
رضا از کرمان در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۱۷ در پاسخ به زینب روزبهانی فر دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴:
سلام مجدد
من جسارت نکرده باشم بنده هم متوجه سوال شما شدم ولی بنظر حقیر از میان کاربرد معانی مختلف کلمه فراز که فرمودید همان بالا از همه صحیح تر است گرچه مثلا در حاشیه های بالا جناب رضا ساقی معنای بستن درب را برداشت کردهاند مثل حضرتعالی، ولی معمولا برای جلوگیری از چشم زخم وان یکاد میخوانند وبه بالا واطراف خود فوت میکنند واگر مقصود فقط بر هم نخوردن خلوت انس با بستن درب بود نیاز به وان یکاد خواندن نبود درب را میبستن یا بگفتهای فراز میکردن وخلاص، نقش وان یکاد چی بود این وسط
شهاب عمرانی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۵۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۵ - روان شدن خواجه به سوی ده:
فُلک به معنی کِشتی
شهاب عمرانی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۴۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۵ - روان شدن خواجه به سوی ده:
غرس کرم بنشاندن، نهال بخشندگی و کرم کاشتن
زینب روزبهانی فر در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۴۵ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴:
آقای رضا حتا اگر من ادبیات فارسی نخونده بودم کافی بود در لغتنامه دهخدا واژه فراز و عبارت فراز کردن رو جستجو می کردم تا مطمئن باشم علاوه بر معنی (بالا) فراز به معنی بسته و فراز کردن به معنی بستن (هم) هست شما هم به لغتنامه دهخدا مراجعه کنید. نکته ای که من پرسیدم کابرد این اصطلاح در این جا بود که آیا به همون معنی بستن هست یا منظور دیگه ای در میان بوده
شهاب عمرانی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۳۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۲ - بقیهٔ داستان رفتن خواجه به دعوت روستایی سوی ده:
نرتع و نلعب به معنای بالا پایین پریدن و بازی کردن
بهزاد نامی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:
با سلام
لازم به ذکر است "خدا را میکرد " درست نیست و تحریف شده است. به 2 دلیل درست نیست اول اینکه رکاکت ادبی دارد خدا را میکرد حرف خوبی نیست. دوم اینکه "یا" کلمه ندا است برای دور. منظور این است که خدا داخل خودش بود ولی آنرا نمیدید و از دور خدا را صدا میکرد. پس درستش "خدایا میکرد است"
با تشکر از توجه شما
میثم رمضانی عنبران در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۰۰ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۶:
مصرع چهارم
یاد کن آخر فرامش گشتگان خویش را
به نظرم لفظ کشتگان بی ربطه
رضا از کرمان در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۵۵ در پاسخ به ابراهیم حاجمحمدی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴:
جناب حاج محمدی سلام
بنده در هیچ فرهنگ لغتی این معنی که شما فرمودید یعنی گیسوی گره زده ندیدم امکان داره راهنمایی بفرمایید .
رضا از کرمان در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۵۲ در پاسخ به زینب روزبهانی فر دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴:
سلام
زینب خانم گرامی فراز به معنی بالا میباشد وربطی به باز وبسته بودن درب ندارد.
دکتر صحافیان در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳:
هبچگاه صورت زیبایت که در صفحه دلم حک شده است،از میان نمیرود.آری از خاطرم آن بلند زیبای خرامنده نخواهد رفت.( حصرت حق را مثل نیست ولی مثال هست. رایت ربی فی احسن صوره شاهد این معنی است تمهیدات ص ۵۸، ۷۶، ۲۹۴
در محل دیگر فرمود: شب معراج پروردگارم را به صورت نوجوانی مجعدمو دیدم-ترجمه رساله قشیریه ص ۱۳۱ تمهیدات ص ۳۲۱-)
۲- هیچگاه تخیل دهان شیرینت، از خاطر جان من عاشق، با ستم زمان و غصه زمانه نخواهد رفت.
۳- آری پیمان عشق من و تو پیمانی ازلی با سر زلفت بود و دلم هیچگاه از این پیمان دست برنمیدارد.
۴- غم عشقت چنان شیرین و به یاد ماندنی است که هر چیزی جز آن از دلم پاک میشود جز آن.
۵- آری عشق تو در دل و جانم چنان خانه کرده است که اگر قالب تهی کنم نیز از جانم نمیرود.
۶- دلم اگر پی زیبارویان میرود عذرش را بپذیرید درد عشق دارد و درمان پیش ایشان است.
۷- اما اگر میخواهید مثل حافظ سرگردان عشق نشوید، دل به زیبارویان ندهید و به دنبال آنها نروید.
این غزل در نسخه خانلری نیست.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
حمید در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۴۶ در پاسخ به نيكومنش دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲:
شب قدر از دیرباز جزو اعتقادات اعراب حتی قبل از اسلام بوده است . میگفتند دراین شب تقدیر سال بعد شما چیده می شود . اینکه در این شب بیدار می مانند و قرآن به سر می گیرند و به در گاه خدا ناله میکنند که خدایا موقع نوشتن تقدیر ما این وضع تضرع و التماس مارا ببین و خوب بنویس ، بطور کلی با هیچ عقل سالمی جور در نمیاد جز تفکر مذهبی آخوندها . مگر سنی ها در شب قدر قرآن به سر میگیرند و تا صبح بیدارند ؟ این رسوم اخیرا وارد شده و من مطمینم در زمان حافظ چیزی به نام شب بیداری قدر و قرآن به سر نداشتیم
فرهود در ۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۶ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۳۹ - داستان عیسی:
خندهٔ بیم و امید یعنی آنچه که امروزه بعضا خنده عصبی میگویند، خندهای که از روی شادی و خرسندی نیست.
حفیظ احمدی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۶ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۴۰ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۳۱:
این غزل دقیقا بر دلم نشست.
اردشیر در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۱۳ در پاسخ به شیدایی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵: