همایون در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۴ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸۲:
فرهنگ و عرفان و راهی که با شمس و جلال ساخته میشود چون دو چوبه نردبانی میشود که پله ها میتوان بر آن ساخت و بالا رفت بر خلاف مذهب و دین که جلوی هر پیش روی را میگیرد و چوب تکفیر و چوب ارتداد و چوب های فراوان دیگر را جدا جدا میخواهد تا بر سر هرکه از دل میگوید هر چه بادل است و بیدل بکوبد
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۴ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:
همه آفاق گرفته سخن نیک تو سعدی
دگر ایام نبید که دگر چون تو برآید
یار در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۴ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۴۵ در پاسخ به پوريا دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۷۰:
نمیتوان با قطعیت در مورد زمینی یا آسمانی بودن معشوق در این شعر نظر داد
وحشی شاعر ِ سبک ِ واسوخت است و البته که این شعر متمایل به سبک عراقی است
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۴ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۲۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۹:
بره کشتی و خورد و رفت این سوار
تو شو خر به انبوهی اندر گذار
اهالی گنجور لطفا مانای مصرع دوم.
سپاسگزارم
محمدرضا در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۴ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۰۹ در پاسخ به Parsa Akbari دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۳:
سلام، انشاءالله نه
محمد رضا در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۴ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۵۳ دربارهٔ صفی علیشاه » بحرالحقایق » بخش ۹۳ - خلق جدید:
برای درک خلق جدید بیاید با هم چند خط از کتاب آفرینش عرفانی نوشته استاد علی اکبر خانجانی رو بخونیم بسم الله الاعرف الخالقین
۱- خداوند خالق را دو خلقت است قدیم و جدید . خلقت قدیم همان خلقت تکوینی و ازلی و ابداعی است از عدم و به آنی از قلمرو لامکانی و بی زمانی . مثل داستان خلقت آدم و سجده ملائک و انکار ابلیس در قرآن کریم . ولی خلقت جدید که مختص انسان است خلقت عرفانی است که واقعه بازیافت وجود است و جریان به خودآئی انسان است که از نزدیکی آدمی به درخت ممنوعه در بهشت آغاز می شود و آن آغاز نبوت است که با خبر شدن انسان از خویشتن است که شروع به خودآئی میباشد و فراق و رنج و تنهایی.
۲ـ خلقت جدید که به زعم قرآن کریم مورد انکار و شک اکثر مردمان است عرصه خلاق شدن اسمای الهی از ذات انسان است که در خلقت ازلی در او نهاده شده بود. پس . خلقت جدید به معنای پیدایش خالق از مخلوق است از طریق ظهور و بروز اسمای الهی از وجود آدمی در عالم خاک و این همان مقصود خداوند از خلقت جهان است که دوست می داشت که خود را معرفی کند و این عرفات از آخرین و کاملترین مخلوقش یعنی آدمی رخ می نماید.
۳- این خلقت جدید یا عرفانی با شهادت و یاری خود انسان ممکن میشود که انسان را شاهد بر خلقش قرار داده است و در این شهادت یاری او را میخواهد و این واقعه دوستی (ولایت ) بین انسان و خداوند است و حاصل این شهادت و نصرت همان اولیای الهی در تاریخ جهان هستند که محل ظهور اسمای الهی می باشند در درجات تجلی و کمال و این همان چیزی است که عرفان اسلامی نامیده می شود که مقصود خداوند از خلقت و دین اوست.
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۴ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۱۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۸:
و همچنین این چند بیت زیر زمان خداحافظی و کنایه انداختن بهرام گور به بازرگان, لطفا مانا کنید.
به بازارگان گفت چندین مکوش
از افزونی این مرد ارزان فروش
به دانگی مرا دوش بفروختی
همی چشم شاگرد را دوختی
که مرغی خریدی فزون از بها
نهادی مرا در دم اژدها
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۴ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۸:
گنجوریان
لطفا معنی این ابیات که بازرگان از شاگردش گلایه می کند را بیان کنید.
همی گفت پرمایه بازارگان
به شاگرد کای مرد ناکاردان
مران مرغ کارزش نبد یک درم
خریدی به افزون و کردی ستم
گر ارزان خریدی ابا این سوار
نبودی مرا تیره شب کارزار
خریدی مر او را به دانگی پنیر
بدی با من امروز چون آب و شیر
احمد رحمتبر در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۴ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۰۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۱۵:
در کتاب قصههای مجید جلد دوم، نوشته هوشنگ مرادی کرمانی، در قسمت سفر اصفهان، این بیت به این صورت توسط راننده کامیون خوانده میشود:
نعمت روی زمین قسمت پررویان است
خون دل میخورد آن کس که حیایی دارد
هادی اسدی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۴ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۳۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دهم در مناجات و ختم کتاب » بخش ۴ - حکایت:
بیت به بیت این شعر تن ادم رو میلرزونه🌹🌺
برمک در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۴ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۴۹ دربارهٔ رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۵۱:
پیش او دستان همی زد بی کیار
-
کیار تنپلی . بیکیار= جلد
امیر رحیمی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۴ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۵۲ دربارهٔ حمیدالدین بلخی » مقامات حمیدی » المقامة الثالثة - فی الغزو:
فوقالعاده است....
پیروز افشارنیا در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۴ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۴۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۴ - لاابالی گفتن عاشق ناصح و عاذل را از سر عشق:
ولوله درست تر از زلزله هستش
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۴ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۱۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۷:
ز بَر کوی با نامداران جَز
ببردند بسیار دیبا و خز
بزرگان شهرهای ابرکوی(ابرقوه) و جز پارچه های ابریشمی و پوست های زیادی را بعنوان پیشکش برای بهرام گور بردند
محسن خیری در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۴ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۰۰ در پاسخ به محمدرضا دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳:
سلام،
برای فهمیدن معنی هر بیت شعر باید به سایر ابیات و معنا و هدف کلی و حال و هوای کل آن قطعه شعر توجه کرد. برای پی بردن به معنی "بیت سوم" هم توجه داشتن به این مساله راه گشاست.
همانطور که مشخص است زمینه و حال و هوای شعر بیانگر شعف و شادی خارج از حد شاعر از رسیدن لطف یار و حضور دلدار و پیامدهای آن می باشد. که شاعر از همان ابتدا در بیت اول به آن اشاره می کند و در باقی ابیات به بیان شادی بی حد و حصر و بی نیازی از دل برای دلدادگی و صبر برای وصال با حضور خود یار می پردازد و از زوال صورتها و سرنگونی پرچمهای حاضر و نوشدگی همگی و وفور نعمتها در حدی فراتر از حد شکر در پی آن خبر می دهد. بر این مبنا شرح بیت سوم این خواهد بود:
"مسلمانان! مسلمانی خود را دوباره (دلگرم به لطف یار و با نیروئی تازه) پی بگیرید که حتی خود کفر هم از شرم حضور یار من رنگ خود را باخته و ظاهر مسلمانی به خود گرفته است". یا به اختصار نوید "رونق و شکوفائی دوباره مسلمانی و رنگ باختن کفر در برابر مسلمانی با حضور یار" را می دهد.
در کل معنای قطعه شعر می تواند اشاره به "ظهور حضرت قائم آل محمد(عج)" باشد که در بین تمام مسلمانان اعم از شیعه و سنی مورد انتظار است.
بهرام خاراباف در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۴ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۲۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱ - سر آغاز:
لطفا دیدگاه بگذارید:
دیده توچون دلم رادیده شد
شددل نادیده
غرق دیده شد
#مولویهمینکه بینش و دیده باطنی تو به قلبم رسید . این دلِ نابینا و فاقد بینش ام از میان رفت و قلبم یکسره ، غرقِ آن دیدۀ روشن و بینش حقیقت بین گردید . [ نهایتاََ به مقام روشن بینی رسیدم ]
گاهی اوقات بعضی مفسرین تفسیرهایی برشعرمی نویسندکه به کلی با
خودشعرناسازگاروبی ربط است.وحکایت ازتحمیل عقیده ونگاه مفسردارد. درمصرع (دیده توچون دلم رادیده شد) نه ازقلب صحبتی شده نه ازدیده وبینش باطنی.ودرمصرع بعدی دل نادیده به دل نابیناوفاقدبینش تفسیرشده
چطوردلی که فاقدبینش است به یکباره درمعرض دیده باطنی قرار می گیردوبه مقام روشن بینی می رسد.نمی دانم کجا خواندم که شعررانمی شودتفسیرکرد.شعرخودش تفسیر خودش است تاچه حداین گفته صحیح است راهم نمی دانم اما باوردارم شعرجولانگاه کلمات است. کلمات گاه عملکردی دارندحتی ورای ذهن شاعرکه درتخیل خوانندگانش جلوه های گوناگون ازصورخیال را می آفرینند.گاه تفسیر بندوزندان است برشعر.الخصوص اگرقرارباشدتفسیرفقط برمعانی استوارباشد.معنا هامحدودند.چگونگی وحالتها نامحدود.چیدمان کلمات .واج ها.وصفها ها.تکرارها.جناس وقیاس حتی دریک بیت گاه می توانند چنان حالتی درمخاطب ایجادکنندکه تخیل رادرطول تاریخ تابی نهایت گسترش دهد.
#بهرام_خاراباف
کوروش در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۴ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۲۲ در پاسخ به مصطفی خدایگان دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۱۷ - گریختن عیسی علیه السلام فراز کوه از احمقان:
گفتی هرکس که مغلوب نفس شده احمقه !
خب یک نفرو به من نشون بده که مغلوب نفسش نباشه
اینطوری حساب کنیم همه احمقن
کوروش در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۴ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۱۹ در پاسخ به احمدرضا نظری چروده دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱:
سپاسگزارم ولی بعید میدونم معناش این باشه
کوروش در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۴ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۱۵ در پاسخ به عمار دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲۱:
بهشون بگید بیت ۱۲ رو هم شرح کنن
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۴ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۹: