افسانه چراغی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۴۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۴۲ - آشنا شدن سلام بغدادی با مجنون:
جوق بر وزن شوق: گروه، دسته
طوق: گردنبند از فلز یکتکه (مثل زنجیر نیست که تکهتکه و حلقهحلقه باشد)
افسانه چراغی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۴۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۴۱ - غزل خواندن مجنون نزد لیلی:
جو واحد وزن است. یک قسمت از هفتادودو قسمت مثقال. کنایه از مقدار کم و ناچیز. یک جو و دو جو و جوی کنایه از بسی بیارزش، بیارج و بها، بسیار کم (به معنی جو که غله معروف است، نیست).
افسانه چراغی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۳۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۴۱ - غزل خواندن مجنون نزد لیلی:
جو جو شدن به معنی تکه تکه شدن، ذره ذره شدن، حالت آشفتگی و پریشانی
افسانه چراغی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۱۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۴۱ - غزل خواندن مجنون نزد لیلی:
سگدل: سختدل، سنگدل
سگروی: مردمآزار، غریبآزار
احمد خرمآبادیزاد در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۵۳ دربارهٔ سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » هزلیات » غزلیات » شمارهٔ ۱۵ - جواب شعر شرف:
«در و دوز» در بیت سوم یعنی «دوز و کلک»
«در و دوز» از مفهومهایی است به نام «جفت مرتب»* که پیش از این در واژهنامهها (از جمله لغتنامه دهخدا) به عنوان «اتباع» از آنها یاد شده است. در این جفت مرتب، نخستین عضو «پیرو» و عضو دوم «پایه» است. یک جفت مرتب همواره دارای معنایی گستردهتر از واژه پایه میباشد.
*مرتب از این نظر که تنها با رعایت ترتیب، این جفت دارای بار معنایی خواهد بود.
محمد مرادی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۵۳ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » اشعار محلی » شمارهٔ ۵ - غزل:
سلام
معنی "قجری" در عبارت زلفای قجری چیست؟
sharam forooghi در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۹:
استاد همایون شجریان این شعر رو اصلا درست نخوندن.
هوشنگ بهمنی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۳۰ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۵:
مصرع دوم از بیت دوم را لطفا اصلاح بفرمایید
پیاش مسلمانی در عرصهُ پیشانی
افسانه چراغی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۱۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۴۰ - خواندن لیلی مجنون را:
آن پیر وقتی میخواست در جستوجوی مجنون راهی شود، با خود یک دست لباس سالم و پاکیزه برای مجنون که لباس پاره بر تن داشت، برد تا برای دیدار لیلی بپوشد.
افسانه چراغی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۵۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۴۰ - خواندن لیلی مجنون را:
نرگس: گل نرگس که چشم به آن تشبیه شده/ سُفت: طاق که کنایه از گونه است/ سمن: گل سمن که صورت در سفیدی و لطافت به آن تشبیه شده/ عقیق: سنگ قیمتی سرخرنگ که اشک به آن تشبیه شده.
Mmd در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:
بیت۱ ماه حسن اضافه تشبیهی: حسن به ماه تشبیه شده (ذوالنور) زیبایی به ماه تشبیه شده که نور آن از بازتاب درخشندگی چهره معشوق است (حسینعلی یوسفی)
بیت۳ طرف: چشم. (یا در پارسی: کمربند زر متناسب با گردی چشم یار - حمیدیان) طرف بستن استعاره از بهره بردن.
هیچ کس در دوران دلفریبی و مستی نرگس چشم تو از سلامتی دیده بر هم نگذاشت (یا از پرهیزکاری طرفی برنبست) چه بهتر که در برابر چشمان مست شما کسی ادعای پرهیزکاری و پردهنشینی نکند (جلالی)
با آن گردش چشم تو هیچکس نمیتواند از پارسایی خود سودی ببرد، بهتر است که پاکدامنی خود را به رخ چشمان شما نکشند (یا در مقابل مستان و عاشقان شما از پارسایی دم نزنند) (ذوالنور)
بیت۴ خانلری و سایه و فرزاد: زانکه زد بر دیده آب روی رخشان شما / قدسی: آب از روی...
بخت خوابآلوده ما از سرچشمه طراوت و شادابی روی درخشان شما آبی به چهره خود زده است(جلالی)
چهره درخشان شما آبی به صورت بخت من پاشید (ذوالنور)
آب: اشک شوق آرزوی دیدار (حسینعلی یوسفی)
بیت۶: شما: کارگزاران یحیی شاه یزد (استعلامی) مردم یزد (حمیدیان) که از شما بهرهای به من (حافظ) نرسیده (هنوز، چرا که غزل پیش از سفر به یزد سروده شده)
یا اشاره دوری به دوران پیش از اسلام و مباح بودن باده در آن دورانها که به شاعر چیزی از آن نرسیده (هروی)
یا شاید به معنای کلیتر: آرزوی مراد و شادی برای هر بزم و دورانی که حافظ از آن غایب است (نظر شخصی)
بیت۱۰ لعل شکرافشان: لب شیرین گفتار
بیت۱۲ بساط:فرش بساط قرب استعاره از مجلس تقرب یا محضر (جلالی) دم و دستگاهی که سبب نزدیکی است (ذوالنور) همت: عزم، کوشش، دعا، پیوند دلها (حمیدیان)
بیت مقطع خانلری و سایه و فرزاد: تا ببوسم همچو گردون...
گردون متناسبتر مینماید از بابت مبالغه بیشتر و همچنین عدم تکرار اختر و نیز ایهام جزء گرد در گردون با خاک (حمیدیان)
افسانه چراغی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۰۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۳۷ - آمدن سلیم عامری خال مجنون به دیدن او:
زمانه مُقامِر: روزگار قمارباز
افسانه چراغی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۰۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۳۸ - دیدن مادر مجنون را:
چار فرس: چهار اسب کنایه از چهار عنصر یا آخشیج (خاک و آب و باد و آتش)
افسانه چراغی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۵۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۳۹ - آگاهی مجنون از وفات مادر:
سستخیز به معنی تنبل و کند و کاهل است. به نظر میرسد اینجا به این معنی باشد که از روی ناچاری و درماندگی؛ شاید چون کار دیگری از دستشان بر نمیآمده.
نظامی در بیت دیگری میگوید:
در عالم اگرچه سستخیزیم
در کوچگه رحیل تیزیم
فاطمه زندی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۳۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:
هزاران درود بر روان پاک حضرت سعدی
عالی جناب سعدی آیینه داری است که نه فقط صورت عصر خود را در آثارش باز میتاباند، بلکه با شناختی ژرف و دقیق چنان سیمایی از آدمی عرضه میدارد که همگان از توانگر و درویش و عارف و عامی میتوانند تصویر خویش را در آیینه کلام او ببینند و با بهره گرفتن از زیورِ آموزهها و اندرزهای او، خوی و خصلت و گفتار و رفتار خود را به زیبایی و کمال بیارایند.
امیدوارم که توفیق انس با آثار این بزرگ مرد نصیب همگان گردد...
رضا از کرمان در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۰۵ در پاسخ به Taha Salmani دربارهٔ ابن یمین » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ١٢۵:
سلام
در پاسخ به شما میتوان گفت در این شعر داره به سیر تکاملی انسان اشاره میکنه که همه انسانها از دیار عدم به دنیا می آیند وسپس پس از طی مراحل زندگی باز به دیار عدم باز میگردند شما را به کلام مولانا دفتر سوم مثنوی بخش 187 وحاشیه های آن ارجاع میدهم شاید موضوع برایتان روشن گردد آنجا که مولانا میفرمایند
از جمادی مردم ونامی شدم /// ازنما مردم به حیوان سر زدم الی آخر
شاد باشی
علی صبوری در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۵۵ در پاسخ به محسن یوسفی دربارهٔ همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۱:
استاد رشید کاکاوند در برنامه اکنون احتمال اینکه شعر متعلق به همام باشد رو بیشتر دانسته اند به دلیل هم عصر بودن و شناخته تر بودن سعدی احتمال اینکه همام شعری رو از سعدی به نام خود ثبت و ارائه کرده باشه خیلی کمتر هست.
حسین مرکزی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۳۸ در پاسخ به ناشناس دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:
نمیتونه درست باشه، چون وارد سرای شدن مگر چه مشکلی داره که باید به دوش ببرندش؟
در ضمن "که گر به پای درآیم" یعنی اگر به سماع برخیزم، به پا خاستن، درحالی که با پای خود وارد شدن هم معنی میده. جناسی هم پا با دوش داره و "درآمدن" با "دربردن". همچنین به پای درآیم، ذهن را برای مفهوم از پا درآمدن هم که در مصرع بعد اتفاق میافته آماده میکنه.
کوروش در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۲۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۲ - عرضه کردن مصطفی علیهالسلام شهادت را بر مهمان خویش:
گفت پیغمبر ز غیب این را جَلی
در مقالات نوادر با عَلی
یعنی چه
رضا از کرمان در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۴۶ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۰۰ - بیان این خبر کی کلموا الناس علی قدر عقولهم لا علی قدر عقولکم حتی لا یکذبوا الله و رسوله: