گنجور

حاشیه‌ها

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۴ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴:

 

تا ابد گفته سعدی به عشق بخوانند

یادگار عشق بود که از عهد الست است

بهرام خاراباف در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۴ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۴۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۵۹ - دوم بار در سخن کشیدن سایل آن بزرگ را تا حال او معلوم‌تر گردد:

اوست دیوانه

 که دیوانه نشد

#مولوی

دیوانه اول جبرادیوانه است یاحتمابایددیوانه باشد.دیوانه دوم دیوانگی اختیارکرده است یااگردیوانگی اختیارنکندجبرادیوانه خواهدشد

 

جبرم دراختیاراست و

اختیارم

            به جبر

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۴ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳:

شد  زنده  جهان  ز گفت  سعدی

چون وصل تو که چشمه حیات است

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۴ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

سعدی تو سر سخنورانی 

جسمند همه ولی توجانی

شیرین سخنی وخوش بیانی

بوی سخن توچون گلابست

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۴ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱:

 

عالم از جلوه رویت به نشاط وعجب است

عالم از گفته سعدی به سماع وطرب است

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۴ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰:

 

در گلستان  خیال  ازسخن  روی خوشت

هر که گفته است چو سعدی به ندامت برخاست

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۴ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹:

پیش گلزار رخت بلبل اگر نیست چه غم 

 

سعدی خوش سخن نادره گفتار این جاست

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۴ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:

شد به دلت دردعشق پیش طبیبان مرو

گفته سعدی به هر درد گرانی دواست

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۴ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:

 

این باغ  بهاری  که  دل از خلق  رباید

چون گفته  سعدی است که طناز وفریباست

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۴ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵:

هر جمله که گفت سعدی از عشق

در وصف تو گفت جمله زیباست

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۴ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴:

 

سعدی چو سخن بگفت از تو

شهباز سخن سرای دلهاست

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۴ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳:

حدیث   روی تو  می کند  سعدی واینک

زگفته نیکش ببین که اندرین جهان غوغاست

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۴ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲:

چوروی  دلبر است  اشعار  سعدی

که از خوبی بدآن دل می توان بست

 

 

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۴ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۳:

سعدی حدیث یار بگفتی که این چنین

گفتار نغز  خو یش ،دل آویز می کنی ؟

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۴ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۲:

سعدی خوش سخن شده  مشتری  نگاه تو

این همه ناز می خرم کین همه ناز می کنی

 

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۴ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۵۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۱:

جویای شعر سعدی خفتگان درون خاک

خفته به گور زگفته خود بیدار می کنی 

سید مهدی smb۱۳۴۷@gmail.com در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۴ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۴۳ دربارهٔ صغیر اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۱:

برخی سایت‌ها چنین مصرعی را به مولوی نسبت داده‌اند: دل مرنجان که ز هر دل به خدا راهی هست ...

کوروش در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۴ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۴۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۲۹ - در بیان آنک ثواب عمل عاشق از حق هم حق است:

چون ندید او عمر عبدالعزیز

 

پیش او عادل بود حجاج نیز

 

حجاج که بود ؟

 

 

 

کوروش در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۴ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۳۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۲۸ - در بیان قول رسول علیه‌السلام لا رهبانیة فی‌الاسلام:

چونک محمول به نبود لدیه

 

نیست ممکن بود محمول علیه

 

یعنی چه

 

 

 

کوروش در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۴ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۲۷ - در بیان آنک صفا و سادگی نفس مطمنه از فکرتها مشوش شود چنانک بر روی آینه چیزی نویسی یا نقش کنی اگر چه پاک کنی داغی بماند و نقصانی:

پس سیه‌کاری بود رفتن ز جان

 

بهر تخییلات جان سوی دخان

 

یعنی چه

 

 

۱
۴۵۲
۴۵۳
۴۵۴
۴۵۵
۴۵۶
۵۷۲۵