جعفر عسکری در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۳۵ دربارهٔ کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۹:
نه همین میرمد آن نوگل خندان از من
می کِشد خار درین بادیه دامان از من
با من آمیزش او الفت موج است و کنار
روز و شب با من و پیوسته گریزان از من
قُمری ریخته بالم به پناه که روم
تا به کی سرکشی سرو خرامان از من؟
به تکلم
به خموشی
به تبسم
به نگاه
میتوان برد به هر شیوه دل آسان از من
نیست پرهیز من از زهد، که خاکم بر سر!
ترسم آلوده شود دامن عصیان از من
گرچه مورم، ولی آن حوصله را هم دارم
که ببخشم، بوَد ار ملک سلیمان از من
اشک بیهوده مریز این همه از دیده کلیم!
گرد غم را نتوان شست به توفان از من
دوست عزیز وحید هم به بیت جا افتادهی قبل از بیت تخلص اشاره کردن، ولی صورت درستتر بیت رو نوشتم تا غزل کامل بشه.
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۰۸ در پاسخ به 7 دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۶:
درود بر شما
در اینجا بیکار را به عنوان صفت فاعلی (شخص بیکار) گرفتهاید و متوجه شدهاید که با فعل جملۀ بعد از نظر عدد تطبیق ندارد. اما در اینجا بیکار به معنی باطل و بیهوده است. (سخنی باطل و بیهوده است که در فصل بهار به بلبل بگویی مخروش)البته پیکار هم میتواند باشد ولی نه در اینجا که سخن سعدی است. شاید سخن کسی دیگر بود پذیرفته میشد. سخن سعدی با این کلمه نرمی و زیبایی خود را از دست میدهد و زبر و زشت و خشن میشود.
گفتهاند حسناتُ الأَبرار سیِّئاتُ المقرّبین
بلیغترین و فصیحترین سخن در برابر سخن سعدی میشود گنگ و نارسا
جعفر عسکری در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۴۵ دربارهٔ کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰:
سلام. متن اشکالات زیادی داره.
باده کو تا موجسان رقص از همه اعضا کنم
چون حباب از فرق، دستار تعیّن وا کنم؟
خار بیگل، دود بیآتش به من قسمت رسد
خواه گلشن، خواه گلخن، هر کجا مأوا کنم
پای سِیرم نیست اما سیل اشکم دادهاند
میتوانم خانه را بر خویشتن صحرا کنم
اشک میریزم به خون، هر گاه شوق از حد روَد
چون شود بدمست مهمان، آب در مینا کنم
صورت دیبا ز خواب عافیت بیدار شد
عیش را از ناله تا کی تلخ بر دنیا کنم؟
من که کاغذ از قلم نشناسم از آشفتگی
میرود قاصد، چه بنویسم؟ چه حرف انشا کنم؟
از نسیمی کمترم در گلسِتان روزگار
این نشد کز نوگلی بند قبایی وا کنم
خاکبیزی میکنم، از دور چون بینم تو را
دست و پایی را که گم کردم مگر پیدا کنم
پایم از بند تعصّب گر برون آید کلیم!
دست دل گیرم به دست و سِیر مشربها کنم
حامد فرجی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۲۸ دربارهٔ قائم مقام فراهانی » منشآت » نامههای فارسی » شمارهٔ ۷۱ - نوشته ای است از قائم مقام به شاهزاده خانم:
قائم مقام هم میترسیده زنش از بقیه بشنوه زودتر خودش لو داده 😂
احسان راطبی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۵۷ دربارهٔ اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الحادی عشر: فی الطامات و فی الاقاویل المختلفة » الفصل الاول - فی الطامات » شمارهٔ ۸:
این رباعی بر روی یک تنگ زرینفام کاشان از سده هفت با شماره موزه 4766 در موزه دوران اسلامی موزه ملی ایران خوانده میشود. در کاتالوگ گلچینی از هنر دوران اسلامی موزه در سال 1375 در بخش سرامیک تصویر آن با خواندن غلط شعر آمده است.
یگلن در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۱:
من متخصص نیستم اما به نظرم میاد این از اون شعرایی باشه که یه آخوندی گفته بسته به ناف مولانا... نه معنی جفت و جوری داره نه وزنش درسته غلط املایی هم که داره
متین میرزائی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۲۲ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۴۱:
درود، معنی و مفهوم بیت آخر رو میگین لطفا
شهریار آریایی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۷:
در مصرع دوّم از بیت دوّم به جای کلمهی "یعنی" باید باشد: "جانا"
کار جنون ما به تماشا کشیده است
جانا توهم بیا که تماشای ما کنی
***
در بخش ویرایشِ بیت، این نظر و این تغییر را پیشنهاد دادم، ولی گفتم در کامنتها هم بنویسم تا دیگر دوستان نیز بدانند.
در برنامهی رادیویی "یک شاخه گُل" شمارهی 407، اینچنین خوانده شده است (آواز: سیاوش شجریان)، که بسیار زیباتر است. "جانا" از "یعنی" بسیار زیباتر است و درستتر مینشیند.
Minoo Shalchizadeh در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۳۸ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۷ - دیر زیاد آن بزرگوار خداوند:
با کمال تشکر از پارسی زبانان گنجور
لطفا در بیت ۱۲ لغت (گرم) را به (کرم ) تغییر دهید. در لغتنامه دهخدا این بیت آورده شده و این لغت با ک درج شده که معنی درست شعر را میرساند
با تشکر فراوان
فائزه صفری در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۴۵:
سلام وزن شعر رباعی مفعولن فاعلن مفاعیلن فع هست
هومن ظریف در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۰۵ دربارهٔ ایرج میرزا » قصیدهها » شمارهٔ ۱۰ - انتقاد از حجاب:
درود بر عزیزان.
ایرج عزیز پرسیده است؛
«که جفت خود را نادیده انتخاب کند؟»
هرچند این پرسش در آن دوران یعنی اواخر مظفری و ممدلی شاه، باب بود و هنوز هم در برخی نواحی ایران نادیده جفت انتخاب می کنند اما نکته جالب که در همه کشورها، بتا بر پدیدهای که آنرا بربریت مدرن نامیدهام، بنا بر تشخیص مصلحت دربار و حکومتها، انتخاب جفت نادیده برای ازدواجهای سیاسی و بازاری رخ می دهد.
بنابراین عزیزان در پوستین انتقاد از مذاهب نیافتند. چرا که همه دوستان در هر قرائتی از مذهب، اهل صفا و مروت و وطن پرستی و نیکی و عفت و راستی، متفقالقول هستند.
فلذا، وقتی ایرج این انتخاب جفت نادیده را با تساهل شعری به ایرانی جماعت نسبت داده، باید گفت خیر. توی کلام ایرج شکر.
متاسفانه ازدواج کورکورانه سوق الجیشی، در همه کشورها بوده و خواهد بود و اتفاقا حیا در بی حجاب و بد حجاب و با حجاب ما ایرانیان امری ستودنی و قابل ارجاع است.
خلاصه هیچ آدم عاقلی در دنیا دروغ و نقاب و ریا را نستوده.
و هیچکس هم فعالیت اجتماعی را مختص زن یا مرد نکرده.
شاد باشید و اهل گفتگو
هدیه من عکسی جالب است از ایرج عزیز با جوانی دکتر حسین گلگلاب که به زودی طی کتابی با عنوان ای ایران ای مرز پرگهر، منتشر خواهد شد.
ارادت
حکیم در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۳۶ دربارهٔ ظهیری سمرقندی » سندبادنامه » بخش ۱۳ - آمدن کنیزک روز دوم به حضرت شاه:
این شعر را در قابوس نامه بدین صورت دیدم
که پازهر زهرست کهافزون شود
کز اندازهٔ خویش بیرون شود
زهرا ه در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۳۸ در پاسخ به محمد کاویانی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱:
دوست عزیز فقط ما رو تشنه شنیدن کردید. کاش شرح میدادید که از استاد چه شنیدید
سفید در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۰:
لان روحی قد طاب ان یکون فداک...
سعید حاتمی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۰۸ در پاسخ به محسن،۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸۸:
در این صورت وزن شعر به میخوره
سعید حاتمی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۰۵ در پاسخ به بهنام دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸۸:
بله به احتمال زیاد مصرع اخر بیت اول سوالیه .
چرا که در ادامه جواب سوال رو میده.
از منی که همه چیز بودم دور شدی و سبک شدی بی مقدار شدی.. و منظور اینه که راه خطا لاجرم و ناچار عواقبی داره.
برداشت دوم هم میتونه این باشه که تو چون در مقام انسانی،به هر طریق و مسیری بری وزن و اندازت کم نمیشه،چون جوهره انسانی و خدایی داری و در این صورت،سوالی نیست .
من برداشت اولی رو ترجیح میدم،چرا که سراسر شعر داره همین مفهوم رو پرورش میده.انسانی که از اصل دور بشه به فرع خواهد رفت
سعید حاتمی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۰۱ در پاسخ به بهنام دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸۸:
منظور اینه که از تو به خود تو گفتم
حقیقت تورو بهت نشون دادم
جعفر عسکری در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۲۳ در پاسخ به عرفان فیروزآبادی دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » ذرات گردنده [۷۳-۵۷] » رباعی ۶۵:
سلام. این رباعی از خیام نیست.
قافیه داره و درست هم هست، فقط در قدیم خورد رو بنابر اقتضای قافیه، خَرد تلفظ میکردن.
عرفان فیروزآبادی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۷ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » ذرات گردنده [۷۳-۵۷] » رباعی ۶۵:
بنظر می آید قافیه ندارد
فرد ، کرد و بعد خورد؟!
فرهاد بشیریان در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۵۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۴: