گنجور

حاشیه‌ها

ابوتراب. عبودی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ دی ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۵:

باسلام و عرض ادب تقدیم به محضر جمیع استادان عزیز و گرانقدر در گنجور

 

بی خودشده ازخویشم و غمخوار ندارم
در هر دو جهان جــز تـو مــدد کار نـدارم

لیلای منی، ای همه ی بـودو نبـودم
مجنون توام ، غیر تو دلــــــدار ندارم

یک لحظه به خــود وامگذارم ز عنایت
بی إذنِ تـــو، انـدیشه ی کـردار نــــدارم

نه حوصلهٔ نوح مرا هست،نه آن عمر هزاره
یعقوب نـی ام طاقت بسیار نــــــــــــــدارم

زَاسـرارِ درونم تو خبــر داری و دانــــــی
تسلیم رضای تــــــوأم ،انکار نــــــــــدارم

غیرازسر شوریده وُ جز خونِ رگ وُ جان
چیــــزی که کنم در رهَت ایثار نـــــــــدارم

   مینای دلِ تنگِ(عبودی) بشکسته
   چیـــــز دگــــــری لایق بازار نــــــــدارم

دیوان عبودی چاپ دوم

سید مصطفی سامع در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ دی ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۱۱ دربارهٔ جیحون یزدی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۸ - در تهنیت ولادت امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام:

سرِّ رب 
ساقیا می ده که شد ماه رجب 
شد زمانی شادی و عیش و طرب 

گو به مطرب زن  تو ساز دلنوا 
تا زداید از دل محزون   تعب 

بعد سه روز و سه شب شد آشکار
ماه تابان از حرم با نور رب

شد چراغانی ز شادی هر طرف 
جلوگر شد  میر کل شاه عرب

بوسه ها زد بر رخ حیدر نبی 
خنده زیبد بر  رخ مولا  عجب

روز مولود علی حیدر شده
 نعره حیدر زنید  هر روز و شب

یاعلی و یاعلی و یاعلی 
نام حیدر است هردم زیب لب

از فلک خیلی ملک سوی زمین
آمدند بهر طواف  گل نسب

 باب شهر علم احمد حیدراست
او بود شیر خدا و سر رب

فاتح بدر وحنین و خیبر است
شیرگیر و شیر کش  والالقب

گفت احمد بعد من مولا علی
بهر تان باشد امیر منتخب

 روز محشر ساقی کوثر علی است
باده مینا ز مولایت طلب 

داده ایزد بهر او عز ومقام 
حاسدان ورزند بخل از چه سبب

او قسیم نار و جنت در جزاست
راه جنت بی ولا  باشد صعب

گر ترا حب علی باشد مترس 
بر رهت رو بر مه گرد سوی عقب

می شود محسوب عبادت ذکر شاه
نه قدم در بزم او با صد ادب

بزم مدح تو عجب شیرینتر است
از نبات و شهد و قند و هم رتب

ای به قربان ره ولای تو 
جان وفرزند و عیال ومام و اب

سامعا بر راه حیدر نِه قدم
راست باش هرگز مرو در راه چپ

دوستارانش بود با عیش و نوش 
دشمنانش تا ابد در تاب و تب
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
۱۴۰۳-۱۰-۰۷

سروش ‌ در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۰۵ دربارهٔ امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۱:

به قول استاد کدکنی، تصاویر قصاید معزی همگی مزاحم و فاقد ارتباط عمودی هستند و محور افقی شعر نیز ضعیف است و هیچ تصویر زیبایی ندارد

نه در این شعر بلکه در کل دیوان معزی همینجوری است و یک شعر خوب یا حتی یک بخش خوب از یک قصیده وجود ندارد و کل اشعارش تکرار مکررات هستن

مهری رزم‌جو در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۱۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۳:

بیتذ13 نیامد همی درست است اشکال تایپی دارد. 

آرا منتظری در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۲۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۴۱ - غزل خواندن مجنون نزد لیلی:

درود بر شما. در جشن هنر سال 1356 شیراز در آخرین بخش کنسرت چهره به چهره شجریان و لطفی اجرا شده که قابل انتخاب در بخش معرفی ترانه ها نیست. بخش معرفی ترانه جای اصلاح زیاد دارد.

.فصیحی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۵:

جناب امکانش هست گاهی به طور مصداقی مثال بزنید تا ما شرحها رو بهتر متوجه بشیم ؟راه ارتباطی‌ای وجود نداره تا ما بتونیم سوالاتمون را بپرسیم؟

.فصیحی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۵:

سلام وعرض ادب بار دیگر از برگ بی‌برگی عزیز بخاطر شرح زیبا تشکر وقدردانی می‌کنم 

کلاس اولی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۵۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۳۲:

من اینطوری میفهمم که افرادی که چند عیال داشتند یعنی چند همسر داشتند در تامین هزینه های زندگی به مشکل بر می خوردند و سعدی به این موضوع اشاره کرده است

محمد سلماسی زاده در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲۲:

به نظرم این غزل حکایت آشنائی مولانا با شمس تبریزی و بیرون آمدنش از شب تیره‎ ی غفلت و رسیدنش به روز پرنور بیداری است :

 

به کار خویش می‌رفتم به درویشی خود ناگه

مرا پیش آمد آن خواجه بدیدم پیچ دستارش

اگر چه مرغ استادم به دام خواجه افتادم

دل و دیده بدو دادم شدم مست و سبکسارش

بگفت ابروش تکبیری بزد چشمش یکی تیری

دلم از تیر تقدیری شد آن لحظه گرفتارش

مگر آن خواب دوشینه که من شوریده می‌دیدم

چنین بودست تعبیرش که دیدم روز بیدارش

شب تیره اگر دیدی همان خوابی که من دیدم

ز نور روز بگذشتی شعاع و فر انوارش

چه خواجست این چه خواجست این بنامیزد بنامیزد

هزاران خواجه می‌زیبد اسیر و بند دیدارش

 

بنامیزد = آدمیزاد نیست ، موجود برتری است که هزاران خواجه اسیری وی را زیب وجود خویش سازند.

حامد فرجی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳:

داشتم مصاحبۀ دکتر جفری لانگ از محققین حوزۀ "تجربیات نزدیک مرگ" را می‌دیدم، فکر کردم چندان نمیتواند دقیق و غیر شبه علمی باشد، دوستی برایم شعری از فرخی سیستانی (همان شعر معروف "من و درخت کنون هر دوان به یک صفتیم" را فرستاد و من از وزنش خوشم آمد. این وزن را جستجو کردم و بیش از پانصد صفحه نتیجه آورد. کاملا تصادفی یک عدد پرت در نوار نشانی مرورگرم زدم که از رودکی و دیگر دوستان بگذرم و رسیدم به این شعر مولوی. بازگشتم و مصاحبه را دیدم. اصلا چیزی که فکر میکردم نبود و خیلی منطقی و تجربه-محور بود. به قول امروزی ها پشمام ریخت 🙃

Shirin motadel در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۳۰ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۴:

سلام

چقدر خوبه اینجا یعنی گنجور داریم ما ایرانی ها و همه ادب دوستان. 

کاش میشد به مردم نشون داد منبع بزرگ همه دیوان ها و شاعران نامی با تفاسیر، تصاویر و خوانش های تخصصی اینجا داریم. 

بیشتر مردم اطلاع ندارند. هزاران باره سپاس هرعزیزی هرسهمی در کار سخت و تخصصی اینجا داره انجام میده. 

ممنون

ممنون وحشی این غزل امشب سیرابم کرد و چون دارویی آرامم! 

محمدرضا خوشدل در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۵ دی ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۰ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۹:

ضمن ابراز ارادت و عشق به لسان الغیب حافظ شیرازی، جالبه اعتراف کنم من همیشه برای پاسخ تردیدها و سئوالاتم دیوان وحشی رو باز میکنم و شاید محال باشه تا چندین غزل ناب نخوانم زمین بگذازم. منظور که حیف بعضی شعرای بزرگی چون وحشی اینقدر مهجور مانده اند و ما ایرانی ها خیلی از آنان دور و بیخبریم. 

سپاس از گنجور که در همه ساعات و مکانها همه شاعران و بزرگان ادب فارسی را در کنار خویش احساس می کنیم. 

محمد مهدی فتح اللهی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۵ دی ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۱۴ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » پاسخ بایزید به نکیر و منکر:

بسیار ممنون میشوم از شما که عطار را هم در کنار شاعران پرطرفدار قرار دهید.

این حجم از معنا رو در تقریبا هیچ کتابی نمی‌توان پیدا کرد

به قول نسیمی

آن کتابی که پر ز اسرار است

منطق الطیر شیخ عطار است

محمد مهدی فتح اللهی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۵ دی ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۰۵ دربارهٔ مجد همگر » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۵:

حیف که به شاعرانی مثل همین آقای مجد ، کم لطفی شده

محمد مهدی فتح اللهی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۵ دی ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۰۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » تورکون دیلی:

الله روحیوی شاد السین

بیزیم دیلیمیز دونیا دا تح دی. بیزیم سسیمیزی کسمک ایستییردیلر اما بیر آز دا شیشدیخ و حیدر بابا کیمین شعر وردیخ.

ا من گوزل تورکی دیلیمیزله چوخ حاشیه قویدوم اما سیلدیلر.

 

امیر صغیر در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۵ دی ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۰۸:

فوق العاده است این رباعی

فریدون محبی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۵ دی ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۱۸:

ذبیح هدایت این قطعه را به سبک راک در استدیوی بربط اجرا کرده است. میتوانید آنرا با پیوند زیر ببینید و بشنوید:

پیوند به وبگاه بیرونی

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۵ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۲۳ در پاسخ به مجتبی خراسانی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:

شخصا خوانش سوم را می‌پسندم به دلیلی که عرض می‌کنم:
شعر باید به گونه‌ای خوانده شود که خطاب به دوست باشد. خطاب به قامت یا سرو که نماد قامت است صحیح نیست. چون قامت فقط دلالت بر بلندی یار دارد و دارای شمایل (چهره) نمی‌باشد که بگوییم ای قامتِ بلند، چه چهرۀ نکویی داری! (این صحیح است: ای دارای قامتِ بلند، چه چهرۀ نکویی داری.)


در خوانش سوم این مشکل وجود ندارد. ابتدا یک ندا دارد که منادایش سروِ بلند قامت است که همان دوست باشد و سپس مستقیما خطاب به دوست است.
در واقع در هر دو مورد (ای سروِ بلند قامت، ای دوست) منادا، دوست است و کاملا صحیح می‌باشد که به دوست بگوید ای دوست که قامتت مانند سرو بلندبالاست، شمایلت چقدر نیکو و خوب است. در واقع هم قامت را ستوده است و هم شمایل را.

عباس احمدی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۵ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۱۱ دربارهٔ محیط قمی » هفت شهر عشق » شمارهٔ ۷۶ - در مدح حضرت اسدالله الغالب علی بن ابیطالب علیه السلام:

بیت دوم ایراد وزنی دارد
ظاهرا اینطور درست است: به همه عمر همین یک هنر آموخته ام

۱
۴۲۷
۴۲۸
۴۲۹
۴۳۰
۴۳۱
۵۷۲۵