مهدی کاظمی در ۱۰ سال قبل، دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۷ - تفسیر قول فریدالدین عطار قدس الله روحه تو صاحب نفسی ای غافل میان خاک خون میخور که صاحبدل اگر زهری خورد آن انگبین باشد:
صاحب دل را ندارد آن زیان
گر خورد او زهر قاتل را عیان
وقتی صاحب دلی با آگاهی کامل جام زهری را بنوشد برای او زیانی ببار نمیآورد که او را عاقبت کار روشن است ...منظور از صاحب دل مردان و برگزیدگان الهی هستند
زانک صحت یافت و از پرهیز رست
طالب مسکین میان تب درست
برای اینکه ..او.. از هرگونه بیماری نفس رهایی یافته و از قید پرهیز و دوری کردن رهیده است .. (پرهیزاز خطر گمراهی و در دام دنیا گرفتار شدن ....)
ولی آن جوینده مسکین و تازه کار تبدار است و نیاز به پرهیز دارد ... یعنی همچنان اسیر تعلقات دنیویست و تا وقتیکه به کمال نرسیده باید مراقب باشد ...
گفت پیغامبر که ای مرد جری
هان مکن با هیچ مطلوبی مری
پیامبر فرمود که ای مرد جیره خواه و طالب(جری) خودت رو با هیچ کاملی در نینداز و جدال نکن(مری)...خودت را با بزرگان و صاحب دلان قیاس نکن
در تو نمرودیست آتش در مرو
رفت خواهی اول ابراهیم شو
در درون تو آتشیست بسی سوزناک درآن داخل مشو ... اگر هم میخواهی بروی اول مانند ابراهیم خلیل الله به مرحله ای از ایمان برس و تذهیب نفس کن بعدش وارد آتش درون شو ....وگرنه پرهیز کن و از بزرگان پیروی کن و اصول آنهارا اجرا کن ....مثل ادیان و روشهای متعارف مردان حق...
چون نهای سباح و نه دریاییی
در میفکن خویش از خودراییی
وقتی که شنا بلد نیستی(سباح) و اهل دریانوردی هم نیستی واسیر نفسانیات خودتی .... پس خودسرانه خودتو تو دریا نینداز و غرق مکن ...یعنی پرهیز کن از شهوت از قدرت(پول) از حرص که اینها برای خامی چون تو غرقه شدن در دریای خودکامگی هست .... حتما خیلی هامون دیدیم و یا لمس کردیم وقتی کسی بجایی رسیده اسیر نفسانیات و شهوات و گمراهی شده .. مولانا میگه اول پرهیز کن ....و بعد که صاحب دلی شدی و پخته شدی و اسیر و غرق خودکامی نبودی ... پرهیز رو کنار بزار و استفاده صحیح از داشته هات بکن ....
او ز آتش ورد احمر آورد
از زیانها سود بر سر آورد
ابراهیم ع از دل اتش گلستانی بیرون آورد و از دل خطر و ضرر سود بیرون اورد ... بین طالب مبتدی و سالک منتهی فرق زیاده ...پس مراقب باش تو ای راه به بیراهه نری و در آتش نیفتی ...آتشی که ابراهیم ع درآن رفت آگاهانه بود و با ایمان مطلق ... اما همچنین ریسک و خطری در راه سلوک زمان خاص خودش رو داره و نباید از روی نا آگاهی به دل شعله رفت و غرق در لذات دنیوی شد که سخته سر بلند (سود بر سر آورد) بیرون اومدن ...
کاظم ایاصوفی در ۱۰ سال قبل، دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۴۷ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۶:
مصراع اول بیت آخر جان صحیح است نه جهان
سالک در ۱۰ سال قبل، دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۵:
در نسخه ای که که بنده دارم این بیت هم دیده میشود.
شبی مجنون به لیلی گفت کای محبوب بی همتا ،،،، ترا عاشق شود پیدا ولی مجنون نخواهد شد
افشین در ۱۰ سال قبل، دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۰۹ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۲۶:
در مصرع دوم پس درست است نه بس.
کمال در ۱۰ سال قبل، دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۳۰:
ج.آ : 8264
کیوان در ۱۰ سال قبل، دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:
کسی از دوستان میدونه معنی سواد به طور دقیق اینجا چیه ؟
سید محمد در ۱۰ سال قبل، دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۵۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۲:
چو دیگران نه به ظاهر بود عبادت ما
یعنی عبادت همه ی مردم خود نمایی ست فقط عبادت ایشان ظاهر سازی نیست ؟
ادبای ما را .
رضوان الوندی در ۱۰ سال قبل، دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۰۰:
با سلام و تشکر از شما اصل این شعر به این طریق است / ( نردیست جهان که بُردنش باختن است / نرادی آن به نقش کم ساختن است / دنیا به مثل به کعبتینش ماند / برداشتنش برای انداختن است / ( موفق باشید )
سمیرا در ۱۰ سال قبل، دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳:
درود
در بیت 4 در متن های مختلف شیرین دهنان به جای شیرین پسران خوانده ام.
در بیت آخر هم نغز و نکته به جای لغز و نکته لطفن بررسی کنید و به بنده هم اطلاع بدید. سپاسگزارم
کسرا در ۱۰ سال قبل، دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۳۰ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد دوم » وفای شمع:
روحت شاد رهی معیری
محمد در ۱۰ سال قبل، دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۱۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۲:
نهال خوش ثمر رهگذار طفلان
معلمی است که عمرش را در مسیر پرورش انسانها سپری می کند.
عالمی است که سخنی می گوید برای سال ها بعد و هم عصرانش آن را نمی فهمند.
رهبری فرزانه است که در دایره ی مدیریتش فایده می رساند و ...
و من اگرچه صایب نیستم ، در همان رهگذار به ثمر نشسته ام.
ولی حنیقی در ۱۰ سال قبل، دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۱۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۰:
از ضعف بییهایی بر خاک سجده بردیم
هیوا در ۱۰ سال قبل، دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۵۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۶:
ممنونم حسام الدین
آذر در ۱۰ سال قبل، دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:
الهی بمیرم برای مولانا که یک مثنوی هفتادمن نوشت تا توضیح بده جریان چیه و از چی صحبت می کنه ،آخر بعد این همه سال بهش گفتن حشیشی و بنگی و ...یه چیزی بود که گفته خموش باش خموش باش نکن بانگ و علا علا
محمد مهدی فروغی در ۱۰ سال قبل، دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۲۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸:
خیلی معلومه که اون توصیفاتش توصیف تمثیلیه :|
کی میخوایم یاد بگیریم برای بالاتر بردن یکی بقیه رو پایین نباید آورد نمیدونم
علی دانش پژوه در ۱۰ سال قبل، دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۲۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۲۰ - صفت طاوس و طبع او و سبب کشتن ابراهیم علیهالسلام او را:
سلام بیت دوم مصرع دوم رو نتونستم صحیح بخونم شاید کلمه ای جا افتاده باشه
همت او صید خلق از خیر و شر
وز نتیجه و فایدهٔ آن بیخبر
محسن شفیعی در ۱۰ سال قبل، دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۵۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱:
بیت سوم مصراع اول
نوش خالص را بود در چاشنی آماده نیش
مطابق چاپ محمد قهرمان
امیرحسین در ۱۰ سال قبل، دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۸۷:
فکر میکنم در مصراع اول، باید به جای «گر ما»، عبارت «گرما» بیاید.
کریم در ۱۰ سال قبل، دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:
با صدای شاملو که گوش بدی این شعر را، گویی خود سخنان از زبان او جاری شده ...
سیدمحمد در ۱۰ سال قبل، سهشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴: