گنجور

حاشیه‌ها

جهان در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۰۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۸۸ - شکایت گفتن پیرمردی به طبیب از رنجوریها و جواب گفتن طبیب او را:

پس بهر دوری ولیی قایمست
تا قیامت آزمایش دایمست
هر که را خوی نکو باشد برست
هر کسی کو شیشه‌دل باشد شکست
پس امام حی قایم آن ولیست
خواه از نسل عمر خواه از علیست

ارتباط این سروده را با حمله به مسجد و مولی علی از عجایب است
این هم معانی دیگر از زحیر
نفس کشیدن همراه ناله بهنگام انجام دادن کاری یا هنگام روبرو شدن با سختی و دشواری . (از لسان العرب ) (از متن اللغة).بسختی نفس کشیدن . (کنزاللغة) (از کشف اللغات ) (از تاج المصادر بیهقی ) (از کازیمیرسکی ). نفسی که بنالش باشد. (منتخب اللغات ). || نالیدن . (از کشف اللغات ) (از کازیمیرسکی ). بیرون دادن آوازی آمیخته با ناله . (از متن اللغة) (از لسان العرب ) :

تر ابه خدا و هر چه مقدسات است حرمت کلام مولانا این سایت و مثنوی را به پلشت نفاق و سخافت نیالایید

سعید در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۷:

در مورد نظر دوست گمنام در مورد بیت دوم: به نظر من خانه خدا در مصرع دوم ترکیب اضافی است، یعنی تو خانه میبینی و من خدای خانه را، نه اینکه من خانه را خدا میبینم.

سیدعلیرضا موسوی در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۴۹:

با صدای استاد شجریان شنیدنیست واقعا

حسین میرزایی در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱۳:

بیت ششم مصراع اول : خود را چو قمر کردم باشد به میان آیی

یونس کرامتی در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۳۳ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷۱ - در مدح ناصرالدین ابوالفتح طاهر:

مصرع چهارم یعنی
«در باز کرد و دست ببوسید و در کشید»
باید چنین باشد:
«در باز کرد دست و ببوسید و در کشید»
آنچه در متن آمده بدین معنی است که دلبری که پشت در بسته بوده در را باز کرده و دست انوری را بوسیده است!
در حالی که روایت اصلاح شده به این معنی است که:
«دست» [انوری] در را باز کرد و دلبر را بوسید و در بر کشید و ...

خداوندگار آواز: سیاوش در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:

من واقعا از سیاست مدیران گنجور در حیرتم. در سایت به ظاهر ادبیتون انواع و اقسام توهینها به فخر هنر ایران منتشر میشه اما جوابیه ها نه. واقعا چنین رویکرد ظالمانه و ناعادلانه ای جای تاسف داره. اکر یک رسانه آزاد نیستید چه اصراری به ادامه فعالیت دارید؟!

ناشناس در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۳:۱۰ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۵:

اگر همشهری ات است هم میهن ما هم هست رفیق.
درود بر وحشی بافقی گرامی

مجید در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۳۵ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۹۵:

بهار
ما بقی ابیات هم از وحشی بافقیه فقط در غزل های 83و335 هستش
اقای چاوشی به زیبایی اینارو کنارهم گذاشته

مجید در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۳۰ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۵:

افتخار می کنم که همشهری شاعر بزرگی مثل وحشی بافقیم
ولی حیف که مسولین قدر این شاعر گرانقدر رو نمی دونند حتی دریغ از یه آرامگاه

رضا آفاق در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵:

به نظر من ضرب آهنگ های این غزل و همچنین نحوه قرار گرفتن واژه ها و از همه مهم تر، مفهوم بلند بالایی که تمام این عناصر را به خدمت خود گرفته،
فقط و فقط میتواند یک معجزه باشد

میترا در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۳۲ - تهدید فرستادن سلیمان علیه‌السلام پیش بلقیس کی اصرار میندیش بر شرک و تاخیر مکن:

با سپاس از شرح بسیار جالب دوستان
اگر غوطه دراصل از ریشه گود و گوت است وباید غوته نوشته شود پس واژه غ هم بهتر است همان گ نوشته شود و گوته یا گوده به جای غوطه گذاشته شود. به ویژه که وازه غ هم مانند ط اصلا در تلفظ و زبان پارسی نیست و هرگز نبوده و حتی امروز هم در تداول زبانی مانیست و همین مشکل بزرگ ما در سواد آموزی و نگارش دیکته است. کاش دست کم واژگانی را که ریشه پارسی دارند و به اشتباه به صورت معرب وارد زبان ما شده اند بپیراییم و مثلا به چای گزاردن گذاردن نگذاریم که وازه ذ هم اصلا در مخارج حروف پارسی به هیچ وجه وجود ندارد و لی کودکان بی گناه را مچبور می کنیم که میان گذاشتن با گذاردن مثلا در سپاسگزاری تفاوت قایل شوند و گذاشتن حتما باید با ذ باشد و اگر کودک گذاشتن را گزاشتن بنویسد حتما نمره از دست می دهد. کاش این موارد بیشتر بررسی شود. با سپاس

کمال در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۱۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۹۰:

ج.آ: 7902

محمد از اصفهان در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:

سعدی فرماید: کاروانی شکر از مصر به شیراز آید، اگر آن یار سفرکرده ما بازآید. کَفَر شکر نام شهری است در مصر و مصر به عنوان سردمدار صنعت شکر تصفیه شده در دنیا با قدمت بیش از 1100 سال.

آیمان در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

مرا چشمی است خون افشان ز دست آن کمان ابرو...
همیشه گفتم حافظ و سعدی و مولانا اشعارشان را فقط برای این سروده اند که با صدای دماوند آواز ایران، استاد شجریان خوانده شود...

محمدامین در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۱۵ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۰:

سلام و درود

اکنونیان روان و تو برجائی
زیرا که نیست جسم تو اکنونی
اکنونیان: افراد حال حاضر، مردمان معاصر، اشخاصی درین زمان حضور دارند.

خداوندگار آواز: سیاوش در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:

دو بیت زیر در وصف حضرت استاد و در ذم افراد معلوم الحالی که واقعا انسان در ایرانی بودن آنها شک میکنه:دارد به صوت مهرش صد چون صدای داود- خوش لحن و بوی کامش بهتر ز عنبر و عود. ناقص خیال و سفله کی داند این گوهر را- گنجایشش نباشد اسرار این جوهر را.

سلیمی در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۴:

نقش تو در خیال و خیال از تو بی نصیب----- نام تو بر زبان و زبان از تو بی خبر
بیتی که اتش به جان می زند. همانا این بیت دریای اتش است که ریزم به کام خویش.

پیام در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:

لطفا نظرات توهین آمیز، مانند نظر " ناشناس" را منتشر نکنید، اهانت به هیچکس پذیرفته نیست. خصوصا در سایتی ادبی؛ ذیل شعر حضرت حافظ و خاصه درباره استاد شجریان. با سپاس

مهدی در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۲:

با توجه به سابقه سعدی در اشعارش، هر که جهانش درست است . سعدی رندتر از آن است که به جمله هر دو جهانش اکتفا کند.
با توجه به دو کلمه اندیشه و بیم در مصرع دوم ، در مصرع اول باید مخاطبش دیگران باشد نه تعریف از خودش .
می گوید هر که سودای تو را در سر دارد چه غمی دارد که دیگران چه می کنند و چه در سر دارند و سودای چه دارند ، و نگران تو چه بیم و اندیشه ای از دیگران دارد.
کلمه دیگران چون در مصرع دوم هست پس در مصرع اول هم باید باشد که همان هرکه هست.

علی در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۵:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۶:

تمام ابیات این غزل (مخصوصاً دو بیت آخر) فقط و فقط برای یک کلمه سروده شده است ، لاله . بله کلمه لاله. به بیت آخر توجه کنید : به خاک خواهد برد ، لاله ، داغ بر جگر و از همه مهمتر هوا . لاله نماد شهید راه آزادیست ، شهید راه آزادی چه داغی بر جگر دارد : آزادی ، از کلمه هوا (هوس ) استفاده شده برای دل شکسته حافظ به جای عشق و محبت و هر چیز دیگری چون آزادی هوسی است در دل لاله(شهید راه آزادی) . به نظر بنده یکی از سیاسیترین غزل های حافظ ، از اولین بیت نا امیدی و داغ بر جگر احساس میشود ولی به سختی ، زیرا هنرمندانه سروده شده است.

۱
۴۰۹۱
۴۰۹۲
۴۰۹۳
۴۰۹۴
۴۰۹۵
۵۶۸۶