شیرین در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۳:۳۳ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۷۱ - ذکر حسین منصور حلاج قدس الله روحه العزیز:
بارها این مرثیه را خوانده ام و هربار اشک امانم نداده است. غایت خضوع است و تسلیم در برابر امر رب، که حضرت لسان الغیب چه روشنگری ها می کند آنگاه که می فرماید:
گفت آن یار کزو گشت سر دار بلند
جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد
امیر در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۵:
در بیت دوم حافظ طنازی میکند، مفهوم این است که اگر زندگی من تا امروز بدون می و معشوق گذشته، به هرز رفته. بنابر این برای جلوگیری از بطلان، زندگی را صرف می و معشوق میکنم.
سمانه ، م در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۱۲ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۱۷ - ای آن که غمگنی:
روفیای نستوه
میدانم : که غمگنی و سزاواری
وندر نهان سرشک همی باری
و میدانی که من نیز .
،،
لالم ، نادانم ، حیرانم ، خمیده ام ، ولی راضی که در خدمت مادرم.
به راست قامتی تو غبطه می خورم
سرو قامتت ، سهی باد بر دوام
گیل آوایی در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۰۵ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۱:
درود بر شما ،
بیت دوم را اینطور شنیده ام و فکر می کنم درست تر باشد:
من هر چه دیدهام ز دل و دیده تاکنون
از دل ندیدهام همه از دیده دیدهام
با مهر و سپاس
Dr.Mazluminejad در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۵۸ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۹:
با سلام و سپاس
.
فکر مبکنم مصرع دوم بصورت
وز جود وجود خود وجودم بخشید
درست باشه
سمانه ، م در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰:
بفرمان عقل به سوی عشق کشانده شدم
عشق که آمد عقل را خانه نشین کرد
عنان اختیار بدست گرفت و برد آنجا که ، نمیدانم کجاست
،،
میروم تا عنان شه گیرم
کنم از دست ماهرویان داد
عقل گوید مرو که نتوانی
عشق گوید هر آنچه باداباد
کمال در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۳۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۰۰:
ج.آ:10576
کمال در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:
باسلام
این غزل راآقای محسن چاوشی درآلبوم به اجراگذاشته است،
که زیباوشنیدی میباشد.
بنده این غزل زیبارابادوستان به اشتراک گذاشته ام.
.... در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰:
چه عجیب بود جمله ات
عاقلان دانند؟ گویا ندانند...
اگر خبری یافتی، مرا نیز بی خبر نگذار
یعنی عقل به کار نمی آید؟
همه عشق است و عشق است و عشق؟
پس اصلا علت وجودی عقل چیست؟ رشک بردن بر عشاق؟ باید فایده ای داشته باشد، نه؟
نمی دانم.
نمی دانم.
نمی دانم.
.... در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰:
بابک جان
الله اعلم که عاقلان دانند یا نه؟ من را که از مراتب دانش و عقل خبری نیست و تنها طالب آنم.
ولی آیا عاشقان می دانند؟ آیا عاشقان جز صورت می شناسند؟ الله اعلم
نمی دانم
شاید هر دو می دانند
شاید می ناب، خود بیارزد به خرمن ها عقل ولی من که حاضر به معاوضه نیستم
معصومه در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۶ - تفسیر ما شاء الله کان:
اندر بسیچ به چه معنا است؟
محسن اصلانی در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۳۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۲۰:
گلچین ابیات این شعر را استاد علیرضا افتخاری با صدای لطیف و زیبایی وصف ناشدنی به اجرا درآورده است که سرشار از زیبایی است.
دکترفریبرز ملک نصری در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷:
hosein نوشته:
salam. dar beyte 2 manzoor az “sere soveda” chist
بعد از سلام
هم اکنون در معرفت حکیم دینانی ایشان را سیاهی کوچک مهنا کرد. در حالی که اسود سیاه میباشد.
موفق باشید
دکتر فریبرز ملک نصری
کارلسروهه
المان
عبدالواحد قلندرزهی در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۲۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶۴ - خدو انداختن خصم در روی امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه و انداختن امیرالمؤمنین علی شمشیر از دست:
مثنوی معنوی القسط الرابع
مباراة سیدنا علی رضی الله عنه
مع بطل باسل یهودی (2)
تعجب المکافح البطل الباسل فی ساحة الحرب لإنسحاب علی دون أی دلیل و قال: یا علی ماذا رأیتَ افضل من قتلی وضرب عُنقی وسفک دمی وقد لمع غضبک وتلأ لأ غیظک لمعانَ البرق ثم اطفأ فی لحظة وبُرهة لا أعلم ماذا و لماذا؟
آن چه دیدی که چنین خشمت نشست
تا چنان برقی نمود و باز جست
لا أعلم ماذا رئیتَ ولکن من صورة ذلک الشئ دخلت جذوةٌ فی قلبی و جمرةٌ فی روعی وضُمرةٌ فی حیاتی.
آن چه دیدی که مرا زان عکس دید
در دل و جان شعلهای آمد پدید
نعم مارئیت من النفع والربح والثمرة من اطلاق سراحی کان خیرًا من الکون والمکان وکان خیرًا من الحیاة و بذلک الطائل العظیم منحتنی حیاةً جدیدة ًوطیبةً.
آن چه دیدی برتر از کون و مکان
که به از جان بود و بخشیدیم جان
یا علی إنک بلا ریب فی البطولة والحماسة والبَسَالَة والشکِیمَة أسد ربانیٌ لا یَعلمِ أحدٌ مروءتَک وکرمَک وجودَک وعطائَک وسماحتَک.
در شجاعت شیر ربانیستی
در مروت خود کی داند کیستی
إنک یا علی فی الکرم والعطآء کغیم وغیث موسی فی ساحة تیه جآءت به مائدةُ المنّ والسلوی وماکان لذلک الطعام ای شبیه ونظیر وتمثیل
در مروت ابر موسیی بتیه
کآمد از وی خوان و نان بیشبیه
یُعطی غیثُ السمآء القمحَ والخبز والرغیف الشهی اللذیذ کالعسل الحلو ولکن مع الجهد والسعی والعنا
ابرها گندم دهد کان را بجهد
پخته و شیرین کند مردم چو شهد
ولکن غیم موسی فَتَحَ جناحَ الرّحمةِ و رَفَدَ الطعامَ رغداً دون جهد وعناءٍ
ابر موسی پر رحمت بر گشاد
پخته و شیرین بی زحمت بداد
والرحمة رفرفت عَلَمَ العطاءِ والکرم للآکلین دون طبخ ومطبخٍ
از برای پختهخواران کرم
رحمتش افراخت در عالم علم
ما قَلّ تلک العطآء یوم من الإیّام إلی اربعین سنة و کانوا یرجون الفضل من الله تعالی
تا چهل سال آن وظیفه و آن عطا
کم نشد یک روز زان اهل رجا
ولکن أصحاب موسی من دَناءَتهم و مَهانَتهم سئلوا البقلَ والبصلَ و القسآءَ والفومَ والعدسَ.
تا هم ایشان از خسیسی خاستند
گندنا و تره و خس خواستند
فرهنگ در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹۸:
بیت ششم مصرع اول خشم انگیزد درست هست
جهان در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۱۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۳۹ - در صفت پیر و مطاوعت وی:
وأما حدیث : شاوروهن وخالفوهن . فحدیث لا یصح، ضعفه السخاوی فی المقاصد الحسنة، والشوکانی فی الفوائد، وحکم علیه بعض العلماء بالوضع.
والله أعلم.
جهان در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۱۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۳۹ - در صفت پیر و مطاوعت وی:
با سلام
حدیث مورد اشاره در ابیات آخر در مورد مشورت با زنان از نظر عالمان علم حدیث نظیر شیخ الالبانی رحمت الله از اساس غلط و ناصحیح و موضوع میباشد
علی در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ - توحید:
وزن درست این شعر چنین است:
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات
امیر در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۰۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳۲:
مصرع اول بیت چهرم دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود
دوستدار در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۵:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰: