گنجور

حاشیه‌ها

حسن در ‫۱ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۳۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۵۱ - مقرر شدن ترجیح جهد بر توکل:

با سلام خدمت کتایون فرهادی عزیز

لطف خود را از ما دریغ مدارید.در خصوص شرح و تفسیر ابیات..

رهگذر در ‫۱ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳:

بیت ۴ میگه چون اونور داستان راز و نیاز کردن خدا هست نیازی به گفتن نیازها نیست. چون میدونیم خدایی نیست پس باید نیازها رو بیان کنیم. :))

جلال ارغوانی در ‫۱ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۶:

سعدی زحسن گفته به اقرار جملگی

بر شعر وشاعران تو شدی جای وسر پناه

جلال ارغوانی در ‫۱ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۷:

ای دبیر  فلک  پیر به گلزار سخن 

به سخن گفتن سعدی توبسی نازی به

جلال ارغوانی در ‫۱ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۸:

حور از  حجله  برون شد که ببیند سعدی

این عجب نیست که معجز زسخن ساخته ای

جلال ارغوانی در ‫۱ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰:

نیست چوتو سعدیا جایگه سخنوران

از هنر سخنوری دردل وجان نشسته ای

جلال ارغوانی در ‫۱ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۱:

شد مرجع  کلام خلق  کلام توسعدیا

از آب حسن دفتر پیشینیان تو شسته ای

جلال ارغوانی در ‫۱ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۲:

سعدی دبیر پیر هنر شناس دهر

همچون کمال کلامت کمالی نیافته 

مهرزاد ابراهیمیان در ‫۱ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۲:

سلام،

در جوابِ دوستی که معنیِ بیتِ " راست خواهی تو مرا شیفته...." را خواسته بودند : 

 

سعدی می‌گوید: اگر راستش را بخواهی، این تو هستی که من رو شیفته وار و با این حال و روز  دورِ عالم  و در طلبِ خودت می چرخانی، این من نیستم و دستِ خودم نیست.

 

امیدوارم درست معنی کرده باشم. 

مهرزاد ابراهیمیان در ‫۱ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۲۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۲:

سلام به دست اندرکارانِ گرامیِ این صفحه،

 

هوش مصنوعیِ به کار گرفته شده در این صفحه، در بعضی موارد چقدر پرت و پلا معنی می کند. از جمله در معنیِ بیتِ " راست خواهی تو مرا شیفته..." .

جلال ارغوانی در ‫۱ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۵۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۵:

سیمرغ عشق، سعدی بر درگهت نشیند

گر هم چو زال پیکی سویش کنی روانه

احمد اسدی در ‫۱ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:

سلام دوستان

من هم با نظر تعدادی از دوستان هم عقیده هستم که در بیت آخر " اگر به سائلی حافظ دری زند بگشای" با وزن و همچنین بقیه مضامین غزل هم راستاتر می نماید.

از حیث وزن که افزودن یک هجا به واژه "سالی" و خوانش "سائلی" کاملا با وزن شعر سازگار است. از منظر مفهوم بیت هم به نظر می‌رسد که حافظ - که خیال روی معشوق در هر طریق همره اوست - همواره مشتاق دیدار معشوق است و به گمانم باید بارها درِ سرای معشوق را بزند و نه سالی یک بار. 

او به توضیح مصراع آخر، سالهاست که مشتاق دیدار معشوق است، و با شرح اشتیاقی که در بقیه ابیات ارائه کرده همواره تقاضا و اشتیاق دیدار معشوق دارد.  پس او با این تقاضا و خواهش " به سائلی" درِ سرای معشوق را می زند و به گمان می‌رسد که این در زدنِ از روی نیاز را باید بارها و بارها انجام داده باشد.

با این خوانش، زیبایی کلامی جناس سائل و سال هم کماکان در بیت حفظ خواهد شد.  

سپاسگزارم اگر صاحب‌نظران در این مورد هم ابراز نظر کنند.

 

جلال ارغوانی در ‫۱ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۶:

سعدی  خیال دولت عشقی تو بی گمان

درجان ودل بنشینی ونوردودیده ای

جلال ارغوانی در ‫۱ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۷:

مها چون گفته سعدی به جان جمله بنشستی

بهاری از صفا هستی به سوی باغ وبستان آی

  (جمله ایهام دارد)

آرش مجیدی در ‫۱ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۳۴ در پاسخ به زهرا جان‌نثاری لادانی دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:

ممنون. عالی بود :)

جلال ارغوانی در ‫۱ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۸:

سعدیا بلبل  طبعت  زجهانی   دگر است

طوطیان راچه سخن، چون تو به گفتار آیی

جلال ارغوانی در ‫۱ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۱۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۹:

 

 

رفت سعدی ودل او به خیال عبثی

وقت آن نیست که ارباب سخن باز آیی؟

جلال ارغوانی در ‫۱ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۱:

سخنهای تو ای سعدی به باغ جنت جانت

گل عشق است می روید زجان  تو به زیبایی

جلال ارغوانی در ‫۱ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۵۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۲:

سر وشاه سخن گردید سعدی

به پیش توکند اما گدایی

ناصر اکبری در ‫۱ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:

با سلام

نکته اول: به نظر می رسه طبق برخی از نسخ تقدم بیت ۴ " از هر کرانه تیرِ دعا کرده‌ام روان / باشد کز آن میانه یکی کارگر شود " بر بیت ۳ " خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه /کز دستِ غم خلاصِ من آنجا مگر شود " صحیح تر باشه زیرا اعتبار گریه و دادخواهی در ادبیات عرفانی ما بعد از کارگر نیفتادن دعاست و البته گریه ارزشمند تر از دعاست حافظ می فرمایند به دعا روی اوردم که شاید کارگر باشد وقتی تاثیر نداشت به گریه پناه اوردم 

نکته دوم به نظرم از بیت ۵ تا بیت ۹ سخنان حافظ با ( ای جان ) است و نشان می دهد که چرا حافظ جان را واسطه خود قرار داده و ( جان ) باید حامل کدام حدیث او باشد 

و بیت ۱۰ پاسخ ( جان ) است  به حافظ،  والله اعلم 

۱
۴۰۱
۴۰۲
۴۰۳
۴۰۴
۴۰۵
۵۶۹۳