منصور در ۹ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵۲:
به نظرم
در عشق و محبت کمتر و بیشتر، کهتر و کلان تر نیست. هرچه هست عشق است.
بلخی و غیر بلخی نیست.
هر که مشتاق تر جانش فزونتر، هر که آگاه تر زیباتر.
زمانی سخن از نعت یا لعن کسی یا چیزی به میان می آید که حقیقت پوشیده است، مستتر در کلام و ستایش است.
ساختن اتوریته دوری از حقیقت است.
پیام در ۹ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴۷:
آدم واقعا شگفت زده میشه که مولانا چطوری پا فراتر از مرزهای انسان گذاشته و اینطور در بلندای معرفت و کمال ایستاده. وقتی مولانا رو می بینم به انسان بودن می بالم.
علی اکبرزاده در ۹ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۵:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:
در پاسخ به کاربری به نامِ «بهروز» که آهنگِ خوانشِ آوازیِ این چکامهی جاننَوازِ فرزانهی شیراز؛ زندهیادِ جاویدنام، خواجه «سعدی شیرازی» به آوایِ «محمدرضا شجریان» را از آنِ زندهیاد «محمدرضا لُطفی» اِنگاشته و پنداشتهاند، باید یادآوری و گوشزد کُنم که این چکامه در سالِ 2541 (1361) در جُنگِ خنیای «سِرِّ عشق» یا «ماهور» - که کاری جاودانه و زیبا به آهنگسازی و خنیاپَردازیِ جاودانه و زیبای زندهیادِ جاویدنام «پرویز مِشکاتیان» است – به گونهی «ساز و آواز» و با نَوایِ نِیِ «محمد موسوی» و سِهتارِ زندهیادِ جاویدنام «پرویز مشکاتیان» خوانده و نواخته، و در سال 2545 (1365) روانهی بازار شده است ...
نوروز فولادی در ۹ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۰۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه » بخش ۳۶ - رسیدن اسکندر به حد شمال و بستن سد یاجوج:
نظامی یک آرمان گرای زمان خود بود که به دنبال انسانیت و عدل و مدینه فاضله بود. اسکندر الگوی او در این آرمانگرایی بود و شهر آرمانیش شهری است که اسکندر پس فتوحات فراوانش و ساختن سد برای جلوگیری از غارتگران به این شهر رسید و شهر آرمانیش را چنین توصیف می کند:
دین ایمنی چون زیئید از گزند؟/
که بر در ندارد کسی قفل و بند
همان باغبان نیست بر باغ کس/
رمه نیز چوپان ندارد ز پس
یکی از زیباترین و با مفهوم ترین شعر خود را از زبان اسکندر چنین گفته است:
اگر سیرت این است ما بر چهایم؟/ اگر مردم اینند پس ما کهایم؟
فرستادن ما به دریا و دشت/ بدان بود تا باید اینجا گذشت
مگر سیر گردم ز خوی ددان/ در آزمودم آیین این بخردان
گر این قوم را پیش از این دیدمی/ به گرد جهان برنگردیدمی
آرش در ۹ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۰۶:
بیت یکی مانده به آخر مولانا به عشق صلاح الدین زر کوب از قصد از قلف به جاب قفل و از سلفیدن بجای سرفیدن استفاده کرده است
بیژن در ۹ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۷:
آقای حمید
پس از شراب خربزه میخورند چون طبیعت گرم دارد و مانع سردی پس از شراب میشود.
قطعا اصل شعر هم همین است.
در ضمن جناب استاد ناظری و آقایان عصار و چاوشی هر یک با سبک و دید و صدای خود این شعر را خوانده اند و درود بر همگی آنان.
کسانی که انتقاد کرده اند که چرا آقای چاوشی خوانده مگر نماینده مولانا هستید و از ایشان دستخط دارید که چه کسی بخواند و چه کسی نخواند؟
جناب مولانا هم در همان زمان حیاتش در گیر مشکلاتی بود که تنگ نظران و دگماتیست هایی چون شما برایشان به وجود می آوردند و در نهایت به فراق ایشان و شمس منجر شد و تاریخ همچنان دارد با شمایان تکرار میشود.
یاسین در ۹ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲:
مپیــــچ اندر سر و پــــــای عـــــبارت/ اگــــر هستی ز اربـــاب اشــــــارت
نـــظر را نغــــز کـــــــن تا نغــــز بینی /گـــــذر از پوســــت کن تا مغز بینی
قسیم در ۹ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۱۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۱۹:
دل چی دارد که در این غمکده کم می آیی
کمال داودوند در ۹ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۵۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۷۹:
4074
ashkan در ۹ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۰۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳:
درود بر پارسیان
در ارتباط با این شعر که عجم به معنی گنگ و لال هست و فردوسی بزرگ هیچوقت از این کلمه در شاهنامه استفاده نکرده
صالح ن در ۹ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۱۵ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲۹:
با سلام
بخشی از این شعر رو امیر تاجیک در سوگ حبیب محبیان خوانده است
یوسف در ۹ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۱۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۳:
مصرع دوم ، هشتم و آخرین مصرع ایراد وزنی دارد. در مصرع دوم بجای لبم ، لب درسته. درمصرع هشتم " هم" اول مصرع اضافه است. در مصرع آخرهم " تا" اضافه است.
مهران در ۹ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۳۶:
اثری فوق العاده از حضرت مولانا که احتمالا اثری فوق العاده از چاوشی خواهد بود!
سعید در ۹ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۲:
سلام به همگی
از خواندن مطالب زیبا و دلنشینتون لذت بردم
ای کاش خود آقا محسن چاوشی هم این مطالب رو میدیدن...
محمد رضا نیک زاد در ۹ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۱۲ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷:
سلام به دوستان 17 / 6 / 1395
ژرف ساختِ عبارتِ مصرعِ دومِ بیتِ 3 این قصیده،یعنی:
«هـــزار بـــار بلغــزاندت بـه هـر قَــدَمی
که سخت خام فریبست روزگار و تو خام»
این است: که سخت خام فریبست روزگار و تو خام(هستی=استی=ستی =ی).فعل ربطی جمله،(هستی=استی=ستی =ی) در اصطلاح دستور به قرینۀ «نیمه لفظی» حذف شده است.
یعنی:روزگار خیلی خام فریب است و تو خیلی خام(بی تجربه) هستی.
آرزو در ۹ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸۰:
سلام. ممنون از تفسیرهایی که در اینجا کردین.
امکان داره 3 بیت آخر را هم تفسیر کنید.
من سر رشته زیادی از شعر و ادبیات ندارم و تازه وارد این وادی شدم.
در حال حاضر معنی 3 بیت آخر این شعر را متوجه نمیشم.
سپاس
یوسف در ۹ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۳۸ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:
جناب بلبلی " کارغنون " همان ' که ارغنون ' است که با توجه به وزن شعر اینجوری نوشته میشه.
محسن در ۹ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۲۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب:
ای کاش کمی هم به مقصود اصلی و باطن سخن حضرت مولانا توجه کنیم
آن چه مقصودست مغز آن بگیر
همین مصرع نشون میده که سخن مولانا در این شعر، دارای لایه های معنایی و مفهمومی متفاوته و خود مولانا از ما میخواهد که مغز و باطن مقصود رو از این شعر استنباط کنیم. سخن مولانا فراتر از بازگو کردن یک داستان جنسی، یا حتی توصیه پزشکی، یا نصیحت های ساده و عامیانه است.
هر یکی در کف عصا که موسیام
میدمد بر ابلهان که عیسیام
آه از آن روزی که صدق صادقان
باز خواهد از تو سنگ امتحان
محمد در ۹ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۵:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۵:
با سلام
الحق که یکی از شاه غزل های شمس همین است و البته که غزل نقشه راه است نه صرفا یک شعر.اباذر جان اگر اشکی جاری شد بدان و بدانم که از او ییم و آشنا اوست ،دنبال دلیل اشکت برو با این نشانی : آقام گفت :الهی کاری کن که از ارزشمندترین دارایی هایم ،جانم کمترین چیزی باشد که میگیری.یا علی
محمد رضا نیک زاد در ۹ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۱۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۳ - حکایت در معنی نظر مردان در خود به حقارت: