گنجور

حاشیه‌ها

جامه سوسنی در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۵۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲۶ - فرمودن والی آن مرد را کی این خاربن را کی نشانده‌ای بر سر راه بر کن:

کو حمیت تا ز تیشه وز کلند این چنین که را بکلی (به کلی )بر کنند

mehdi در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۴۸ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۷۸:

این غزل توسط استاد ایرج (حسین خواجه امیری) در بیات ترک خیلی عالی اجرا شده ....

کامران امینی در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۲:

بهترین اجرای این شعرر را استاد ادیب خوانساری در دستگاه شور همراه با ارکستر طاطایی در سال 1327 اجرا کرده اند، بی نظیر است و بهترین الگوی اجرای شور و تلفیق شعر و موسیقی می باشد، این اثر در مجموعه آثار استاد ادیب خوانساری آلبوم 2 منتشر شده است،

Reza Deilami در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۰۹ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴:

مصراع دوم از بیت نخست، یک کلمه‌ی "تو" کم دارد.یحتمل باید این‌گونه باشد:
کیست که در کوی تو فتنه‌ی روی #تو نیست
وز پی دیدار تو بر سر کوی تو نیست
ـــ

sal در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۳:

منظور حافظ در این بیت خیلی روشن است :
به می پرستی از ان نقش خود بر اب زدم
که تا خراب کنم نقش خود پرستیدن
این است که با می پرستی از نقش خودم که زهد و خودپرستی و منیت است بیرون آمدم و این نقش خود پرستی را روی آب کشیدم یا طراحی کردم که ناپایدار است. منظور از زدم بر آب می یا شراب می باشد.
نقشه های منیت و خودپرستی را روی آب ریختم(می) تا آن را از بین ببرم

رضا در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷۹:

بداد او جان و عشقش سامری شد

امیرعلی مهدی پور در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:

زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه شد!!!

مهندس رضا مشاهدی در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۴۶ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۸۳:

بیت دوّم از قالب وزنی خارج شده است و هیچ تناسبی با اوزان بیت اوّل ندارد و قافیه بیت دوّم با قافیه بیت اوّل یکسان نیست.

محمد در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۱:

در خوانش آقای آقا جری ایرادات زیاد وجود دارد برخی ابیات اعرابش درست نیست.
ضمنا از کی تا بحال آقای دکتر ولایتی دانشمند شده اند؟ چنانکه محمود میگوید. دانشمند معاصر؟؟؟!!

امیر فراز در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵:

بیت زیر از غزل جا افتاده است؛
خلل پذیر بود هر بنا که می بینی *** مگر بنای محبت که خالی از خلل است

Seraj Hosseini در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۴۶ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۲۲ - جغد جنگ:

بله همینطور که جناب محمدزاده هم گفتند بیت زیر در این قصیده دو بار تکرار شده است
کجاست عهد راستی و مردمی؟
فروغ عشق و تابش ضیای او

بهار در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۰۶:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:

البته این برداشت شخصی من از بیت " لب و دندانت را حق نمک..." این است که: مصرع اول توصیف لب و دندان معشوق با اصطلاح رایج " نمکین بودن"که امروز هم در گفتار عامیانه به کار میرود اما با خوندن مصرع دوم حداقل به ذهن من این معنی خطور میکنه که این جذابیت به دل کباب شده من مثل نمک میمونه، که یادآور اصطلاح نمک به زخم است یعنی دل من رو به درد میاره که البته درد عشق مورد نظر هست. البته این فقط تعبیری که به ذهن من رسیده و دفاعی ازش ندارم.

بهنام در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۰۶:۱۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۴۹ - اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل:

چیز دیگر ماند اما گفتنش
با تو روح القدس گوید بی منش
براستی روح القدوس کیست؟! مولوی با همه بزرگی و دانش در ادراک این جهان هستی ناتوان مانده و آدرس روح القدوس را به ما میدهد. روح القدوس کیست؟ در فصل چهاردهم انجیل یوحنا، عیسی مسیح میگوید: من میروم تا روح القدس بیاید، و در کتاب اعمال رسولان در فصل دوم روح القدس می آید و همچون وزش باد و شعله های آتش نمایان میشود. عیسی مسیح میگوید روح القدوس همه چیز را به شما خواهد آموخت. و در اینجا مولوی هم روح القدوس را به ما معرفی میکند تا آن چطز دیگر که مانده است را به ما بگوید. بیایید برویم در پی روح القدوس، موافقید؟

s-j emm در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۰۵:۲۷ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳:

سلام. در بیت سوم «تفتیده» درست است که نادرست نگاهشته شده. تفتیده یعنی خشک و خشکیده و خشک شده و سوخته.

همایون در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲:

عقل با حس‌های ظاهری کار میکند و با اندازه‌ها و مقایسه‌ها سر و کار دارد
و سود بیشتر، هدف نهایی آن‌ است
جلال دین باور دارد که علاوه بر شش جهت فضایی جهت دیگری هم هست که آنرا
درون مینامد.
درون برای عقل، تاریک و بی‌ ارزش است همچون خار
حال آنکه جلال دین از این راه به گلزار معانی رسیده است
امروز علم هم از راه درون به دنیای عجیب کوانتم راه یافته است
و این ارتباط ذرات به همدیگر را جلال دین هم بار‌ها اشاره میکند
و راه درون را با پنج حس درونی مانند خیال و وهم و .... میتوان پیمود
که در آموزش‌های عرفا عشق است که خیال را به اوج میرساند
و مستی است که عشق را موجب میشود و مستی بیشتر عشق قوی تر
و سخن زیبا تر و تازه تر، می‌‌گوارا تر و صاف تر
عاشق همچون منصور آنقدر به عشق اعتماد دارد که به آسانی با خون خود بازی میکند
و هراس و محافظه کاری انسان‌های شش جهتی‌ را به هیچ می‌گیرد و در این معامله به بر ترین
جایگاه‌ها دست میابد، چون چنین کسی‌ پیدا میشود و حضور میابد دیگر به می‌‌گفتار نیز نیازی نیست

همایون در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱:

در غزل‌های بسیاری جلال دین کوشش میکند تا مقام شمس را تا آنجا که میتواند بالا ببرد
این خود بنوعی به راه و طریقت معرفت ویژه جلال دین مربوط است و هم جوابی و واکنشی
به دشمنان شمس و رویارویی پهلوانانه با ارباب قدرت و دین فروشان هم دستشان
در این غزل اما این والائی مقام آنقدر رفیع است که دیگر بالا تری را بر آن‌ متصور نیست
در مقام شمس هم خورشید و هم سایه آن با هم یکی‌ شدند هست و نیست، فنا و بقا در هم آمیخته اند
این خود ویژگی‌ عرفان جلال دین نیز هست که به انسان راه تعألی او و مقام حقیقی‌ ا‌ش را نشان می‌دهد

کمال داودوند در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۱۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۷۰:

8669

محدث در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۲:

ما بماندیم و خیال تو به یک جای مقیم
:(

محصن در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۰۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:

با پوزش از عزیزان جان که پر فایده وقتشان رابه این کمترین عنایت میدارند و عرض تشکر پیشکش که کمی پارازیت را تاب میآورید.
من اومدم 2 خط شعر بخونم چشمم خورد به کلی حاشیه نویسی از چند تا دکتر و پیر خرابات و عالم که با ادبیات قرن ششم بهم متلک میپرونن و از رفتارشون هم خجالت نمیکشم. من حتما حتما که سواد شما دکتر مهندس سید عالما رو ندارم. ولی شعور و ادب هم مهمه.
البته با خودم بودم. شما مشغول باشید عزیزان جان ...

علیرضا در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۰۱ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۵۷:

در بیت اول مصراع اول اصلاح شود
صحیحش: بی من، ای بی تو به جان آمده جانم، چونی

۱
۳۴۳۹
۳۴۴۰
۳۴۴۱
۳۴۴۲
۳۴۴۳
۵۷۹۳