گنجور

حاشیه‌ها

محمدی در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۷۱ - ذکر حسین منصور حلاج قدس الله روحه العزیز:

سلام
بسیار کنجکاو هستم امکان پاسخ قابل قبولی به مطالب آقای طهمورث جواهری وجود دارد و از مدیریت محترم سایت تقاضا دارم اگر مقدور باشد متن ایشان را در کانال تلگرام به اشتراک بگذارند شاید شاهد یک اظهار نظر باشیم

فرخ مردان در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:

@عیسا:
بله، کسروی میگوید که شعرا و مثلا همین حافظ "قافیه اندیش" بوده اند و استنتاج منطقی از یک غزل حافظ نمیشود کرد که البته حرف درستی هم هست:
خیلی ابیات متناقض هستند و کلمات و شخصیت ها به مناسبت تغییرمحتوا میدهند. مثلا یک جا صوفی خوب است و یک جا بد. یکجا "رقص کنان ساغر شکرانه میزنند" و یکجا "دام می نهد و سرحقه باز میکند".
همینطور معانی بسیار مبهم هستند و در گاهی چند لایه پوشیده شده اند که این هم کار استنتاج منطقی را سخت ترو بلکه بسیار سخت تر میکند.
همه اینها برای کسی که با یک ذهن منطقی و با انگیزه استنتاج و نتیجه گیری شعرحافظ را میخواند، سم مهلک و باعث سردرد هست ودست آخرگیج و منگ از پای کتاب بلند میشود.
در سر دیگر طیف هم البته هستند کسانی هم که میخواهند از دیدگاه مذهبی و یا عرفان کلا همه ابیات حافظ و همه غزلها بررسی کنند و به یک نتیجه کلی و بکجا برسند که طبیعتا راه بجایی نمی برند و آنها هم گیج و گمتراز قبل کتاب را میبندند، تا روزی دیگر و تلاشی دیگر.
بگذریم از اینکه این چاه اگر چه آب نداشته باشد حتی در آمریکا هم برای بعضی "حافظ شناسان" نان دارد!
کما اینکه درهمین کامنتها هممیبینیم که کسانی برای تایید نظر خودشان، رجوع میدهند به فلان بیت فلان غزل حافظ ( که اصلا معلوم نیست با چند سال اختلاف ودر چه زمینه سنی و یا اجتماعی مختلفی سروده شده) و یا اصلا به چه معنیی در آنجا احتیاج بوده.
البته در دفاع از حافظ باید اشاره کرد که شعر باید خیال انگیزباشد و مثلا ابهام که در زمینه منظق ناپذیرفتنی ست در زمینه شعر یکی از سلاحهای شاعر برای تحریک تخیل است.
وهمچنین باید گفت که یک تکنیک حافظ استفاده از مکالمات درون خودش هست یعنی در واقع مثل یک تئاتر دو،سه نفره در حال گفتگو با خوش (و یا متصورا با افرادی دیگر) هست و به همین علت هم بعضی ابیات پشت سرهم معانی ناهمخوانی دارند(چون گوینده هایشان آدمهای متفاوتیند).
ظاهرا علامه کسروی به این نکات در مقابل وزنۀ" محتوای اطلاعات و همبستگی منطقی متن" هیچ اهمیتی نداده .
و اما باید گفت که:
احمد کسروی تبریزی تاریخ نگاری ممتاز از حیث بی طرفی و نثر درست، زبانشناسی برجسته (آذری، ترکی استانبولی، پهلوی، فارسی "پاک"، فرانسه وعربی ) بود بطوریکه مثلا در وزین ترین نشریات عرب زبان مقاله چاپ میکرد؛ کاری که مطمئنا من و شما از عهده اش بر نمیاییم.
فردی ملی، صریح و درست کرداربود که همچون همه آزادگان ایرانی در مقاطعی از زندگی محتاج نان شب و دربدر از تهران و تبریز تا باکو و تفلیس دنبال" یک لقمه نان حلال" میگشت. عمدۀ تالیفات اوهنوز هم بعنوان مرجع مورد استفاده است.

خسرو یاوری کندری در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۴۳ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۲۹ - (اندرز پدر به پسر):

با عرض سلام و ادب :
خرد مبین دشمن بد زهره را آب ده از زهرهٔ او دهر را
همانطور که در این بیت مشاهده می کنید ، بد زهره با دهر هم قافیه شده که به نظرم اشتباه تایپی باشد و بایستی در مصرع دوم کلمه ی دهره بکار رود.

روفیا در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۷ - جواب گفتن عاشق عاذلان را و تهدید‌کنندگان را:

پرسش بنده این است که اگر تمامی این تبدیلات از جماد تا نامی و حیوان و آدم که مبنای استدلال مولاناست برای پیش بینی پدیده جهش بعدی از جو، در حافظه یا consciousness ما باقی نمانده باشد اصلا چه ارزشی دارد؟
مگر بسیاری از آموخته های ما مانند سگ پاولف با مراجعه به حافظه تقویت نمی شوند؟
باور به این تبدیلات اگر بنا بود منبع الهام ما برای تبدیل بعدی باشد قاعدتا می بایست در حافظه پیشین و کنونی ما ثبت شده باشد وگرنه به توهمی و تخیلی بیش نمی ماند.
شاید هم مانند این فیلم های علمی تخیلی حافظه ما دستکاری شده و از آن معدودی از ابناء بشر مانند مولانا از قلم افتاده باشد!!

داوود م در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۲۱ دربارهٔ هلالی جغتایی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱:

"القصه در آرزوی روی تو گذشت"
صحیح‌تر می‌نماید با توجه به فضای شعر. "کوی" نمی‌تواند باشد که در مصرع قبل آمده و درست هم نشسته و با احتساب تناسب کلمات و سنت ادبی، برای مصرع آخر کلمه‌ی افتاده "روی" می‌تواند درست باشد.

داوود م در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۱۳ دربارهٔ هلالی جغتایی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰:

مصرع 3 اشکال وزنی دارد؛ برای مثال اگر بخواهد وزن رباعی درست باشد کلمه‌ی "گفت" باید به "گفتی" تبدیل شود که به وزن «مفعولن فاعلاتُ مفعولن فع» دربیاید. یا هر شکل دیگری که بتواند به اصلاح شعر کمک کند اما با حالت موجود، درست نمی‌نماید.

داوود م در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۰۸ دربارهٔ هلالی جغتایی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۳:

مصرع سوم، قافیه‌اش به احتمال قوی کلمه ای غیر از "معذوری" است کمه در مصرع 4 هم تکرار شده. شاید این طوری بوده: "شوخی و به حسن خویشتن مغروری"

منوچهر در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۷:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۳:

سلام. حسام الدین سراج هم علاوه بر شهرام ناظری این ابیات رو با آواز خونده است. قشنگ هم خونده.

مصطفی در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۷:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:

جناب حافظ میفرماید
مستی عشق نیست در سر تو رو که تو مست آب انگوری
ودر غزل دیگر
خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد خانه عقل مرا آتش میخانه بسوخت
عجب شراب انگوری بوده که جناب حافظ میخورده

مرداس منجزی در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۶:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۹:

نمی دونم چرا میخوان همه چیزو به عوالم بالا وصل کنن، منظور حافظ دقیقا دلبری بوده که سن ش چهارده سال ش بوده و کلی هم خوشگل بوده و دهان شیرینش از بس تازه بوده به بوی شیر تشبیه شده والسلام نامه تمام

میثم زمانیان در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۵:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۹:

سلام. من تا الان این مصرع رو اینجور میخوندم: دردیست غیر مردن، آن را دوا نباشد. بخاطر همین بعضی جاها دیدم بجای کلمه ی "آنرا" ، "کانرا" به کار بردن. اما الان که توی خلوتم داشتم شعرو با دقت و آرامش میخوندم دیدم اگه جای ویرگول رو بیاریم جلوتر، مصرع اینجوری خونده میشه: "درد"ی ست، غیر مردن آن را دوا نباشد...؛ و به همین خاطر فقط "آنرا" صحیح هست. البته این نظر منه، چون فکر میکنم این بیت باید اینجوری خونده بشه چون همین تغییر جای ویرگول معنی کل بیت رو برا من تغییر داد. میخواد بگه این یه دردی هست که فقط مرگ دواشه. اما اگه اونجوری بخونیم معنیش میشه که دردی غیر از مردن هست، که دوایی نداره. امیدوارم دوستان متوجه صحبتهام شده باشن. موفق باشین

بچه ایرون در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۴:

جای دیگر می فرماید؛
نه دهانیست که در وصف سخندان گنجد
مگر اندرسخن آیی و بداند که لب است.

رنگارنگ در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۴۸ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۷:

بسیار زیباست؛
عاشقانت همه نامی و نشانی دارند
آنکه در عشق تو بی نام و نشان است منم.

nabavar در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۴۶ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۷:

شاید نتوان قبول کرد که مقصود شاعر چنین بوده:
عاشقانِ همه نامی و نشانی دارند
که منظور از همه ، معشوق های دیگرِ عاشقان است
اللهُ اعلم

روح ا... در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۵۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۴:

تشنه‌تر
آن‌که تو نزدیکِ دهانش باشی...

راستین معتبرزاده در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۱۲ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۷:

در جایی دیگر هم اینگونه نوشته شده بود :
عاشقانت همه نامی و نشانی دارند.....

همایون در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۷۵:

این ویژگی معشوق که نزد عاشق کاملن فردی و خصوصی انگاشته میشود و واقعا هم اینگونه است خود بزرگی او را میرساند وبی همتایی او را نزد هر انسان جداگانه این ویژگی در میان دین باوران مذهبی پذیرفتنی نیست چراکه همه با خدایی سروکار دارند که شریعت معینی را دیکته میکند

nabavar در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۹:

گمان می کنم ستون کهنه ای بوده و در اثر فشار صدایی چون ناله از آن برخاسته
گفته اند که حضرت دستور داداه اند تا ستون را دفن کنند تا در قیامت طبق خواسته ی ستون با حضرتش محشور شود
بعضی می گویند : ساخته ی احساسات مردم عامی ست ،
مانا در نهان اولین راوی

همایون در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۹۶:

این غزل درشب شعر آواژه در انجمن گلبانگ در جنوب کالیفرنیا که با زمینه آیینه برگزار شد خوانده شد همچنین شعر آیینه سیلویا پلات به ترجمه مهرداد بهار در ادبیات و عرفان دیرینه و کهن ایران که قدمت چند هزار ساله دارد آیینه نمود دیدن است آسمان هم آیینه است دریا و جام شراب و دل و شعرهمگی آیینه اند همانگونه که دوست آیینه است

محسن در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۱ دربارهٔ سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الخامس فی فضیلة العلم، ذکر العلم اربح لانّ فضله ارجح » بخش ۸ - فصل فی ذکرالعشق و فضیلته و صفة‌العشق والعاشق والمعشوق ذکرُالعشق یُریح القلوب و یُزیل الکروب:

این شعر یه شعر بسیار عرفانیه . نباید با ادبیات ساده تفسیر بشه .
دلبر جان ربای عشق آمد /سر بر و سر نمای عشق آمد
شرح بیت اول :عشق معشوقی هست که انسان رو از نفس خود جدا میکنه . ( منیت رو از انسان میگیره) . ( سر در این بیت مرکز منیت و خوکامی انسان هست .) اولین کاری که عشق میکنه با عاشق اینه که سر ( منیت و خودخواهی ) را از انسان میگیره . و دومین کار اینه که انسان رو به عنوان عاشق رسوا میکنه . چرا که انسان عاشق دیگر به خودش توجه نمیکنه و همه هم و غمش جلب رضایت معشوق است .
عشق با سر بریده گوید راز /زانکه داند که سر بود غماز
(شرح بیت دوم: در این بیت سر به معنی فیزیکی به کار رفته .) یعنی وقتی در راه معشوق سرت را از دست دادی به حقیقت عشق دست یافتی و اونوقت عاشق واقعی هستی . و تا وقتی سر در بدن داری ( زنده هستی ) معلوم است که عاشق واقعی نیستی.
نظر شخصی خودم هست . لطفا نظر بدید.

۱
۳۴۳۷
۳۴۳۸
۳۴۳۹
۳۴۴۰
۳۴۴۱
۵۷۲۵