محمد در ۸ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۳۹ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ (مهدی نامه):
در این که شاه نعمت الله فرد بسیار بزرگی بوده نمیشه شک کرد ولی چیزی ک هست انقد نسخه های مختلف از ایشان خوندم ک همه ادعای راست بودن میکردن ک دیگه نمیتونم بهشون اعتماد کنم در ضمن از یاد نبریم حضرت حافظ هم انگار از ایشون دل خوشی نداشته و توی اشعاری به شاه نعمت الله تیکه های زیادی انداخته
ما که خاک را به نظر کیمیا کنیم با گوشه چشمی صد درد را دوا کنیم(شاه نعمت الله)
آنان که خاک را به نظر کیمیاکنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
دردم نهفته به ز طبیبان مدعی باشد که از خزانه غیبم دوا کنند
گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار صاحب دلان حکایت دل خوش ادا کنند (حافظ)
یا جایی دیگه میفرمایند
حافظ مدام وصل میسر نمیشود شاهان کم التفات به حال گدا کنند
روفیا در ۸ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۴۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۳ - گفتار اَندر آفرینشِ عالم:
که یزدان ز ناچیز چیز آفرید
بدان تا توانایی آرد پدید
روزگاری درک و لمس این سخن دشوار و دور می نمود. اکنون که می بینیم تنها با یک کلیک که از نظر جرم و ماده راستی ناچیز است حوادث بزرگی در جهان رقم تواند خورد چندان دور و فرازمینی نمی نماید.
اگر دو ساحت اصلی وجود آدمی جسم و ذهن را در نظر بگیریم، وقتی در ذهن به دلدار می اندیشیم چه ساز و کاری موجب می شود ضربان قلبمان بالا رود یا اشک شوق در چشمانمان جمع شود یا پاهایمان سست گردد؟
این ذهن کجا و چگونه به جسم متصل می گردد؟
چگونه تنها یک رویا و خیال که ظاهرا ناچیز یا عدم یا هیچ یا غیرمادی است جسم یا ماده را کنترل می کند؟؟
این یکی را بر می خیزاند و آن دگر را می نشاند؟؟
نیستوش باشد خیال اندر روان
تو جهانی بر خیالی بین روان
بر خیالی صلحشان و جنگشان
وز خیالی فخرشان و ننگشان
محسن حیدرزاده جزی در ۸ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۱۱ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۲:
در مصرع نخست بیت آخر، "از " به "ار"تغییر یابد.
۷ در ۸ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۸:
جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است
هزار بار من این نکته کردهام تحقیق
اگر بخواهیم به این بیت از جنبه عرفان نگاه کنیم این بیت درست همان سخن فردوسی است آنجا که در آغاز شاهنامه و در آفرینش جهان میگوید:
که یزدان ز ناچیز چیز آفرید
بدان تا توانایی آرد پدید
همان چیزی که امروزه هواداران مهبانگ یا بیگ بنگ میگویند و تا ذره میروند ولی ذره بی صاحب تصادفی.در حالی که فردوسی ذره را صاحبدار میداند.
درباره نیم بیت دوم باید گفت که:
هزار بار من این نکته کردهام تحقیق
کرده ام تحقیق یعنی بر من محقق شده است و نه اینکه من دست بکار شدم و در پی درستی یا نادرستی چیز و ناچیز برآمده ام.
کوتاه اینکه میگوید پایان جهان ما و خود جهان چیزی نیست مگر مرگامرگی پس دم را غنیمت شمر که عالم دمی است
او یکسونگر لجباز یا دگم اندیش نیست مانند برخی
مزدک در ۸ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹:
اینکه از دین عقل محور سخن بگوییم نادرست است چون خرد از دین بالاتر است و حتی دین اسلام هم از مردم میخواست که آنرا با خرد و اندیشه بپذیرند و برای آنها گواه و فرنود (استدلال) میاورد ( افلا تعقلون ≈ آیا اندیشه نمبکنید؟). حتا ملت های بیدینی داشتیم و داریم که از برخی ملتهای دیندار پیشرفته تر و بافرهنگترند.
مزدک در ۸ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:
در گفتوستیز ملک و ملک ( فرشته و شاه) ٬ فرشته درست است و در دید عارفان جایگاه فرشته بالاتر از آدمی است گرچه فرشتگان ( به فرمان خدا) به وی نماز برده باشند.
تراز های هستی از پایبن به بالا : بیجانها (جمادی) - گیاهان (نامی) جانوران (حیوان) - آدمی (انسان)- فرشتگان ( ملک) - خداوند:
از جمادی مردم و نامی شدم
وز نما مردم به حیوان برزدم
مردم از حیوانی و آدم شدم
پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم
بار دیگر از ملک پران شوم
آنچ اندر وهم ناید آن شوم
---
آدمی پیش از اینکه میوه ی شناخت و نافرمانی را بچشد جایگاهی همچو فرشتگان و برجستگی «پاکی از گناه» داشت و پس از آن به جایگاه پست تر افتاد.
پس میبینیم که حافظ فرزانه داستان را درست دریافته و ماییم که دانش اندک مان٬ پروانه ی داوری درست بما نمیدهد.
علی در ۸ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۱:
به عقیده من کلمه سینه ها در مصرع " رو سینه را چون سینه ها" به معنی آینه هاست که در پروسه تولید برای آنکه بی آلایش و پاک و شفاف باشد باید کاملا شسته و صیقلی باشد. کثیفی و ناپاکی روی شیشه به کینه تعبیر شده که باید پیش از تولید آینه زدوده گردد.
یکی از معانی سینه، آینه می باشد.
مزدک در ۸ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۳:
بیرونشد یک واژه است= راه خروج.
بیرونشدی بنمای ...= show me an exit from this darkness
مزدک در ۸ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۰:
مرحبا برابر مبارک باد نیست. مرحبا= خوش آمدی ( سلام/ درود/ترحیب)
در گذسته گاه پیام ها را با کبوتران نامه بر میفرستادند.=>
درود ای کبوتر پیام رسان فرخنده پی ( خوشقدم) ....
حسن در ۸ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۳۱ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۸۴ - در قناعت و آزادگی:
عبدالعزیز عزیز
مگر نستاندن کار سختی است که شما ضمن اینکه شعری را که در نسخه های قدیمی دیوان انوری به همین صورت آمده را تغییر دلبخواهی داده و نسخه جدیدی پیچیده اید؟
نفس انسان وقتی بلند و با عزت و مناعت شود از خواستن دوری می کند و حتی نستاندن برایش لذیذتر است.
حسن در ۸ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۱۷ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۵ - در شکایت دنیا:
آخرین مصراع اشتباه نوشته شده است. درستش به این صورت است. اصلاح بفرمایید لطفا.
"ای دریغا داعی یی چون نوح و طوفانی کجاست"
مزدک در ۸ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۸:
« کرده ام تحقیق» در اینجا٬ بوارون گفته ی دوستان ٬ پژوهش کردن و ... نیست. بساکه : حقانیت این نکته بر من روشن شده است.
۷ در ۸ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۴۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۵ - گفتار اندر پرهیز کردن از صحبت احداث:
خرابت کند شاهد خانه کن
برو خانه آباد گردان به زن
نشاید هوس باختن با گلی
که هر بامدادش بود بلبلی
این در پاسخ کسانی که بدون آشنایی با شوخ منشی سعدی و به ناروا انگ و بهتان همجنس بازی و شاهد بازی میزنند به ویژه به تقلید از شخصی به نام سیروس شمیسا
کمال داودوند در ۸ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۸:
5220
۷ در ۸ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۳۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۵ - گفتار اندر پرهیز کردن از صحبت احداث:
در او دم چو غنچه دمی از وفا
که از خنده افتد چو گل در قفا
نه چون کودک پیچ بر پیچ شنگ
که چون مقل نتوان شکستن به سنگ
رندانه
مقل بر وزن هتل انگم (صمغ) سفت درخت بلسان است و در طب سنتی از دیرباز بکار میرود.تمام انواع مقل از نظر طعم تلخ هستند. نوعی از آن به رنگ مایل به سرخ است که مقل ارزق نامیده میشود. نوع دیگری از آن را که زرد رنگ است و «مقل الیهود» نامیده میشود یهودیها به عنوان بخور معطر استفاده میکنند.
ضد درد و خونریزی بواسیر - ضد سردی مزاج - ضد سردی معده - ضد سنگ کلیه - بادشکن - ضد چاقی- ضد سرفه-ضد ورم معده-تسهیل زایمان-ضد عفونت زنانگی(دود دهی با کندر و تاجریزی)-تقویت قوای جنسی.ضد یبوست بسیار قوی بصورت ترکیب با صبر زرد -مصرف خوراکی ترکیب آن با گزنه و روغن زیتون
پیوند به وبگاه بیرونی
نیکومنشض در ۸ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
با درود فراوان بر دوستداران فرهنگ ،ادب و بینش پارسی
زاویه بخشی و مفهوم القایی در خصوص ترجمه متون ادبی وهنری خارج ازامانتداری محتوایی اثر می باشد چرا که مولف اثردر متن موجود نبوده و مفهوم اولیه متن هنری و زاویه ان مجهول می باشد یکی از ویژگیهای بارز شعر شمس الدین مجهول افرینی و چند معنایی و زاویه دار بودن متن جهت چالش انگیزی ذهن مخاطب می باشد که ویژگی عام الشمول بودن به ان داده است در ترجمه چنین متون هنری به نظر می رسد که ترجمه ظاهری و مشخص کردن مفهوم ظاهری که در ترکیب ریتمیک و وزن دار ابیات دچار جابه جایی شده اند مفید تر از مفهوم القایی و تفسیر مفهومی و مضنونی اثر خواهد شد چرا که باعث خواهد شد متن هنری ساختار نثری روان پیدا کرده و هر مخاطب برداشت شخصی از ان داشته باشد بدون انکه مفهوم خاصی به دیگری انتقال داده باشد در بیاناتی که بزرگواران ارایه نموده اند بحث در مورد جنبه مادی و انسانی و یا عرفانی ابیات زیبای خواجه حافظ می گردد که هر کدام از زاویه بخشی به اثر به دور از امانتداری مفهومی اثر ادبی خواهد بود مگر که بی طرفانه و بدون اغراض بیان شود که شرح زیر تعبیر شخصی اینجانب می باشد که دموکراسی اعتقادی و ادبی حکم می کند که در این صورت احترام ادبی حفظ گردد واما همگی اذعان داریم که ابیات زیبای خواجه شیرازی در خصوص عشق و خصوصیات زیبای عاشقی و ملاحت ها و زیبایی های عشق می باشد لذا حکیمانه خواهد بود که دعوی عشق زمینی و اسمانی کردن شعر حافظ راکنار گذاشته و از خود عشق که منظور غایی خواجه بوده است لذت ببریم و با وحدت و انسجام گروهی که ایجاد می کنیم مجهولات زیادی از اشعارحافظ را دریابیم
۷ در ۸ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۵۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۵ - گفتار اندر پرهیز کردن از صحبت احداث:
این حکایت(صفحه) در اصل ادامه حکایت پیشین است آنجا که میگوید:
پسر کو میان قلندر نشست
پدر گو ز خیرش فروشوی دست
دریغش مخور بر هلاک و تلف
که پیش از پدر، مرده به ناخلف
و ادامه آن که دو بیت آغازین این صفحه است:
خرابت کند شاهد خانه کن
برو خانه آباد گردان به زن
نشاید هوس باختن با گلی
که هر بامدادش بود بلبلی
فاطمه در ۸ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۱۷ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۵:
در مصراع دوم بیت چهارم به جای <> <> اورده شده به معنای کنیزی که زلفت را می اراسته (پیشگامان شعر فارسی-دکتر محمدرضا ترکی-ص21 )
علیرضا در ۸ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
اتفاقا حافظ هم فقیه بوده هم علامه بوده هم متفکر بوده هم شاعر بوده هم عارف بوده
نجاتی در ۸ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۱۴ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۲۰ - ای گربه: