گنجور

حاشیه‌ها

 

Please correct the second part of the line 6 and the first part of the 3rd line from the end.

پاسخ: با تشکر، تصحیحات لازم در بیتهای اشاره شده انجام شد.

Dr. Ghafoor Khodayari در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۳۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹


قاعدتا باید باشد:

تو نه دلی که آهنی

تجدید ارادت

پاسخ: با تشکر، تصحیح مطابق پیشنهادتان انجام شد.

Jafo در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۸:۳۴ دربارهٔ غزل ۶۰۶


موضوع : ساقی رضوان

در پاسخ پاره ای از سوال س. ص

رضوان هم اسم خاص است به معنی نگهبان بهشت و هم خود بهشت است، به مثال های زیر از خود سعدی توجه بفرمایید:
غزل ۴۹۷

دمادم حوریان از خلد رضوان می‌فرستند

که ای حوری انسانی دمی در باغ رضوان آی

غزل ۱۳۱

در باغ بهشت بگشودند

باد گویی کلید رضوان داشت

قصیده ۳۹

به ناز و نعمتش امروز حق نظر کردست

امید هست که فردا به رحمت و رضوان

دعای معروف است که در یاد کردن در گذشتگان می گویند : رضوان الله علیه .

رسته در تاریخ ۱۲ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۲۵ دربارهٔ غزل ۴۰۳


موضوع : غلط املایی
بیت : ۴
غلط : کخر
درست : که آخر

پاسخ: با تشکر، به صورت «کآخر» تصحیح شد.

رسته در تاریخ ۱۲ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۰۳ دربارهٔ غزل ۴۹۷


یادداشت خودم تصحیح می شود
بیت ۳۷ و نه بیت ۳۹ : به جای “ایران” ، “ایوان”

پاسخ: با تشکر از توضیحات جالبتان، تصحیحات پیشنهادی اعمال شد.

بزرگمهر وزیری در تاریخ ۱۲ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۸:۲۷ دربارهٔ بخش ۱


بیت ۲۹: “اهتو خوشی” در اوستا به شکل “هوتُخشان” آمده که به معنای صنعتگر است.
هو=خوب ، تخش= فعال. امروز در زبان پارسی ما تنها واژۀ “تُخس” را از همین ریشه به کار می بریم که دربارۀ بچه ها و افراد پر جنب و جوش سرسخت به کار می رود. در زمان رضاشاه پهلوی یکی از ادارات ارتش ” ادارۀ تُخشایی” نام داشت.
بیت ۳۶: به جا “گج” ، “گچ” درست است.
بیت ۳۹ : به جای “ایران” ، “ایوان” درست است.

بزرگمهر وزیری در تاریخ ۱۲ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۸:۲۴ دربارهٔ بخش ۱


باحتمال زیاد از ناآگاهی بنده میباشد ولی دو جای این غزل بسیار زیبا همیشه مرا رنج داده اند و بسیار ممنون خواهم شد اگر عزیزی بتواند توجیهی عنایت فرماید:
اول اینکه “ساقی رضوان” در بیت ششم کنایه از چیست؟ مگر رضوان خود اسم خاص و بمعنای نگهبان بهشت نمیباشد؟
دوم ، تکرار “روی تو باشم” در آخر هر دو بیت سوم و ششم است. آیا این نقض یکی از قوانین غزلسرائی نیست؟ (زیرا که هیچکدام از این دو بیت، مطلع غزل نیستند.) یکبار در نسخه ای که متاسفانه مؤلفش را بیاد ندارم ، “غلام کوی تو باشم” را در بیت سوم دیده ام. آیا این بنظر درست تر نمی آید؟
با تشکر.

س. ص. در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۹:۱۵ دربارهٔ غزل ۴۰۳


در اینجا بعد از شعر
سرآمد سخن گفتن موزه دوز
ز ماه محرم گذشته سه روز
این دو بیت جا افتاده است.

یکی آرزو کرد موزه فروش
اگر شاه دارد به من بنده گوش

بخواهم همی از خدا جان شاه
که جاوید باد این سزاوار گاه

Shahin در تاریخ ۹ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۳۶ دربارهٔ بخش ۱۲ - وفات یافتن قیصر روم و رزم کسری


در مورد بیت بیست و هفتم این قصیده اینجا را ببینید:
http://mr-torki.ganjoor.net/?p=600

حمیدرضا در تاریخ ۸ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۱۲ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۱ - در مدح علاء الدین ابوعلی الحسن الشریف


این شعر بی نظیره . این بیتش فوق العاده است :

به عمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزند
نهال شوق در خاطر چو برخیزند بنشانند

علی در تاریخ ۶ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰:۳۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۹۴


این قصه همان قصه حق مسلم ماست است
منظورم چنگ ودندان نشان دادن دولت احمدی نژاد به دنیا است

شهریار در تاریخ ۴ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۱۳ دربارهٔ موش و گربه


آقای یا خانم ناشناس خیلی شعر و میپیچونی. حالا خوبه شعر فارسیه

م-ب در تاریخ ۳ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۳۲ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۴۲


موضوع : غلط املایی
بیت ۵
غلط : گل
درست : کل

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

رسته در تاریخ ۲ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۸:۰۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۷۰


موضوع : غلط املایی

بیت ۷

غلط : رخنه
درست : رخنه ی

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

رسته در تاریخ ۲ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۵:۵۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۹ - گل پشت و رو ندارد


کلیله و دمنه باب اسد و ثور
کلیله و دمنه باب اسد و ثور - داستان ۸

بهزاد علوی در تاریخ ۲ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱:۲۵ دربارهٔ بخش ۸۳ - قصهٔ آن آبگیر و صیادان و آن سه ماهی یکی عاقل و یکی نیم عاقل وان دگر مغرور و ابله مغفل لاشی و عاقبت هر سه


موضوع : آیا سُکُستن به معنی گسستن است؟

آقای محمدی به عنوان مقدمه بگویم که می گویند تکیه کلام یکی از شاعران اراک شما این بود : اول قرار نبود که بسوزند عاشقان
بعدا قرار شد که بسوزند عاشقان.

اول قرار داشتید که تصحیح ها با استناد یک نسخه ای چاپی انجام د هید.
دوم : خواننده ای سوال کرده است که آیا بسکست همان بگسست است آن هم با چهار بار علامت سوال .
شما هم سوال ایشان را به عنوان منبع گرفته اید و متن را تصحیح کرده اید.
با همان ابزارهایی که خود شما در اختیار خوانندگان گذاشته اید با یک جستجوی ساده خواهید دید که سکستن با گسستن متفاوت است.
۱- به لغتنامه مراجعه کنید که خواهید که این دو با هم متفاوت هستند.
۲- در آثار مولوی سکستن را بنده جستجو کردم ۲۴ مورد پیدا کردم
۳- جستجو را برای گسستن انجام دادم ۴۸ مورد پیدا کردم.
الباقی را به شما وامی گذارم.
والسلام

پاسخ: از تذکر بجای شما ممنونم. نیازی به برهان بر بی‌سوادی من نبود، شما یک اشاره می‌کردید متوجه می‌شدم ;) کلمه‌ی اولیه را به جای خودش بازگرداندم.

رسته در تاریخ ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۵۶ دربارهٔ بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد


@امیر:
فقط این یک مورد نیست، موارد دیگری از رباعیات منتسب به خیام، ابوسعید ابوالخیر، ابن سینا و مانند آن به چند نفر منتسبند. علت این امر هم آن است که غالباً آثار این دانشمندان یا عارفان که بیش از آن که به شاعری مشهور باشند در علوم دیگر معروف بوده‌اند به صورت یکجا و دیوان مانند گرد نیامده بوده و بعضاً مصححین و اساتید ادبیات معاصر آثار آنها را با جستجو در میان تذکره‌ها، جنگها و گزیده شعرها جمع کرده‌اند. علت این انتساب چند گانه معمولاً اشتباهات سهوی ترتیب‌دهندگان این گزیده شعرها بوده که در منابع مختلف یک شعر را به شاعران مختلف نسبت داده‌اند.
این رباعی در اثری از استاد شجریان با دکلمه‌ی احمد شاملو به خیام نسبت داده می‌شود، اما در مجموعه رباعیات خیام به کوشش محمدعلی فروغی در زمره‌ی رباعیات خیام نیست.

حمیدرضا در تاریخ ۲۹ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۵۹ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۵۵۵


@مهاجر:
نمی‌تواند همین «مبو» به معنای «مبادا» یا «خدا نکند» درست باشد؟

حمیدرضا در تاریخ ۲۹ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۴۷ دربارهٔ دوبیتی شمارهٔ ۲۵


@مهاجر:
کلمه‌ی «رود» در فارسی قدیم به معنی «فرزند» و «پسر» آمده، نمونه از حافظ:
دل بدان رود گرامی چه کنم گر ندهم؟
مادر دهر ندارد پسری بهتر از این
و اتفاقاً -فکر می‌کنم- بیشتر این کلمه در موقعیتهای عزا و در مورد عزیز از دست رفته به کار می‌رفته که اتفاقاً اینجا کاملاً مصداق دارد.

حمیدرضا در تاریخ ۲۹ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۴۳ دربارهٔ دوبیتی شمارهٔ ۴۳


@بهزاد علوی:
نظر شما درست است، طبق تعاریف امروزی قالبها اینها ترجیع بند نیستند، این نظر را ببیند.
ضمناً شاید دلیل آن که این شعرها در بخش ترجیعات آمده آن باشد که مولوی متوالیاً در هنگام تغییر بند از کلمه‌ی «ترجیع» استفاده کرده، بیت آخر بند آخر همین شعر را برای نمونه ببینید.

حمیدرضا در تاریخ ۲۹ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۳۳ دربارهٔ اول


[صفحهٔ اول] … [۳۳۴۳] [۳۳۴۴] [۳۳۴۵] [۳۳۴۶] [۳۳۴۷] … [صفحهٔ آخر]