گمنام-۱ در ۸ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹۳:
...عزیز
جدا از " من " که لزوما به نویسنده بر نمی گردد ، و بیرون از گفتمان عقل و طامات ، واقعا فکر نمی کنید داستان میشود که شخصی بوده باشد؟؟
و پس به صحرای کربلا زدن و شمس و خاک پاک تبریز و ظلمت نفس ، که گریز گاه جمله واقعیت گریزان است ..... ؟؟؟
... در ۸ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹۳:
آها پس طامات فرمودین. خیلی هم عالی. ممنون از توجهتون.
سپیده در ۸ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۷۲:
این غزل در دیوان شمس تصحیح استاد شفیعی کدکنی نیست.
نام در ۸ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۱۵:
مشاهده کننده همان مشاهده شونده است.
نادر.. در ۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰:
ای گزیده نقش، از نقاش خود
کی جدایی کی جدایی کی جدا؟!..
وحید۹ در ۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۹:
ببخشید دوستان این شعر رو یه خواننده ای وسط سریال نوار زرد شبکه دو خونده هرچی دارم میگردم پیداش نکردم . اگه کسی میدونه ممنون میشم بگه .متشکرم از دوستان اهل شعر
مهناز در ۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۵۳:
به نظرم از شراب شدن اشاره داره به پختگی و تکامل ذهنی به آگاهی و اینکه وقتی رسیدی به این مرحله مبادا با من ذهنی به عقب برگردی و دوباره خام شوی
طیران مرغ دیدی تو ز پایبند شهوت
به در آی تا ببینی طیران آدمیت
علی در ۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۴۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۵ - انکار کردن موسی علیه السلام بر مناجات شبان:
به نظر من دعوایی که اینجا مولانا مطرح می کند به زبان و شیوه برقراری ارتباط برمی گردد در اینجا درسته که یک چوپان از کلمات و عبارت هایی استفاده می کند که اغلب در نگاه نخست در تضاد با اصول و عقاید دینی و کتب مقدس است اما در واقع چوپان نماد انسانی است که می خواهد با تمام وجود خودش را و اموالش را فدای درگاه خداوند کند و زبانی که استفاده می کند صور قضیه است یعنی وقتی شما به لحاظ عقلی به عبارت ها توجه میکنید دچار خطا می شود وقتی شعر را باتمام وجود می خوانید از درون متحول می شوید چوپان در پایان می گوید سالهات که از کوه قاف عبورکردیم ایم این یعنی اینکه هدف از بکاربردن این عبارتها عشق واقعی است همانطور که ما انسانها وقتی کسی را زیاد دوست داریم به زبان غیرمتعارف روی می آوریم. در این رابطه آیاتی در قراآن هم هست که اهمیت زیادی به حرف دل داده و چوپان در اینجا برای بنده گی تمام عیار و اهدا همه اموال خود در راه خدا از خود بی خود می شود.
غلامرضا تالانه در ۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۸:
فکر کنم در بیت ششم روشن کند استارگان...صحیح تر از روشن کن استارگان.... باشد
گمنام-۱ در ۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸۷:
علی آقا،
ارچه هر دو خوانش راه به جایی می برند ؛ تنگ و ننگ
اما استاد و استوره نامبرده پیشینه بد خوانی دارد،
برایش بهبود ی کامل آرزو داریم.
گمنام-۱ در ۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۳۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۷ - مناظرهٔ خسرو با فرهاد:
مهرشاد گرامی
شما را سپارش میکنم به خواندن کتاب ارجمند ' دو زن'" نوشته زنده یاد سعیدی سیرجانی.
گمنام-۱ در ۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹۳:
....
کسان از عقل می لافند
من طامات می بافم
علی در ۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸۷:
این شعر را استاد و استوره آواز وموسیقی ایران زمین استاد محمدرضا شجریان در 18 اکتبر 2011 در لندن اجرا کردند.
در مصرع اخر ظاهرا ننگ را تنگ می خوانند.
مصطفی در ۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:
این شعر با صدای بانو دلکش واقعا شنیدنی و شاهکاره،حتما گوش کنید
... در ۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹۳:
گمنام عزیزم!
محتسب عقل تو است دان که صفاتت بازار
وان دغل هست در او نفس پلید مکار
فرشید در ۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۴۹ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴۰:
با درود خدمت شما این رباعی سروده مهستی گنجوی است که شما هم در رباعی 156 مهستی گنجوی قید کرده اید لطفا تصحیح بفرمایید
یحیی حیدری در ۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۵۸:
مصدر مسکل , masekol,سکلیدن است رجوع به آن کنید و انجا نیز سگلیدن و گسلیدن داریم و به معنی گسستن است یعنی پاره شدن و جدا شدن
نوشاد رکنی در ۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۴۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۱۰:
در مصرع «بوستان تو گند زاریست» صحیح «گندنا زار» یعنی تره زار است.
دکتر مهدی محمدی در ۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۳:
ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر بازآ که ریخت بی گل رویت بهار عمر
ای : حرف ندا ، منادا ضمیر مبهم "کسی" محذوف است .
خرم: شاد ، شادمان مجازا به معنی سرسبز
فروغ : شعاع ، روشنی و تابش آفتاب
رخ: چهره ، رخسار
فروغ رخ : اضافه استعاری ، رخ به خورشید تشبیه شده سپس مشبه به حذف گردیده و یکی از لوازم و اجزاء خورشید که فروغ است مضاف مشبه شده است . در اصل بوده نور چهره ی مانند خورشید
لاله زار : جای روییدن لاله ، جایی که لاله زیاد می روید // لاله : نام گلی پیاز دار و سرخ رنگ و زیبا // زار: پسوند است به معنی مکان روئیدن مانند کشتزار ، بمعنی انبوهی و بسیاری هم آمده است . همینطور حرفی باشد که در محل ّ کثرت اشیاء استعمال کنند.
عمر : دیر ماندن و زیستن ، زندگی و زندگانی
توضیح : نور و گرمای خورشید باعث رشد گیاهان و رونق و سرسبزی گلزارها میگردد وجود معشوق در زندگی مانند نور خورشید است که موجبات شادی و سرسبزی زندگی عاشق است .
خطاب شاعر به معشوق است ، ای معشوق که مانند خورشید هستی و نور چهره ی مانند خورشید تو باعث شادمانی و سرسبزی زندگی من است .
بازآ : فعل امر به معنی بازگرد . جمله انشایی امری در معنای ثانویه ی آرزو و تمنا . کاش باز میگشتی
که : حرف ربط به معنی چونکه ، برای ای اینکه ، به این دلیل که
گل : واژه گل در گذشته اسم خاص بوده است و صرفا برای نامیدن گل سرخ ( ورد ) به کار میرفته و سایر گل ها را با نام خودشان مثل لاله ، شقایق ، سوسن مورد خطاب قرار میدادند . اما امروزه اسم عام است برای نامیدن همه گل ها .
گل رویت : گل روی اضافه تشبیهی ، روی و چهره معشوق به گل تشبیه شده است .
ریخت : از مصدر ریختن به معنی پراکنده شدن ،
بهار : فصل اول هرسال . از آنجا که در این فصل درختان از خواب زمستانی بیدار شده ، شکوفه می آورند و در این فصل شکوفه های رنگارنگ بر شاخه های درختان دیده میشود بهار در معنی مجازی شکوفه به کار می رود .
بهار عمر : اضافه استعاری ، عمر یا زندگی مانند درخت یا شاخه ایست که بهار (شکوفه) آورده است . استعاره مکنیه در عمر
کاش باز میگشتی که شکوفه ی درخت عمر من بدون (نور و گرمای وجود همچون خورشید ) تو ریخته است .
وجود تو مانند خورشید و نور خورشید زندگی مرا شاداب کرده است و غیبتت باعث سردی زندگی من میشود .
گمنام-۱ در ۸ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۷۲: