گنجور

حاشیه‌ها

نیکومنش در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶:

درود بیکران بر دوستان جان
-نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر
هر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر
معنی و مفهوم ابیات:
ای عاشق در بند افتاده پندی می کنمت از روی همدری و خیر خواهی به گوش جان بشنو و بهانه مگیر که چراغ راهت خواهد شد
2-ز وصل روی جوانان تمتعی بردار
که در کمینگه عمر است مکر عالم پیر
3-نعیم هر دو جهان پیش عاشقان به جوی
که این متاع قلیل است و آن عطای کثیر
معنی دوبیت ومفهوم دو بیت باهم:
همنشینی و مصاحبت با عاشقان واصل شده را که از دولت عشق جوان شده و جاودانه شده آند سر لوحه زندگی خویش قرار بده واز عطایا و موهبت های خوش یمنی انها بهره مند شو و به چهره مقصود رهنمون شو که این هدیه بخشش بزرگ بوده و دنیا در مقابل آن ناچیز است و فرصت را از دست نده که عالم پیر در کمینگاه زندگی نشسته است.
4معاشری خوش و رودی بساز می‌خواهم
که درد خویش بگویم به ناله بم و زیر
عاشق هم درد هم پیاله ای را ارزومندم که در پای می گساری از جام
می هستی بخش ناله های عاشقانه خویش را با ناله های بم و زیر ساز عود باز گو کنم
5-بر آن سرم که ننوشم می و گنه نکنم
اگر موافق تدبیر من شود تقدیر
آنقدر پیمانه های می ام را ساقی از می ناب ازلی پر کرده که می خواهم دیگر پیمانه را زمین بگذارم و دیگر می ننوشم ولی گویا تقدیر ازلی بر این رقم خورده که جام می من همیشگی باشد
6-چو قسمت ازلی بی حضور ما کردند
گر اندکی نه به وفق رضاست خرده مگیر
چه می توان کرد که این تقدیر ازلی من است و من در مقابل تقدیرم نمی توانم اختیاری داشته باشم و بایستی هر انچه جام وجودم را از می پر می کنند بنوشم
7-چو لاله در قدحم ریز ساقیا می و مشک
که نقش خال نگارم نمی‌رود ز ضمیر
پس چون گریزی ندارم ساقی زیبا رویم جام وجودم را که چون لاله داغدار ازلی از خال نگارم می باشد به می عشق معطر به بوی یارم رنگین کن که ان داغی را بپوشاند و دفع غم ازلی کند
8-بیار ساغر در خوشاب ای ساقی
حسود گو کرم آصفی ببین و بمیر
ای واسطه می حسن و جمال نگارم ساغر می ازلی را در جام بلورین خوش آب و رنگ و گوارا بیاور و چشم بد خواهان و حسودان را کور کن و بگو این کرم آن پادشاه عالم هستی بخش است
9-به عزم توبه نهادم قدح ز کف صد بار
ولی کرشمه ساقی نمی‌کند تقصیر
مستی از من چنان فرونی کرد که صد ها بار نیت را بر آن داشتم که ترک می خواری کنم و قدح می را از کف به در کنم ولی کرشمه های ساقی در حق مستی من کوتاهی نمی کند
می دوساله و محبوب چارده ساله
همین بس است مرا صحبت صغیر و کبیر
معنی و مفهومِ بیت:
ای مدعیان عشق سالهای زیادی است (چارده سال )که با محبوب خویش عشق ورزی می کنم و خیال رخش را در ضمیر وجودم حک می کنم و اکنون فاش می کنم تا حسودان تکلیف خویش دانن ،دو سالی می گذرد که چهره مقصود نقاب خویش بر من برداشته و کاسه وجودم را از می ناب پر می کند و چنان غرق عشق ورزی در این عالمم که میل همنشینی با هیچ بزرگ و کوچکی ندارم
11-دل رمیده ما را که پیش می‌گیرد
خبر دهید به مجنون خسته از زنجیر
چنان در عشق ورزی آن مهرخ، شوریده و دل رمیده ای دارم که که کس نمی تواند جلودار من باشد واین شیفتگی ورمیدگی مرا به گوش آن مجنون در بند معشوق برسانید که اگر از اسارت مجنون خسته شده است من حاضرم که به جای او به اسارت معشوق در ایم
-حدیث توبه در این بزمگه مگو حافظ
که ساقیان کمان ابرویت زنند به تیر
چو در دام عشق گرفتار شدی حافظ به فکر فرار نباش که نگاهبانان عشق با تیر عشوه گری دوباره در دام خواهند انداخت

کمال داودوند در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۵:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۰:

در این جا در مصرع دوم کلمه صهبا به معنی باده است
جمع این رباعی از 7956

فواد روستائی در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵:

مبادا خالیت شکر زمنقار یعنی منقارت (منقار تو) از شکر خالی نباشد. طوطی عاشق شکر (خوردن) است. البته این جا منظور خافظ از طوطیT "قلم" خودش است.

نادر.. در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۵۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳:

چه گویم چون زبانم پر زبانه است..

علی رجبی در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۳۲ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۹۴:

بیت اخر برای خودش شاه بیتی هست...
گه دشمینی کند که مهر افزاید
گه دوستیی که بوی خون آید ازو

جواد در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۹:

خرم آن روز کز این منزل ویران بروم ---> به نظرم تعبیر از زندگی دنیا می کنه و مرگ
راحت جان طلبم و از پی جانان بروم ---> درخواست مرگ می کنم و پیش خدا بروم
دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت ---> دلم از این زندگی دنیایی و فانی گرفته و خسته اس
رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم ---> وسائل سفر آخرت را محیا کنم و برای مرگ آماده شود
یه جورایی این غزل داره از زندگی دنیایی شکایت می کنه و درخواست مرگ زود هنگام رو داره

علی رجبی در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۵۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۷۳:

خیلی قشنگ بود
عقل و منطق دیگه به اخرش رسیده...
محتاج کیمیاگری تو هستیم
کیمیای اکسیر یعنی ماهیت شخص رو تغییر بده
اینجا اشتباه نکنم منظور اینه که انسان را آدم کند
انسان را کامل کند و از مرحله انسانیت به آدمیت برسد...
به کمال رساندن انسان...

سعید خاقانی در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۶:

درود دوستان این شعر بر هون وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن هست

فقط در ان یک اخیار شاعری وجود داره که بلند خواندن هجای کوتاه در مصراع اول (ی) در های باید بلند تلفظ شود
علاوه بر ان باید دوتا از (بیا)ها در مصراع اول دو هجای بلند در نظر گرفته شود(اولی و سومی)
و دوتای انها را یک هجای کوتاه یک هجای بلند در نطر گرفت
الکی نیست که به ایشون میگن مولانا

سعید خاقانی در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۶:

درود دوستان این شعر بر هون وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن هست

فقط در ان یک اخیار شاعری وجود داره که بلند خواندن هجای کوتاه در مصراع اول (ی) در های باید بلند تلفظ شود
علاوه بر ان باید دوتا از (بیا)ها در مصراع اول دو هجای بلند در نظر گرفته شود(اولی و سومی)
و دوتای انها را یک هجای کوتاه یک هجای بلند در نطر گرفت
الکی نیست که به ایون میگن مولانا

علی رجبی در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۰۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۴۶:

مصرع سوم
"خوشم بدار" صحیح هست
فعل است...

علی رجبی در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۵۶ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۳۹:

کمی دور از منطق هست این شعر
البته شاید از کوتاه فکری و کوتاه نظری من باشه
اینکه شاعر خودش رو بدنامان اعلام میکنه مشکلی نیست
اینکه از غم خواسته به کوی آن گذری بزند و فکر شاعر بی سامان باشد کمی جای فکر داره...
دوستان اهل شعر اگر بتونن تفسیر کنن و شرح بدن این موضوع رو ممنون میشم

علی رجبی در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۴۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۳۶:

مصرع اخر همون مصداق امروزی
چشم درویش کردن هست...

علی رجبی در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۴۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۲۹:

باز هم مثال ها و دلایل بدیع و جالب...
شیخ هم شراب خوار میشه
اسلام فرنگی هم خواهیم داشت ( چیزی که الان واقعا هم وجود داره)
ناقوس که مخصوص کلیسا هست رو هم میشه توی کعبه گذاشت و به صدا در اورد
ولی تو ، تو ای یار
تو را نمیشود بدست اورد...
عالی بود...

علی رجبی در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۳۱ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۲۶:

عجب دلایل قوی آورده شده...
پل زدن بر دریای سرخ
نگه داشتن چرخش اسمان و ستارگان
مار و زهر مار گرفتن...
ولی دهان مردم نه...

علی رجبی در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۱۱ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۱۰:

فقط و فقط مصرع آخر
زان ره که نه سوی تست بازم گردان...
عالی بود

میثم در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۵۳ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱ - قصیدهٔ طلوعیه:

الله اکبر الله اکبر از این شعر, هاتف خدا بخاطر همین یه شعر رحمتت کنه, اینطوری باید چهره اقتدار امیرالمومنین رو نشون داد, اقتداری که از رسول الله به ارث رفته و جلوه اقتدار خداوند هست و نمونه ای در تاریخ نداره...

بهرام پیروزخسرو در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:

یکی از معدود شعرهایی است که چند بیت ان به هم مربوطند و در ادامه هم میایند تا روایتی بکنند.از بیت چهارم تا هشتم به هم پیوسته است و زیبایی را بیشتر می کند.

علی رجبی در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۳۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۰۱:

از نظر قافیه در مصرع دوم
"سامانان" باید خود سامان باشه
چون الف و نون اینجا جمع و الحاقی هست
به نظرم مصرع دوم به اینگونه صحیح تر است
سازنده ی کارهای هر بی سامان

همیرضا در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۲:

مصرع اول بیت سوم (معلمت همه شوخی و دلبری آموخت) مطلع غزل دیگری از سعدی است:
«معلمت همه شوخی و دلبری آموخت
جفا و ناز و عتاب و ستمگری آموخت»

نادر.. در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵۹:

همه گفتیم و اصل را بنگفتیم دلبرا
که همان به که راز تو شنوند از دهان تو...

۱
…
۳۳۴۵
۳۳۴۶
۳۳۴۷
۳۳۴۸
۳۳۴۹
…
۵۸۳۴