جاوید مدرس اول رافض در ۸ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۸:
دفتر اشعار جاوید مدرس (رافض), [06.03.18 14:57]
رادین رادین در ۸ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵:
توفان درست است نه طوفان.
عباس در ۸ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۴۶:
جرم همه را عفو کنی بی سببی صحیح است.
بهنام در ۸ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۰۷ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:
لب و دندان سنایی همه توحید تو گوید
مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی
سلام با احترام به محمد و پردیس به نظر من آقای سنایی اینجا منظورش این نیست که از ترس آتش ذکر خدا بگوید بلکه داره میگه حتی در آتش دوزخ هم باشم توحید خدا می گویم اگر آتش دوزخ به لب و دندانم رهایی بدن.
امیرحسین در ۸ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶:
محمد معتمدی البوم سرمست ترانه ی سر مست از این شعر استفاده کردن
فرشید در ۸ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۰:
با سلام این رباعی از حضرت مولانا است و در گنجور هم در قسمت رباعی 1989 حضرت آمده لطفا تصحیح بفرمایید با تشکر
کوروش در ۸ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲۲:
مصراع دوم بیت دوم ".. چه تابان است آن گردون ز عکس بحر دربارش"
صحیح هست.
ممنون
سید موعود حسینی در ۸ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۰۲ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱۱:
هو 121
بشوی اوراق اگر همدرس مایی
که علم عشق در دفتر نباشد
کوروش در ۸ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲۴:
مصراع اول بیت هشتم باید بصورت زیر تصحیح شود
".... از آن زلف سیه کارش"
ممنون
خمارمستی در ۸ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۴۰ دربارهٔ سنایی » طریق التحقیق » بخش ۷۵ - الملک یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلم:
سوالی از دوستان دارم: مگر یک گزارهی معروف که با عقل سازگار است باید حتما حدیث باشد که مورد پذیرش قرار گیرد؟
مگر نه اینکه گفته اند ببین چه میگوید نه اینکه که میگوید.
مرتضی در ۸ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۲۹ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۲:
سلام
در بیت پایانی، «در کوفتن » یک فعل است مثل در نوردیدن ،
در نوشتن و امثال آن ،
معنی آن زدن و کوفتن است نه به معنی در زدن .
دکتر مهدی میرزارسول زاده در ۸ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۲۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶ - به یاد استاد فرخ:
سید محمود فرخ خراسانی متخلص به «فرخ» فرزند سید احمد جواهری متخلص به «دانا»، مقدمات فارسی و عربی را در مدارس قدیمه (مکتبی در مجاورت منزلشان) آموخت، الفبای قرآن را فراگرفت و کتابهای موش و گربه و حسنین و عاق والدین و حسین کرد و نصاب الصبیان و گلستان سعدی را خواند، امثله و صرف میر را در یکی از حجرههای صحن نو از آخوند مکتبداری به نام ادیبالسلطنه آموخت. فنون ادب را (انموذج و هدایة و مغنی و مطول) از محضر شیخ محمدحسین سبزواری و پدر خود (کتاب گوهر مراد را پیش پدرش خواند) فراگرفت، در هشت سالگی به نظم شعر پرداخت، بیشتر اشعار وی به سبک خراسانی است.
سالها تصدی امور آستان قدس رضوی را بر عهده داشت و چندی نیز کفیل استانداری خراسان بود. وی در همان حال عضویت هیئت مدیره کارخانهی نخریسی و برق خسروی را نیز داشت. ضمنا دورههای دوازدهم و سیزدهم مجلس شورای ملی نمایندهی قوچان بود. در سالهای آخر عمر در مشهد انزوا گزید و به تأسیس انجمن ادبی فرخ اقدام کرد. در سال 1353 دانشگاه مشهد به محمود فرخ مقام استادی افتخاری دانشکدهی ادبیات و علوم انسانی آن دانشگاه را اعطاء کرد.
فهرست آثار وی به شرح زیر است: تصحیح و چاپ تاریخ مجمل فصیحی خوافی (سه جلد، 1339)؛ مناظرات و اخوانیات، سفینهی فرخ (دو جلد، 1332)؛ دیوان اشعار ( شامل چهار هزار بیت که به چاپ نرسیده است)؛ روضهی خلد (1345)؛ مثنوی فروزنده و منتخب آثار و شرح احوال استاد منشی باشی نصرت (1331)؛ خلاصهی احوال و منتخب آثار اوحدی اصفهانی معروف به مراغهای و مثنوی منطقالعشاق یا ده نامهی احدی (1335). از فرخ چند مقاله تحقیقی و ادبی در مجلههای «آینده» «یغما» «فرهنگ خراسان» و «یادگار» طبع شده است.
سید امیر نودهی در ۸ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۲۶ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷:
سلام و درود بر بزرگان ادب و زحمتکشان سابت گرانمایه گنجور.
گفتار همه عزیزان درست ولی نوشتار شهرام بنازاده عزیز به نظر به حق و اصل نزدیکتر میاید. ولقد خلقنالانسان و نعلم و ما توسوس به نفسه " و نحن اقرب الیه من حبل الورید " ...
گفتی که منم درتو ، تو در من و من در تو
چون است نمیگنجد چونان منی اندر تو ...
پایدار باشید.
ارشیا جعفری در ۸ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۷:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۶:
دوستان میشه یکی لطف کنه و بیت آخر رو توضیح بده
همایون در ۸ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۸۸:
سخن تازه و زیبایی از عشق که چون سرهنگی و پاسبانی هر چه چیز با ارزش و زیبا و هر چه لطیف و پر ارزش در هستی هست را به زور میستاند و همه را به دل انسان میبخشد
این حقیقت با ارزش را جلال دین با رفتار خورشید با ماه و از کار بهار با باغ در مییابد و تشبیه بسیار زیبا و کارآمدی از آن میسازد
هر چه به عشق بدهیم و به عشق به پردازیم زیانی نمی کنیم بلکه سراسر سود میبریم و این تنها راه سود جستن از هستی است که اجازه به دهیم عشق دنیا را برای ما ترسیم کند و از نگاه آن به هستی بنگریم و آن چه آموخته و میآموزیم را به عشق سپاریم و در عوض آن چه عشق به ما میدهد را با وجود خود در آمیزیم
همایون در ۸ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۸۷:
انسان به یک میو شرابی نیازمند است تا از وضعیتی که در آن قرار دارد به کلی رها شود این باده را که شراب حق نام دارد خود انسان میسازد چون حق در ذهن انسان است و با دنیای بیرون کاملا فرق میکند
این میآسمان را و زمین را و هر چه در آن روی میدهد را به گونه دیگری نشان میدهد و به صورت دیگری در میآورد که روح انسان آن را دوست دارد و عقل در فهم آن فرو میماند
این باده آنچه در بیرون و واقعیت خودنمایی میکند را بر هم میزند، مرگ را از کار میاندازد و انسان را به جا و منزلت عظیمی میرساند که حق اوست و به همین دلیل این باده حق نامیده میشود
این رندی و زیرکی انسان عاشق است که پی برده است که واقعیت آن چیزی نیست که ما مشاهده میکنیم و به همه آن را باز گوی میکنیم بلکه هستی هیچ صورت ظاهری ندارد و این انسان است که بر اساس منزلت و مقام خود و آنچه در درون خود حس میکند می تواند به هستی صورت به بخشد
برای این که از صورت خشک ساخته شده از رویدادهای محدود زندگی رها شویم باید راه و رسم شراب سازی و شراب نوشی را از این یاران که همیشه می درخشان در کفّ خود دارند بیاموزیم
۷ در ۸ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۰۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۳۶:
"که خردمندان گفتهاند نان خود خوردن و نشستن به که کمر شمشیر زرّین به خدمت بستن"
نان در اصل " نَغَن " بوده است و در گذر زمان به نان تبدیل شده است.
واژگان دیگر که میتوان نمونه آورد نغز است که به ناز تبدیل شده است.
نَغُل نیز به مرور به آغل تبدیل شده است.
۷ در ۸ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۴۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » دیباچه:
دایه=دای+ه
دای=مادر
دایه=آنکه به مادر ماند
مانند: پای و پایه
دایی=منسوب به دای یا مادر
nabavar در ۸ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۷:
جناب حمید رضای گرامی
” دلایل قوی آمد و معنوی “
سپاس از پاسخ شما
استاد سخن چنین که فرمودید کم ندارند:
در غزل 315 نیز که اتفاقاً شما دکلمه کرده اید و مثل همیشه بسیار خوب از عهده بر آمده اید، لغات : حجاز ، تیز ، خیز ، جحاز و ،،،،،را هم قافیه کرده ، و چون سعدی ست خرده نتوان گرفت
زنده و پایدار باشید
جاوید مدرس اول رافض در ۸ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۸: