گنجور

حاشیه‌ها

حسن عبدالکریمی در ‫۸ سال قبل، شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۵۱ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:

پیری وجوانی چوشب و روز بر آمد ماشب شد وروز آمد و بیدار نگشتیم.

nabavar در ‫۸ سال قبل، شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۸:

معاشر دلبری شیرین و ساقی گلعذاری خوش
بگزاریم این مرتبه دامن حافظ را پاک ببینیم:
دلبر معاشر همان ساقی گلعذار باشد

نادر.. در ‫۸ سال قبل، شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۴:

اگر چه ذره نمایم، ولیک خورشیدم
اگر چه جزو نمایم، مراست کل وجود..

نادر.. در ‫۸ سال قبل، شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۱۱ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد سوم » نغمهٔ حسرت:

دوست عزیز اواز ابوعطا و در گام شور است
به جهت اینکه استاد در نظر داشته اند گوشه عشاق و .. را نیز در ادامه گوشه حجاز در نتهای بالا اجرا نمایند، درامد ابوعطا را در نتهای پایین تر اغاز نموده اند و این گمان را در شما ایجاد نموده که اواز شور است..

شیرین در ‫۸ سال قبل، شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۸:

مصرع دوم ... تاج شاهی طلبی گوهر ذاتی بنما
چند نسخه دیده ام که بجای تخمه گوهر ذکر شده که بسیار فصیحتر و ادبیتر بنظر می آید و با ادبیات حافظ هم خوانی بیشتری دارد
ور خود از گوهر جمشید و فریدون باشی

هیچ در ‫۸ سال قبل، شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۷۱:

هیچ نمیتوان گفت... مولانا شیرین سخن ترین شاعر است.

مهسا در ‫۸ سال قبل، شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۴۸ دربارهٔ سعدی » مواعظ » مثنویات » شمارهٔ ۳۸:

معنی این دو بیت به این صورت است:
به سوگندِ بیشترِ مردم اعتمادی نیست. گرویی بستان که حساب و کتابت به هم نخورد!

مسعود در ‫۸ سال قبل، شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۲۳:

مهدی یغمایی جدیدا این شعرو خونده بسیار زیباست...
معنی مصرع گر من بمیرم.. چی میشه؟

سهیل قاسمی در ‫۸ سال قبل، شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۲۵ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:

کلمه آخر (قافیه) در بیت اول در کتاب کلیات عراقی به تصحیح استاد سعید نفیسی، چاپ سوم، صفحه صد و چهل و پنج، «مباهات» درج شده است.

سیدجواد روحانی در ‫۸ سال قبل، شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۲۵ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد سوم » نغمهٔ حسرت:

دستگاه این آهنگ اگر اشتباه نکنم در مایه شور است .
نه ابوعطا

امین در ‫۸ سال قبل، شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۱۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۴:

مصراعی از شعر اشتباه ذکر شده و وزن هم بهم خورده که امید است تصحیح گردد در نسخه کابل این شعر اینطور آمده:
که قیامتی شده شش جهت ز تبسم نمکینی ات

روفیا در ‫۸ سال قبل، شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۸:

کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش
معاشر دلبری شیرین و ساقی گلعذاری خوش
به به!
حافظ جان یک چشمش به معاشر و چشم دیگرش به ساقی گلعذار بود.

نریمان در ‫۸ سال قبل، شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۲۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴۰ - عتاب کردن آتش را آن پادشاه جهود:

با درود
در ادامه بیت (آتش شهوت.......) در مصرع دوم کلمه باغیان به اشتداه باقیان درج شده است.⬅با رجوع به دهخدا کلمه (باغی) همین بیت شاهد آمده است.

نیکومنش در ‫۸ سال قبل، شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:

درود بیکران بر دوستان جان
حافظ دلداده محبوبی است که بنا به گفته خویش به چهارده روایت قران را ازبر داشته ودر راه معبود مجاهدتهای فراوانی داشته است و سوز و اتش درونی اش باعث شده که تمام روزنه ها و کوچه و پس کوچه های عشق را یکی پس از دیگری سرک کشیده و مسیر طی حقیقت را در نهایت پیدا کرده ودر راه وصال دوست قدم بر داشته وبه جاودانگی رسیده است وانچه از خویش به یادگار گذاشته صدای سخن عشق بوده که حتی یک حرف وتنها یک حرف از غزلیات حافظ را نمی توانید بیابید که به دنبال مدح و ستایش وچاپلوسی امیر و حاکمی باشد و انجا هم اگر نام از شاه و یا وزیر در ابیات پایانی خویش می اورد کاملا ایهام بر انگیز بوده واگر به محتوای مفهومی غزل توجه کنیم در می یابیم که نام ان شخص یا حاکم به صورت مجاز استفاده شده و معنی ذاتی ان اسم ویا نام اشاره به محبوب ازلی یا پیر و مراد دارد .
نکته قابل توجه در غزلیات خواجه این است که ساختار متنی و شعری غزلیاتش را چون قران کریم امیخته به صورت و باطن کرده و صورت و باطن و مفهوم ابیات در تنیدگی پیچیده ای از هم قرار گرفته و استخراج مفهوم را سختر می کنند که تنها جویندگان و پویندگان حقیقت با مجاهده به درون کلام راه یابند و برای دست یابی به درون ابیات صرفا نیاز به دل عاشق داشتن است و هیچ احتیاجی به مستندات تاریخی نیست چون خواجه شعر خویش را از قالب زمان و مکان خارج کرده است
تلاش برای یافتن ارجاعات فردی و شخصی در شعر حافظ همانند تلاش کسی است که انگشتان راهنمایی که به سمت ماه نشان رفته است را چسبیده و از خود ماه غافل مانده است در حالی که راهنما به دنبال نمایاندن ماه و زیبایی اوست .
حافظ با هوشیاری و به موجب اتصال به حقیقت توانسته عصاره مفهومی کتاب مقدس را در غالب غزل وبه شکل کاملا ایرانی ومنطبق بر ذوق و سلیقه و فرهنگ ایرانی ارائه داده و کام جویندگان حقیقت در سرزمین ایران را شیرینی بخشد به شکلی که هر خانواده ایرانی یک نسخه غزلیات خواجه را در کنار کتاب مقدس به همراه داردو به جرات می توان گفت که حتی یک حرف از ابیات و غزلیات حافظ مربوط به غیر نبوده و در مسیر عشق و سلوک و حققیقت جویی و توحید سردوه شده است که تنها زاز ماندگاری شعر خواجه می باشد لذا در تشریح ابیات خواجه در ابتدا میبایستی افق توحید گرایی حافظ را مد نظر داشته و سپس به رمز گشایی شعر حافظ بپردازیم

حسین قربانی در ‫۸ سال قبل، شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۴۲ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۲۳:

تشنه ام ساقی بیاور کاس را
فکر می کنم درستش باشه تشنه ام ساقی بیاور تاس را
ما بیرجندی ها به بعضی از کاسه ها می گیم تاس و قدیم توی اون آب هم بعضی ها می خوردن

شبرو در ‫۸ سال قبل، شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:

قبلا در باره بیت چهارم (ای که بر مه کشی از عنبر سارا چوگان - مضطرب حال مگردان من سرگردان را) صحبت کرده ایم. اما گفته نشد که یکی از معانی "حال"، "گوی" است و حافظ "مضطرب حال" و "سرگردان" را در ارتباط با "چوگان" آورده است. توضیحات بیشتر را ذیل غزل 255 داده ام.
حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵/

شبرو در ‫۸ سال قبل، شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵:

یکی از موضوعات شگفت انگیز و حیرت آور در شعر حافظ، وجود لایه های پنهان و رازآلود است که نبوغ بی نظیر حافظ آن ها را در پشت ظاهر ساده شعرش مخفی نموده است و چه بسا لایه هایی که هنوز کشف نشده اند و حافظ در ماورای آنها به ما لبخند می زند. چنان که خود می گوید: من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست...
در همین غزل این بیت را خواندیم:
حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب - جمله می‌داند خدای حال گردان غم مخور
لذت بردیم و دانستیم خدایی که "حال گردان" است و در دعا از او می خواهیم که: "حول حالنا الی احسن الحال"، حال و وضعیت کنونی ما را در فرقت جانان و ابرام رقیب می داند و امید است که این حال را بگرداند. دائما یکسان نباشد حال دوران.
بیت زیبایی است اما زیباتر و شگفت انگیزتر خواهد بود اگر بدانیم که در کلمه "حال گردان" راز دیگری نهفته است. و آن این است که یکی از معانی کلمه "حال"، همان "گوی" است که با چوگان می گردانندش و "حال گردان" ایهام زیبایی دارد در تغییر وضعیت و گرداندن گوی! اما این ادعا اتفاقی نیست و حافظ با علم قبلی این جادوها را بر کلمات جاری می کند. لازم است که شاهد از خود حافظ آورده شود:
در غزل 271 می فرماید: گفتم از گوی فلک صورت حالی پرسم - گفت آن می‌کشم اندر خم چوگان که مپرس! "حال" را ببینید که حتی زیباتر از مثال قبل در دو معنی گوی و چگونگی وضعیت آمده است.
شاهد دیگر از غزل 9 است: ای که بر مه کشی از عنبر سارا چوگان - مضطرب حال مگردان من سرگردان را. باز هم حال با چوگان و گرداندن آمده است.

شبرو در ‫۸ سال قبل، شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۹:

در تأیید فرمایش آقای عباسی که درباره دو بانگ پیاپی "آر" در پایان ابیات گفته بودند، خوب است مقایسه ای داشته باشیم بین این غزل و غزل قبلی با مطلع "ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر".
هر دو غزل مطلب یکسانی بازگو می کنند و به احتمال زیاد غزل حاضر صورت تکمیل شده غزل قبل است و شاید خود حافظ ضعف های غزل قبل را دریافته و نهایتا غزل را به این صورت طبع فرموده است.
اول: همان دو بانگ پیاپی "آر" (یار بیار) که در این غزل بسیار زیباتر و تأثیرگذارتر از ترکیب "به من آر" غزل قبل دیده می شود و در تمام ابیات وجود دارد.
دوم: مصرع دوم بیت اول در هر دو غزل را مقایسه کنید. اولی می گوید: "زار و بیمار غمم راحت جانی به من آر" و دومی: "ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار". در اولی کلمات زار و بیمار مترادف اند و عطف آنها به یکدیگر برای پرکردن وزن بوده است و بی هر کدام از آنها خللی در معنی نیست. مصرع اول بیت چهارم (در غریبی و فراق و غم دل پیر شدم) نیز همین گونه است. برخلاف آن در مصرع دوم غزل دوم از بردن اندوه که یک مطلب است و بعد از آن آوردن مژده دلدار که مطلبی دیگر، در قالب یک مصراع کوچک صحبت شده و قاعده "معنی بسیار در لفظ اندک" بیشتر رعایت شده است.
سوم: مصرع دوم بیت سوم غزل قبل با "ز ابرو" شروع می شود و شکستی که در تلفظ آن به صورت "زبرو" وجود دارد دور از لطف می نماید.
چهارم: غزل قبل پایان خوبی ندارد و از روی ناچاری و بدون قرینه معنایی مناسب، مطلع غزل تکرار شده است.
می توان گفت بهترین بیت غزل قبل همانا بیت ماقبل آخر است: ساقیا عشرت امروز...
اینها همه هوشمندی و لطافت طبع و نبوغ حافظ را می رساند که این غزل را به جای غزل قبل پدید آورده است.

۱
۳۱۸۹
۳۱۹۰
۳۱۹۱
۳۱۹۲
۳۱۹۳
۵۷۱۱