محسن در ۸ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷:
می فرمائید : شصت سال است که با حافظ دوستم و لاف می زنم” کز چاکران پیر مغان کمترین منم”
جالب است کسی به لاف زدن خود افتخار کند
،،،
معنای لاف:چاخان، خودستایی، دعوی، رجز، گزافه گویی، مبالغه گویی، هرزه درایی
عجب ادبیاتی
ناصرزاده در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۲:
معنی "رکوی" چیه؟
همایون در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۰۸:
غزل گفتگوی عشق است گفتفوی عاشق با عشق که گاه چون آتشی و گاه چون دریایی و گاه چون باغای او را در خود میگیرد و با آنکه با او یکی میشود ولی چون چنگی به نوا در میآورد و خاموشی او را نعره ساز میکند و هر دم افسانه نو آغاز
انسان خود زاده عشق است و عشق جان انسان است و عاشق کسی است که با عشق یکی میشود و این یگانگی را حس میکند و ویژگی آنرا در خود نیز مییابد همانگونه که در همه چیز و همه جا آنرا میبیند
این ویژگی عشق است که در هر صورت افرینندگی میکند و آرام نمی گیرد در پیوستگی جدایی و سازندگی میکند در دوستی بیگانگی مینشاند و در جهل معرفت و در ناز راز قرار میدهد این گونه فتنهها تنها از دست عشق ساخته است که خاصترین و استثناییترین است در هستی
nabavar در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷:
آقای بیات
با حافظ دوست بودن دلیل درست بودن کلام شما نیست
هستند بسیار کسان که بیش از شما با حافظ مأنوسند ولی هنوز به بیراهه می روند.
طبق نظر استادان بزرگی چون دکترمحمدجعفر محجوب و دیگران
این غزل در رسای ابو اسحاق است
هنوز دلیل قابل قبولی برای اثبات نظر خود ارائه نکردید
امید که داشته باشید
همایون در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۰۹:
پندار نیک که با خیال آمیخته است راه گفتار نیک را میگشاید که مانند گوهر و الماس میماند در زندگی انسان زیرا راه را برای کردار نیک میگشاید و این سه میدان و پهنه و چرخه وجود و حضور انسان در هستی است
گل نشانه نویی در باغ وجود است و بهار نشانه چهره یار نا پیدای ما در هستی است که همه گونه همراهی و هماهنگی با خیال خرم و نو آور ما را پدید میآورد زیرا به نا محدودی و بی پایانی راه دارد
خیال یار ما را مانند یار خسرو و سرور هستی بی پایان و آفریدگار میکند و زیباترین و ارزشمندترین آفریدگاری ما همانا سخن است
زیرا سخن لطافت انسان است وقتی لطافت بیاید بقیه کارها خود بخود پیش میرود مانند چنگی که در دست لطیفی قرار بگیرد با آرامی به نوا در میآید و هیچ کوشش زیادی نیاز نیست چون ممکن است سیمهای آن پاره شود
خیال یار بهار جان است و بهار جان خرمی زندگی است و گنج وجود و بالندگی انسان و سخن
Hamid Farhan در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۵۵ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۳:
بیت چهارم ز دست کیست صحیح تر میباشد
نادر.. در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۶۴:
غلام عشقم، کاو نقد وقت میجوید..
۷ در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۵۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۵ - شنیدن خسرو از اوصاف شِکر خانمِ اسپهانی (اصفهانی):
مزن زن را ولی چون بر ستیزد
چنانش زن که هرگز برنخیزد
چنان گو راز خود با بهترین دوست
که پنداری که دشمنتر کسی اوست
چو دوزی صد قبا در شادکامی
بدر پیراهنی در نیک نامی
۷ در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۷:
آرد و نارد
سخن دراز کشیدیم و همچنان باقیست
که ذکر دوست نیارد به هیچ گونه ملال
مکن با هیچ بد محضر نشستی
که نارد در شکوهت جز شکستی
نظامی
نادر.. در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۹۴:
من باغ جان بدادم، چرخشت را خریدم
بر جامِ می نبشتم این بیع را قباله..
همت در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
ترک شیرازی یا ترک تبریزی؟
ظاهرا جناب خواجه حافظ چون از شیراز خارج نمی شده، همه زیبای ها را در اهالی آن می دیده است.
نادر.. در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۰۸:
جانِ شبی، دل ز شبم برمکن...
منوچهر تقوی بیات در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷:
دوستان گرامی و دوستداران حافظ و فرهنگ ایران، بهترین مرجع برای درک معنای سروده های حافظ دیوان اوست. مثلا واژه رند نزدیک به صد بار در دیوان حافظ آمده است اگر ما در صد غزل معنای رند را با هم بسنجیم و معنای درست این واژه را دریابیم به مرجع دیگری مانند ادوارد براون که یک انگلیسی با غرض و مرض هست نیاز نخواهیم داشت. پژوهش در دیوان عبید و دیوان حافظ، سفر ناگهانی عبید به بغداد هنگام آمدن امیر مبارز به شیراز ، شعر هایی که این دوشاعر سروده اند، قافیه هایی که از هم وام گرفته اند و مفاهیمی که در کنار آن قافیه ها به کار برده اند. ممدوحین مشترکی که داشته اند ، موضوع ها و درونمایه ی اشعار این دو شاعر به ما کمک می کند تا میزان دوستی آن ها را درک کنیم. حافظ نه به بغداد رفته و نه با شیخ اویس حسن ایلکانی کاری داشته اما چون او ممدوح عبید بوده حافظ به خاطر عبید او را ستوده؛
احمدالله علی معدله السلطانی
احمد شیخ اویس حسن ایلکانی ...
و در همان غزل با عبید هم با اشاره مغازله کرده است. به عبید می گوید:
از گل پارسی ام غنچه ی عیشی نشکفت
حبذا دجله ی بغداد و می ریحانی
سر عاشق که نه خاک در معشوق بود
کی خلاصش بود از محنت سرگردانی
ای نسیم سحری خاک در یار بیار ( مقایسه کنید با یاد باد آن که سر کوی تو ام منزل بود ـ دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود)
تا کند حافظ ازو دیده ی دل نورانی
به دلیل سخت گیری های امیرمبارز هر روز زندگی کردن برای حافظ در شیراز ناگوارتر می شود، آرزوی می کند که به بغداد برود:
ره نبردیم به مقصود خود اندر شیراز
خرم آن روز که حافظ ره بغداد کند. (7/185)
عبید که از حافظ حدود بیست سال بزرگ تر بوده دانشمند به نامی بوده است. حمدالله مستوفی همشهری و معاصر عبید در سال 730 هجری که عبید هنوز جوان بوده است، او را از صدور و وزراء نامیده است. عبید اگر در سرودن شعر به پای حافظ نمی رسد در ادب فارسی و عربی استاد حافظ به شمار می رود. حافط خود می گوید:
یاد باد آن که به اصلاح شما می شد راست
نظم هر گوهر ناسفته که حافظ را بود
یعنی کسی سروده های حافظ را اصلاح می کرده است. در کلیات عبید زاکانی، به تصحیح عباس اقبال و شرح و تفسیر پرویز اتابکی، بنیاد نشر کتاب، ص.23 می خوانیم: «در تذکره ی دولتشاه سمرقندی چند حکایت راجع به عبید و مشاعرات او با جهان شاه خاتون[(برادر زاده ی شاه شیخ ابواسحاق / م . ت. ب] و سلمان ساوجی و ذکر تألیفی از او بنام شاه شیخ ابواسحاق در علم معانی و بیان و غیره هست ...
من بیش از شصت سال است که با حافظ دوستم و لاف می زنم" کز چاکران پیر مغان کمترین منم"
دوستی و ارادت دراز مدت مرا با شعر او آشنا کرده است.
منوچهر تقوی بیات
کیوان شریعتی نژاد در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۱۸ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:
@محمد علی مشایخی
در پاسخ به دوست عزیز جناب آقای محمد علی مشایخی در مورد توجیه تثلیث توسط شاعر شاید مقصود این بوده که آن ترسا خود اهل دل بوده و به نگاه وحدت به تثلیث مینگریسته و به ادعای عاشقی عاشق خورده میگیرد.
رضا در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۴۸:
سلام درجستجوی غزل188هستم.لطفا همکاری بفرمایید.باتشکر
نادر.. در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲۹:
هر موی من از عشقت بیت و غزلی گشته..
نادر.. در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۰۳:
باغبانان عشق را باشد
از دل خویش میوه برچیدن..
محمدجواد رحیم پور در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۰۱ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:
این شعر در برنامه موسیقی ایرانی توسط عبدالوهاب شهیدی باهمکاری هایون خرم ،
محمدجواد رحیم پور در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۷:۵۹ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:
این غزل در برنامه موسیقی ایرانی با صدای خوش استاد عبدالوهاب شهیدی و با همکاری اساتید همایون خرم - مجد-ناهید-محسنی و افتتاح اجرا شده است و ترانه من و خاکستر با صدای عهدیه آهنگیست از منوچهر لشکری که توسط ارکستر نکیسا به رهبری کسروی هم در این برنامه اجرا شده است
روفیا در ۸ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱۰: